چه كنيم تا گرفتار روابط ويرانگر نشويم ؟

 

                            چه كنيم تا گرفتار روابط ويرانگر نشويم ؟

 

 

روابط دختر و پسر از نگاه قرآن كريم  :

1ـ  داستان موسي (ع) و دختران حضرت شعيب [1]  :

 

داستان مربوط به زمانی است که حضرت موسی از شهر مصر با ترس و نگرانی از دشمن ، به جانب مدين بيرون رفت . چون به سر چاه آبی در حوالی شهر مدين رسيد ، آنجا جماعتی را ديد که گوسفندان شان را سيراب می کردند . و دو زن را يافت که دور از مردان در کناری به جمع آوری گوسفندان شان مشغول بودند . موسی به جانب آن دو رفت و گفت شما اينجا چه کار می کنيد ؟ گفتند که : ما منتظريم تا مردان ، گوسفندان شان را سيراب كنند ، باز گردند ، آنگاه ما گوسفندان مان را سيراب کنيم و پدر ما هم ،  مردی سالخورده است .

موسی گوسفندان شان را سيراب کرد و سپس رو به سايه آورد و دست به دعا برداشت . و حضرت موسی هنوز از دعا  لب فرو نبسته بود ، كه ديد يکی از آن دو دختر با کمال وقار و حياء باز آمده گفت : پدرم از تو دعوت می کند تا به منزل ما آيی و در برابر آبدهي گوسفندان ما ، به تو پاداش دهد . چون موسی نزد پدر دختران ( شعيب ) رسيد و سرگذشت خود را با شعيب حکايت کرد ، شعيب گفت اينک هيج نترس که از شر قوم ستمکار نجات يافتی . در اين هنگام ؛ يکی از آن دو دختر ( صفورا ) گفت : ای پدر اين مرد را براي كار خود اجير کن که وي بهترين کسی است که مي توان براي انجام كار  به خدمت برگزيد ، چرا كه او هم امين است و هم توانا . شعيب خطاب به حضرت موسي (ع) كرد و گفت : من اراده كرده ام که يکی از دو دخترم را به نکاح تو در آورم  ...

*  پيام ها [2] :

 

1ـ در يك رابطه ضروري و حداقلي ميان دختر و پسر ؛ بايستي رفتار ، نگاه ،  پوشش و گفتار آندو  بر اساس اصل « حياء »  باشد .

خداي رحمان در توصيف راه رفتن دختر شعيب مي فرمايد : « تمشی علی استحياء » (قصص / 26 ) زيرا شيوه حرکت ، سبک سخن گفتن ، نحوه لباس پوشيدن حامل پيام است و در هر فرهنگی ، با مخاطبش سخن می گويد .

 

فرق بين حيا و شرم : « حيا » : « کنترل ارادی رفتار ، به منظور حفظ حريم بين خود و ديگران » و « شرم » : يک نوع ناتوانی در اظهار وجود و ابراز خود است .

2-  پدران و مادران بايد بر رفتار فرزندان شان با مهرباني و احترام به شخصيت آنان و به دور از هر گونه توهين نظارت كنند ؛ و در مقابل نوجوانان و جوانان هم بايد براي كسب آگاهي بيشتر و استفاده از تجارب پدر و مادر با آنان مشورت نمايند .

 

وقتي كه بر خلاف عادت هر روزه ، آن دو دختر ، زودتر به خانه برگشتند ، پدر با تعجب پرسيد : چه شد که امروز زود بازگشتيد ؟ دختران گفتند : مرد صالحی بر سر چاه بود که با مشاهده وضع ما بر ما ترحم کرد و گوسفندان مان را آب داد و ما زود تر به خانه آمديم .

3-  بايد از نگاه ناورا « چشم چراني » خودداري ورزيد . که از آن به « غض بصر » [3] تعبير شده است . فرمان قرآن در اينجا اين است كه بايد از نگاه خيره ، هوس آلود و کنترل نشده پرهيز نمود .

چه بايد كرد ؟

 

اوّلاً : بايستي ميان والدين و فرزندان ، روابط صميمي حاكم باشد . كه فرزندان بتوانند در يك محيط سالم و قابل اعتماد ، براحتي مشكلات خود را با والدين در ميان بگذارند .

ثانيا : والدين بايد شرايط نسل جديد را درك كنند ؛ واقعيتها را ببينند ؛ سعة‌ صدر داشته باشند ،‌ تا با درايت و گفتگوي منطقي با آنان براي حل مشكل اقدام نمايند .

دختران و پسران مسلمان و پاك بايد بياموزند كه در اولين برخورد تأثير گذار با جنس مخالف ؛ آن را با پدر و يا مادر و يا با يك مشاور آگاه و مسلمان مطرح كنند تا بتوانند از تجارب علمي و عملي آنان بهره برده و قبل از اينكه دچار آسيب هاي جدي شوند تصميم عاقلانه اي بگيرند . چنان چه اگر دختر و پسر مسائل و برخورد هاي قابل توجه روزانه خود را با افراد مجرب مطرح كنند و والدين و مشاوران نيز بتوانند در حلّ مسائل شان نقش مفيد و سازنده اي را ايفاء كنند ؛ مي توان اميدوار بود كه جلوي بسياري از روابط پنهاني و ناسالمي كه احتمال دارد بعد از برخورد نخستين شكل بگيرد ، گرفته مي شود .

 

ý      داستان حضرت يوسف (ع) و زليخا  [4] 

 

* وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ : مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ﴿23﴾  « و زني كه يوسف در خانه او بود ؛ از يوسف از طريق مراوده و ملايمت تقاضاي كام گيري كرد و درها را ( براي انجام مقصودش ) محكم بست و گفت : براي تو آماده ام . يوسف گفت : پناه به خدا كه او پروردگار من است و مقام مرا گرامي داشته است . قطعاً ستمگران رستگار نمي شوند . »

* وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ . (24 ) و همانا (همسر عزيز مصر) قصد او (يوسف ) را كرد و او نيز اگر برهان پروردگارش را نمي ديد (بر اساس غريزه ) قصد او را مي كرد. اينگونه (ما او را با برهان كمك كرديم ) تا بدي و فحشاء را از او دور كنيم ، چرا كه او از بندگان برگزيده ما است .

پيام ها [5] : 

 

*  معمولاً عشق در اثر مراوده و به تدريج پيدا مي شود . وجود دائمي يوسف در خانه زليخا كم كم سبب عشق مادي شد 

*  حضور مرد و زن نامحرم ، در يك محيط بسته ، زمينه را براي گناه فراهم مي كند 

*  تقوا و ارده ي انسان ، مي تواند بر زمينه هاي انحراف و خطا غالب شود 

*  خطر غريزه ي جنسي به قدري است كه براي نجات از آن ، بايد به خداي رحمان پناه برد . 

*  تلقين ياد خدا به نفس خود ، نقش مهمي در ترك گناه دارد

*  ياد كردن الطاف الهي و عاقبت گناه ، مانع از ارتكاب آن است . «  مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ »

*  يك لحظه گناه مي تواند انسان را از رستگاري ابدي دور كند . « إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ »

*  انساني كه مقام و منزلت خود را مي داند خود را به بهاي كم و زودگذر نمي فروشد .

* انبيا نيز در غرايز ، مانند ساير انسان ها هستند ولي به دليل ايمان به حضور خداوند ، گناه نمي كنند . (هم ّم بها لولا ان رآ برهان ربّه )

* بهانه ي بسته بودن درها كافي نيست ، بايد به سوي درهاي بسته حركت كرد شايد باز شود . (استبقا الباب )       

 

امام صادق (ع) فرمود: ((برهان رب )) همان نور علم و يقين و حكمت بود كه خدا در آيات قبل فرمود : (و اتيناه علما و حكما)

 

 حیا در خلوت ؛ سکوی پرش

 

1ــ  شیخ رجبعلی خیاط (نکوگویان)

 

جناب شیخ رجبعلی خیاط (نکوگویان) ،از اولیاء خوب خداوند هستند که به خاطر دوری از گناه وپاکدامنی در جوانی به مراتب و مقامات بالایی رسیدند.

من استاد نداشتم ولی گفتم : خدایا این را برای رضایت خودت ترک میکنم و از آن چشم می پوشم تو هم مرا برای خودت درست کن.

حضرت آیت الله میلانی(ره) در مرد این داستان فرموده : به شیخ عنایتی شد و آن به خاطر دوری از گناهی بود که در ایام جوانی آن را به عمل آورده.

در ایام جوانی دختری رعنا و زیبا دلباخته ی من شد وسرانجام در خانه ای خلوت مرا به دام انداخت.با خود گفتم : رجبعلی ، خدا می تواند تو را خیلی امتحان کند ، بیا یک بار تو خدا را امتحان کن ! واز این حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا چشم پوشی کن . سپس به خدا گفتم : خدایا من به خاطر تو این گناه را ترک میکنم و تو هم بیا و من را برای خودت تربیت کن .

آنگاه مثل یوسف علیه السلام در برابر گناه مقاومت می کند و از آلوده شدن دامن به گناه اجتناب می ورزد و از دام گناه می گریزد.بعد از این ماجرا به عنایت خداوند دیده ی برزخی وی روشن می شود و آنچه را که دیگران نمی دیدند و نمی شنیدند ، میدید و می شنید.از آن موقع به بعد در ملاقات های او با امام زمان (ع) به روی اوگشوده شد و بسیار به دیدار مولایش مشرف شد، تا جایی که حضرت به مغازه ی ایشان تشریف می آوردند.

مقبره ی جناب شیخ در شهر ری ـ ابن بابویه ، قرار دارد و زیارتگاه عاشقان است .

 

 2ــ  محمّد ابن سیرین [6]

 

محمد ابن سیرین همیشه پاکیزه بود و بوی خوش می داد. روزی شخصی از او پرسید : علت چیست که از تو همیشه بوی خوش می آید.گفت : قصه ی من عجیب است .آن شخص او را قسم داد که قصه ی خود را برای من بگو . ابن سیرین گفت : من در جوانی بسیار زیبا و خوش صورت و صاحب حسن و جمال بودم و شغلم بزازی بود روزی زنی به دکانم آمدند و مقداری پارچه خریدند . چون قیمت آن معین شد گفتند : همراه ما بیا تا قیمت آن را به تو پرداخت کنیم در دکان را بستم و همراه ایشان راه افتادم تا به جلوی خانه ی آنان رسیدم آنها درون رفتند ومن پشت در ماندم . پس از مدتی زن بدون آنکه کنیزش همراهش باشد مرا به داخل خانه دعوت کرد چون داخل شدم خانه ای دیدم از فرشها و ظروف عالی آراسته ; مرا بنشاند و چادر از سر بر گرفت او را در نهایت حسن و جمال دیدم خود را به انواع جواهرات آراسته بود : به کنارم نشست و با ظرافت و ناز و عشوه و خوش طبعی با من به سخن گفتن درآمد ; طولی نکشید که غذایی مفصل و لذیذ آماده شد بعد از صرف غذا آن زن به من گفت : ای جوان میبینی من پارچه و قماش زیاد دارم ; قصد من از آوردن تو به اینجا چیز دیگری است و من میخواهم با تو همبستر شوم و کام دل برآرم . من چون مهربانی ها و عشوه بازی های او را دیدم نفس اماره ام به سوی او میل کرد ، ناگاه الهامی به من رسید که قائلی از سوره ی « والنازعات » این آیه را تلاوت کرد که : « و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنه هی الماوی »

« اما هر کس بترسد از مقام پروردگار خود و نفس خود را از پیروی هوای نفس بازدارد بدرستی که منزل و جايگاه او بهشت خواهد بود »

وقتی به یاد این آیه افتادم عزم خود را جزم نمودم که دامن پاک خود را به گناه آلوده نکنم . هر چه آن زن با من به دست بازی درآمد;من به او توجه نکردم;چون آن زن مرا به خود مایل ندید به کنیزان خود گفت:تا چوب زیادی آوردند.وقتی مرا محکم با طناب بستند زن خطاب به من گفت :

یا مراد مرا حاصل کن یا تو را به هلاکت می رسانم.به او گفتم : اگر ذره ذره ام کنی مرتکب این عمل شنیع نخواهم شد.تا اینکه مرا بسیار با چوب زدند بطوری که خون از بدنم جاری شد ..با خود گفتم که باید نقشه ای به کار بندم تا رهایی یابم.گفتم : مرا نزنید راضی شدم . و دست و پایم را باز کردند بعد از رهایی پرسیدم : محل قضای حاجت کجاست ؟ راهنمایی کردند.رفتم در مستراح و تمام لباسهایم را به نجاست آلوده کردم و بیرون آمدم ; چون آن زن با کنیزان به طرفم آمدند من دست به نجاست آلوده ی خود را به آنان نشان می دادم و به آنها می پاشیدم آنها فرار می کردند .

در این هنگام فرصت را غنیمت شمردم و به طرف بیرون شتافتم ; چون در خانه رسیدم در را قفل کرده بودند وقتی دست به قفل زدم به لطف الهی گشوده شد و من از خانه بیرون آمدم و خود را به کنار جوی آب رساندم و لباسهایم را شسته و غسل نمودم . ناگهان دیدم که شخصی پیدا شد و لباس های نیکویی برایم آورد و بر تنم پوشانید و بوی خوش به من مالید و گفت : ای مرد پرهیزگار تو بر نفس خود غلبه کردی و از روز جزا ترسیدی و خلاف فرمان خدا انجام ندادی و نهی او را نهی داشتی , این وسیله ای بود برای امتحان تو و ما تو را از آن خلاص کردیم . دل فارغ دار که این لباس تو هرگز چرکین و این بوی خوش هرگز از تو زایل نشود . پس از آن روز بوی خوش از بدنم برطرف نگردیده است .

به همین خاطر خدا علم تعبیر خواب به او عطا فرموده و در زمان او کسی مثل او تعبیرخواب نمی کرد.

 

 

راه هاي ترك گناه و تحصيل تقوي

 

1ـ  ترك زمينه گناه : كه مهمترين آن عبارت از است :

 

* كنترل چشم : بايد مواظب چشم خود بود كه مبادا به نامحرم و هر آنچه كه شهوت انگيز است ، نگاه شود .

 امام صادق(ع) : نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد» [7]

تا حد امكان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد.

* كنترل گوش : بايد از شنيدنى هايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينه ساز حرام هستند پرهيز شود. مانند نوار موسيقى ، صداى شهوت انگيز نامحرم و ... .

 

* كنترل گفتار و رفتار  :  شنيدن صداى دختر براى پسر، در صورتى كه قصد لذت بردن و خوش ‍ آمدن در كار نباشد، اشكالى ندارد. در عين حال ، بر اساس همان اصل ((روابط حداقل )) كه گفتيم ، مادام كه ضرورتى در كار نباشد، ترك آن ، عاقلانه تر است .

براى دختر، شايسته نيست كه در سخن گفتن با پسرى ، صداى خود را نازك كند و با عشوه و ناز ، سخن بگويد.

خداى متعال در قرآن ، به زنان مى فرمايد: « در حرف زدن ، صدا را نازك و مهيج نكنيد كه موجب طمع بيمار دلان گردد . »

و امام على (ع) مى فرمود : « به دختران جوان ، سلام نمى كنم كه مبادا پاسخ آنها دلم را به لغزش افكند . »

روح جوان ، فوق العاده تحريك پذير است . اشتباه است كه گمان كنيم تحريك پذيرى روح انسان از رسيدن به جاه و مقام و ثروت سير نمى شود ، در ميل جنسى (سكس ) نيز چنين است ، از اين رو اگر رفتارهاي دخنران و پسران در دوستي ها و اظهار محبت ها كنترل نشود ، و مرز هاي اخلاقي و مكتبي شكسته شود ، تمام ذهن و زبان نوجوان و جوان اشغال مي كند و دچار آسيب هاي اخلاقي ، اجتماعي و رفتاري خواهد شد .

رسول خدا (ص) فرمود  : بين مردان و زنان ، حريم ايجاد كنيد ، زيرا شكستن اين حريم‏ها آسيب‏هاي جبران‏ناپذيري دارد . [8]

هيچكس را با زنان محرم مدار       كه مثال اين دو پنبه است و شرار . [9]

و نيز فرمود : از خلوت كردن با زنان پرهيزيد ! قسم به خدايي كه جانم در دست اوست ، مردي با زني خلوت نمى‏كند ، مگر اين كه شيطان وارد مى‏شود . اگر خوكي آلوده به كثافت به انسان اصابت كند بهتر است از اين كه شانه زن بيگانه‏ اي با مرد نامحرم برخورد كند . [10]

«كارِن هورناى» : ارتباط زیادى بین محبّت و تمایلاتِ جنسى وجود دارد ; مثلا بسیارى از تمایلات و كشش هاى جنسى ، اوّلش با مهربانى و دوستى صاف و ساده شروع مى شود ; گاهى هم شخص ممكن است داراى تمایلات جنسى باشد ، ولى خودش آن را با تمایل به مهرورزى اشتباه كند . چنان كه كشش هاى جنسى هم ممكن است انگیزه ى احساسات محبّت آمیز باشد یا كم كم مبدّل به احساسات محبّت آمیز گردد; پس ارتباط نزدیكى بین تمایلات جنسى و احساسات محبّت آمیز وجود دارد (هر چند این ها دو نوع احساس متفاوت مى باشند.) [11] 

 

* ترك مصاحبت با دوستان ناباب : دوستانى كه باعث مى شوند انسان مزه گناه را مزمزه كند، در واقع دشمناني اند كه بايد از آنها پرهيز كرد.

امام سجاد(ع) : حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس را نهى فرموده : كذاب، گناهكار ، بخيل ، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است» [12]

البته اينها از مهمترين زمينه هاى گناه هستند كه بايد ترك شوند ولى كلاً هر چيزى كه زمينه گناه را فراهم مى كندبايد ترك شود.

 

2ـ  ترك فكر گناه (  كنترل فكر و خيال )  : ت

 

رك زمينه گناه سهم به سزايى در ترك فكر گناه دارد ازاين رو هر چه بيشتر و دقيقتر زمينه گناه ترك شود فكر گناه كمتر به سراغ انسان مى آيد. اين فكر گناه است كه شوق در انسان ايجاد مى نمايد و بعد از شوق اراده ى عمل سپس خود گناه محقق مى شود، مسلما تا اراده و شوق و ميل نسبت به كارى نباشد انسان مرتكب آن كار نمى گردد.

غريزه جنسى ، غريزه اى نيرومند ، عميق و پردامنه است كه هرچه انسان به آن ميدان بيشترى بدهد، آتش آن ، شعله ورتر مى گردد، نه خاموش تر. مثل افراد آزمندى كه هرچه پول بيشترى به دست بياورند، حريص تر مى شوند.

به عنوان نمونه ، قرآن كريم مى فرمايد: ((به مردان بگو چشم ها از نگاه ناروا بپوشند و اندام خود را پوشيده دارند و به زنان نيز بگو تا چشم ها از نگاه ناروا باز دارند و اندام خود را بپوشند.)) [13]

 

3ـ اشتغال به برنامه شبانه روزى :

 

حتما بايد شبانه روز خود را با برنامه ريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيد و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسه هاى نفس و شيطان به سراغ انسان مى آيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مى كشاند قال اميرالمؤمنين على(ع): «ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛ براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مى كند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى كشاند» [14]

برنامه ريزي براي کار مداوم

 

جوانان و نوجوانان از نيروي سرشار و فوق العاده اي برخوردارند. اين نيرو اگر در زمينه هاي ديگر مورد استفاده قرار نگيرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرايط سني آن ها در قالب امور جنسي و شهواني ظاهر خواهد شد. اگر جوانان و نوجوانان به کار مداوم عادت کنند و نيرو و توان خود رادر اين زمينه به مصرف برسانند تا حدودي از انحرافات اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي در آنان پيشگيري مي شود. کارهاي بدني موجب تعادل جسم و روان مي شود. اگر نيک بنگريم افرادي که به کار مداوم مشغول هستند و نيرو و استعدادشان را در زمينه هاي مثبت و سالم به کار مي اندازند، کم تر دچار انحرافات اخلاقي و بحران هاي روحي مي شوند. کار موجب مي شود نيرو و انرژي جوان قبل از آن که به چربي هاي اضافي تبديل گردد و اختلالاتي در ساز و کار اندام هاي بدن ايجاد گردد، از طريق سوخت و ساز مفيد و سالم به مصرف برسد.

 

4ـ روزه گرفتن :

 

روزه گرفتن قواى حيوانى و شهوانى انسان را تضعيف مى كند اگر قواى شهوانى ضعيف گشت قهرا فكر گناه هم كم رنگ مى شود. عن ابى جعفر(ع) قال: «اذا شبع البطن طغى؛ هرگاه شكم پر شود طغيان مى كند . [15] مفهومش اين است اگر شكم بر نشود طغيان نمى كند و بهترين قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.

تذكر اين نكته بسيار ضرورى است كه اولاً: روزه نبايد براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعاً حرام است.   ثانيا: براى كارهاى روزمره مخل نباشد.   ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج شنبه باشد نه بيشتر ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى يعنى ورزش دو برابر شود.

 

5 ـ ورزش :

 

هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش هايى باشد كه براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حركت هاى كششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد.

 

6ـ خدا را ناظر رفتار خود ببيند :

 

پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش  :  همة آنچه بيان شد، به نحوي مي توانند در پيشگيري از انحرافات اخلاقي و طغيان شهوت و غريزة جنسي نقش داشته باشند، اما آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهي است. ما در عصري زندگي مي کنيم که جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يک سره غرق در جاذبه هاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط کنوني، خلأ عظيم و هولناکي از اخلاق و معنويت پديد آمده و تمامي مشکلات انسان ها نيز از همين جا ناشي شده است.

اگر با تقويت ايمان و نيروي اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقويت گردند، بدون شک بخشي از مشلکات آنان به ويژه در زمينة مسايل اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي درمان مي شود.

اگر نوجوان از ته دل باور نمود که تمام اعمال و رفتار او را خدا مي بيند و بر اساس عملکرد افراد به آن ها پاداش مي دهد و اساساً سعادت و خوشبختي انسان به دست خودش مي باشد، در اين صورت احتمال اينکه مرتکب گناه نشود بسيار زياد است.

 

يقين داشته باشيد ، تا زماني که نيروي ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد، هيچ ضمانتي از شهوت و انحرافات اخلاقي وجود ندارد. به خصوص در وضعيت کنوني که عوامل تحريک کنندة بسيار زياد است. بنابراين قبل از هر چيزي سعي کنيد نيروي ايمان و تقوا را در وجود خويش بارور کنيد. اگر فکر و ذهن شما متوجه خدا باشد و هميشه نماز خود را اول وقت انجام دهيد، خداوند شما را ياري مي کند تا از هر گناهي مصون بمانيد و تحت تأثير شهوت و غريزة جنسي قرار نگيريد. خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنکر» به درستي که نماز انسان را از هر گونه آلودگي و عمل زشت و گناه دور نگه مي دارد. نماز واقعي نه تنها والاترين عامل کنترک شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقي تلقي مي شود، بلکه عامل تهاجمي عليه انحرافات و شهوت ها نيز محسوب مي گردد.

 

براي رفتن فكري بكنيم          ماندن چقدر حقارت آور است      وقتي كه عزم تو ماندن باشد

اگر بتواني موقع رسيدن را درك كني          براي رفتن        هميشه فرصت هست

امروز        در روزنامه خواندم        ته سيگارهاي چرچيل را       به قيمت گزافي فروخته اند

آه خدايا       آدم براي سقوط    چه شتابي دارد ...    به دلم گفتم : برگرد براي رفتن فكري بكنيم .

بدون خدا نمي توان زندگي كرد . بدون خدا نمي توان با دنياي پاكي ها آشنا شد . بدون خدا نمي توان آرامش را تجربه كرد . خداباورانند كه در برابر تباهي هاي جامعه ، خود را مسؤول مي شناسند و بي چشمداشت مي بارند : حقايق را بيان مي كنند . و با  قدرت و درايت ، براي كاستن و يا محو زشتي ها و بد اخلاقي ها قيام مي كنند . و جز از خداي رحمان ترسي به دل ندارند . « لا خوفً عليهم و لا هم يحزنون »   

 

  الا بذكر الله تطمئن القلوب . انسان در اصل روحاني است و نا آرامي هاي روحي او فقط در سايه ذكر خداوند به آرامش بدل مي شود . 

بود مردي پيش ازين نامش نصوح          بد ز دلاكي زن او را فتوح

بود روي او چو رخسار زنان                 مردي خود را همي‌كرد او نهان

او به حمام زنان دلاك بود                  در دغا و حيله بس چالاك بود

توبه‌ها مي‌كرد و پا در مي‌كشيد              نفس كافر توبه‌اش را مي‌دريد

گفت يارب بارها برگشته‌ام                 توبه‌ها و عهدها بشكسته‌ام

كرده‌ام آنها كه از من مي‌سزيد             تا چنين سيل سياهي در رسيد

توبه‌ام بپذير اين بار دگر                تا ببندم بهر توبه صد كمر

من همي دانم و آن ستار من              جرمها و زشتي كردار من

اول ابليسي مرا استاد بود             بعد از آن ابليس پيشم باد بود

حق بديد آن جمله را ناديده كرد               تا نگردم در فضيحت روي‌زرد  

باز رحمت پوستين دوزيم كرد               توبهء شيرين چو جان روزيم كرد

هر چه كردم جمله ناكرده گرفت                طاعت ناكرده آورده گرفت

هم‌چو سرو و سوسنم آزاد كرد                 هم‌چو بخت و دولتم دلشاد كرد

نام من در نامهء پاكان نوشت                  دوزخي بودم ببخشيدم بهشت

آه كردم چون رسن شد آه من                 گشت آويزان رسن در چاه من

آن رسن بگرفتم و بيرون شدم                  شاد و زفت و فربه و گلگون شدم

در بن چاهي همي‌بودم زبون                  در همه عالم نمي‌گنجم كنون   

آفرينها بر تو بادا اي خدا                  ناگهان كردي مرا از غم جدا

گر سر هر موي من يابد زبان                     شكرهاي تو نيايد در بيان [16]

 

بدون خدا نمي توان زندگي كرد !  بايد باور كنيم و بباورانيم كه بدون خدا نمي توان زندگي كرد . متأسفانه در روان شناسي دنياي امروز ، جاي خدا ؛ خالق هستي و آفريننده انسان خالي است و مطمئن باشند كه راه به جايي نخواهند برد . اگر باور ندارند حيات وحش دنياي متمدن امروز را نه يك بار بلكه صد باره ببينند . ( ألا بذكر الله تطمئن القلوب ) آرامش تنها در سايه سار خدا امكان پذير است و بس . امروز براي همه روشن شد كه بدون خدا نمي توان زندگي كرد . و دانش بدون معنويت ، ابزاري است براي وحشي گري و بربريت دنياي امروز . و دانشگاه بدون معنويت ، بزرگترين خطر دنياي امروز به شمار مي آيد .

زندگی قانون داره . خوشبختی با رعایت قانون زندگی بدست می آيد . و بدبختی با پا روی قانون گذاشتن حاصل میشود . موفقیت ها به بخت و اقبال بسته نیست . بلکه لذت واقعی زندگی را با دانستن قانون و احترام به آن می توان در آغوش کشید .

 

جوانان ! دانشجویان ! اساتید ! روان شناسان و عالمان تربیتی ! به خدا قسم دنیای بی خدای امروز هیچ حرف تازه ای برای کسب موفقیت کامل و آرامش واقعی ندارد . اگر دانشمندان علوم تربیتی و روان شناسان دنياي بي خدا ؛ توانسته اند به برخی از قوانین آن هم ناقص پی ببرند ؛ اولیای دین ما همه آنها را ، آن هم با رعایت همه عرصه های زندگی بشر و با باور به سرای ابدی بیان داشتند .

اما تاسف و درد این جاست ما مسلمانان با الفبای دین مان بی اطلاعیم و از بامداد تا شامگاه هزار بار باورهای عمیق دینی مان را بی آنکه بفهمیم نقد می کنیم . و به خاطر این اگر مسلمانی از غصه بمیرد به حق مرده است ! .

آن كساني ناآگاهانه تعاليم حيات بخش اسلام را وارونه جلوه مي دهند ، در برابر خدا چه جوابی دارند ! در برابر دادگاه تاریخ بخاطر آن همه دروغ چه پاسخي دارند . مگر ابن سینا از ما نیست . مگر خواجه طوسی از ما نیست . مگر امام خمینی از ما نیست . مگر رازی از ما نیست . مگر سید جمال از ما نیست . مگر هزاران فقیه محدث فیلسوف و هزار فيزیکدان و شیمیست و پزشک از ما نیستند . مگر مبتکر بسیاری از علوم تجربی از ما نیستند .

  

غرب و گرداب بحران اخلاقي

 

امروز همه چيز آغشته به مسائل شهوي شده است. تمدن جديد و كشورهاي غربي به خصوص ايالات متحده، الگوي بسياري از ملت‏ها حتي در كنار گذاشتن اخلاق و رو آوردن به مسائل غير اخلاقي شده‏اند و جدا شدن از اخلاق تا آنجا پيش رفته است كه ديگر خوب از بد و رفتار مناسب از نامناسب بازشناخته نمي شود. جوانان، خانواده ها، اجتماع و... در فساد غوطه ور شده‏اند .

ما اكنون 30 سال است كه انقلاب جنسي 1960 را پشت سر گذاشته ايم . آثار اين انقلاب بر جامعه چه بود ؟ براي آينده چه بايد كرد ؟ همه چيز آغشته به مسائل شهوي و غير اخلاقي شده است ؛ فيلم‏هايي كه مي‏بينيم، تلويزيوني كه نگاه مي‏كنيم، موسيقي كه مي‏شنويم و مجله و كتاب‏هايي كه مي‏خوانيم. شايد هيچ گاه انسان‏ها تا اين حد بخاطر كنار گذاشتن مسائل اخلاقي و روابط بي حد و مرز زنان و مردان آسيب پذير نبوده است . اخيراً گزارش شده است كه بيماري‏هاي قابل انتقال از طريق جنسي مانند ايدز، سوزاك و سفليس سه بيماري واگيردار اصلي در ايالات متحده هستند. اخيرا حتي بيماري تبخال پوستي نيز با شدت و حدت بيشتري بازگشته است.

روزنامه انگليسي ايندپيندنت اخيرا گزارش داده بود كه تبخال پوستي تناسلي كه بيماري لاعلاجي است كه در سايه ايدز از انظار عمومي و توجه پزشكان پنهان مانده بود اكنون بيشترين قرباني را در انگلستان دارد. متخصصين برآورد كرده‏اند كه در شهر لندن از هر 10 زن يكي حامل ويروس اين بيماري است و در ايالات متحده مطابق تخمين‏ها هر ساله 500 هزار نفر به اين بيماري مبتلا مي‏شوند.

 

رفتار جنسي در جوانان

 

سطح روابط جنسي پيش از ازدواج و بارداري در ميان جوانان نيز «پيشرفت ها» ي مخربي را در ميان كشورهاي غربي شاهد هستيم . در پاسخ به اين سئوال كه چه تعداد از جوانان آمريكايي زير 20 سال در روابط جنسي نامشروع شركت دارند، اكثرا متخصصان اين زمينه به عددي بالاتر از 6 در صد اشاره مي‏كنند . در انگلستان بر اساس گزارش‏ها بيش از يك پنجم جوانان تا پيش از 16 سالگي سابقه روابط جنسي نامشروع را پيدا مي‏كنند . در آمارگيري‏اي در سال 1996، 31 درصد از پاسخ گويان مؤنث ابراز داشته‏اند كه پيش از آنكه به بلوغ برسند و از لحاظ جنسي آماده باشند، براي روابط جنسي تحت فشار قرار گرفته‏اند.(اينديپندنت، 16 سپتامبر 1996).

به طور قطع چنين آماري اثر فراواني بر ميزان بارداري پيش از ازدواج دارد . در ايالات متحده، مطابق برآوردها «هر ساله يازده درصد از دختران زير 20 سال ازدواج نكرده ، يك فرزند به دنيا مي‏آورد.»

ويليام جي. بنت ( William J. Bennett ) وزير پيشين آموزش ايالات متحده بيان مي‏دارد: «تولدهاي نامشروع در ايالات متحده از سال 1960 تا 1990، 400 درصد افزايش يافته است.» مركز گزارش « نيوز‏اند ورد (اخبار و جهان) ايالات متحده» برآورد مي‏كند كه مطابق روندهاي موجود در ابتداي دهه اول قرن 21 از هر دو كودك آمريكايي يكي به طور نامشروع به دنيا مي‏آيد .

 

  بخوان مارا ...

 

بخوان ما را منم پروردگارت        خالقت از ذره اي ناچيز ...

صدايم كن مرا; آموزگار قادر خود را        بخوان ما را; منم معشوق زيبايت

منم نزديك تر از تو به تو         اينك صدايم كن !

رها كن غير ما را ، سوي ما بازا         تو بگشا گوش دل ، پروردگارت با تو مي گويد

تو را در بيكران دنياي تنهايان              رهايت من نخواهم كرد !

تو راه بندگي طي كن!          عزيزا; من خدايي خوب مي دانم

بخوان مارا            تو بگشا لب            تو غير از ما خداي ديگري داري؟

رها كن غير ما را             آشتي كن با خداي خود

تو غير از ما چه مي جويي؟            وتو بي من چه داري ؟ هيچ !

تويي والا ترين مهمان دنيايم        كه دنيا بي تو; چيزي چون تو را كم داشت

تو اي محبوب تر مهمان دنيايم           نمي خواهي چرا ما را ؟؟

مگر آيا كسي هم با خدايش قهر مي گردد؟    

هزاران توبه ات را گرچه بشكستي           ببينم; من تورا از درگهم راندم؟

بخوان ما را  ...           بگردان قبله ات را سوي ما

اينك وضويي كن         به نجوايي صدايم كن

بدان آغوش من باز است            براي درك آغوشم

شروع كن .....يك قدم با تو                 تمام گام هاي مانده اش با من....!

 

7 ـ  فكر مرگ :

 

اين يكى ديگر از چيزهاى بسيار مفيد است كه فكر گناه را يا از بين مى برد و يا كم مى كند كه اين به شدت و ضعف فرو رفتن در فكر مرگ بستگى دارد اگر انسان با اين واقعيت انس بگيرد و مردن را باور دل سازد نقشى سازنده و بالا برنده دارد.

قال اميرالمؤمنين على(ع): «اذكروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات؛ ياد كنيد (مرگ را) درهم كوبنده لذات را و تيره و تلخ كننده شهوات را و دعوت كننده جدايى ها را» ، (الغرر والدرر، باب الموت، به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج 2، ص 159).

ياد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مى سازد و انسان را از گناه و فكر گناه باز مى دارد آنچه كه بسيار مهم است اين است كه اولاً اين فكر هر روز و مستدام باشد اگر شبانه روزى نيم ساعت باشد كافى است ثانيا در مكان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن مكان خلوت خود محيط قبرستان باشد به هر گونه كه اين فكر در مرگ با جان عجين شود و باور دل گردد بسيار مطلوب است مثلاً يكى از كيفيت هاى فكر در مرگ را يكى از بزرگان چنين مى فرمود: تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امكان مثل يك فيلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند كه همه اينها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى گذرد لحظات جان دادن، وقتى كه خويشان و نزديكان را رها مى سازد و از تمام تلخ و شيرينى ها وداع مى كند و... همه و همه را به خوبى تأمل كند تا دل بلرزند و چشم بگريد.

سخن آخر اين است كه اين دستورات وقتى نتيجه مى بخشد كه هر چه دقيق تر به آن عمل شود زمان نتيجه آن بستگى به شرايط و خصوصيات افراد دارد، ازاين رو پى گير زمان نتيجه نبايد بود فقط هم و غمّ صرف عمل به دستورات شود.

 

8ـ  ازدواج : 

 

بيشتر گناهان يك جوان ناشي از بر افروختگي نيروي شهوت در او است .  بهترين و اساسي ترين راهكار كنترل شهوت و ترك گناه ازدواج است. اگر ازدواج به هيچ و جه مقدور نيست، در اين صورت چاره اي جز استفاده از روش هاي كنترلي و پيشگيري هايي كه گفته شد نيست . [17]                                      

تسهيل و تسريع  درازدواج

علاوه بر آن که جوان سعي در کنترل شهوت و غريزة جنسي مي کند، بايد براي ازدواج که يگانه راه درست ارضاي غريزة جنسي مي باشد، نيز اقدام کند به اين معنا که پسرها از 18 سالگي به بعد مي توانند به فکر ازدواج باشند و اگر شرايط را مساعد مي بينيد، از همين سن مقدمات آن را فراهم کنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبي به خواستگاري آن ها آمد به دلايل نوعاً غير موجه و پوچ مثل هنوز زود است، مي خواهم درس بخوانم، داماد وضع مادي خوبي ندارد و... از ازدواج خودداري نکنند و والدين هم سنگ اندازي هاي غيز منطقي نداشته باشند.

اميد است با رعايت اين نکات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانيد غريزة جنسي و حس شهوت را در خويش کنترل و مهار نماييد و زماني که فرصت مناسب براي ازدواج فراهم گرديد، به ازدواج اقدام کنيد. البته توجه داريد که ازدواج کردن غير از فرزند آوري است اگرمي گوييم در اين سن ازدواج کنيد منظور رسيدن به تمام کار کردهاي ازدواج نيست.

9- تنظيم خواب

تحقيقات نشان مي دهد که بيشتر انحرافات به خصوص در زمينه مسايل جنسي از فکرهاي ناسالم و خيال پردازي هايي که جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشي مي شود. اگر جوان قبل از آن که به خواب برود، فکرش به خودش و يک سري مسايل و موضوعات مربوط به دورة جواني، معطوف گردد، کم کم به انحرافات کشيده خواهد شد. بنابراين، يکي از روش هاي پيشگيري از انحرافات اين است که برنامة خواب به صورت دقيق تنظيم شود و تا زماني که خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نرويد. وقتي به رختخواب برويد که کاملاً خسته و آمادة خواب هستيد. لازمة اين کا اين است که در طول روز مشغول فعاليت هاي مهم بوده و به اندازة کافي کار کرده باشد.

طبيعي است اگر جوان با خستگي به رختخواب نرود، به ناچار مدت زماني را در بستر بيدار خواهد ماند تا به تدريج به خواب رود و چون افکار و انديشه هاي شهواني و تحريک آميز معمولاً در اين مواقع به سراغ جوان مي آيند، تنظيم ساعات خواب براي جوان، ضرورت خاصي مي يابد. يکي از روان شناسان در اين باره مي گويد: نيمة اول شب بيش از نيمة دوم آن به بدن نيرو مي دهد بنابراين بايد از آن به نحوي مفيد استفاده شود. و صبحگاهان به محض اينکه از خواب بيدار شديد. بي درنگ از بستر برخيزيد و توجه داشته باشيد که بامدادان بيدار ماندن در بستر خواب، بسيار زيان بار است، جسم را سست و ناتوان مي سازد و وسوسه هاي شوم در دل فرد ايجاد مي شود.

 

10- دوري از محيط هاي آلوده و ناسالم

 

يکي از علل و عوامل انحرافات جنسي و به طور کل انحرافات اخلاقي، محيط آلوده و محرک هاي شهواني است. محيط از طريق وارد نمودن عناصر محرک در گرايش هاي انحرافي، منجر به طغيان غريزة جنسي در جوان مي شود. مسايلي از قبيل بدحجابي، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخي از سريال هاي تلويزيوني و فيلم هاي خارجي و هم چنين استفادة نادرست از اينترنت در تحريک شهوت و غريزة جنسي جوان مؤثر است شايد براي برخي زا نوجوانان يادآوري و تذکر مسايل ديني و اخلاقي چيزي بيهوده و غير ضروري تلقي شود، زيرا آن ها نه در فکر سلامت خويش هستند و نه مسايل اخلاقي و ديني را مي پذيرند، اما براي شما که روحية مذهبي قوي داريد و همين مسأله باعث شد تا نگران آينده تان باشيد، گفتن اين مسايل مهم و ضروري است. اگر واقعاً مي‌ خواهيد از جواني تان به خوبي استفاده کنيد و در راه درست و سالم گام برداريد، سعي کنيد از محيط هاي آلوده و ديدن عوامل تحريک کننده، جداً پرهيز نماييد.

 

11- بر خورداري از روابط سالم انساني

 

جوانان و نوجواناني که روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بي بند و بار دوست و رفيق هستند، کم کم به انحرافات کشيده مي شوند و تحت تأثير امور شهواني قرار مي گيرند. نفوذپذيري جوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروه ها است. در سنين بلوغ صحبت هاي آهسته و در گوشي بين نوجوانان بيش تر مي شود و محور اين گفتگوها، غالباً مسايل جنسي و امور شهواني است که به صورت مخفيانه و به دور از انظار بزرگ ترها طرح مي شود. براي پيشگيري از انحرافات اخلاقي سعي کنيد از دوستي هاي آلوده و مشکوک جداً پرهيز نموده و با افراد سالم و مذهبي ارتباط برقرار نماييد.

 

12- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت

 

يکي از زمينه هاي پيدايش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفادة نادرست آن ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولاني و بي برنامه نوجوانان را عاصي و سرگردان مي کند. آن ها به تدريج سرخورده و مأيوس مي شوند و در نتيجه به دنياي درون خويش پناه مي برند و در کنج خلومت و انزوا راهي براي مشغوليت خود مي جويند.

توصيه هاي کاربردي تر

1- مراقب نگاه تان باشيد.

2- از خلوت با نامحرم، سخن گفتن و شوخي کردن با آن ها جداً خودداري کنيد.

3- از فکر کردن ، تصور و تخيل جنس مخالف و مسايل جنسي خودداري کنيد.

4- از نگاه کردن به تصاوير و فيلم هاي تحريک کنند جداً خودداري کنيد.

5- از شوخي هاي جنسي و محرک پرهيز کنيد.

6- در صورت شدت شهوت، خوردن غذاهاي محرک و داراي کالري زياد مانند خرما، پياز، فلفل و... را به حداقل برسانيد.

7- براي تعديل نيروي جنسي خود حتماً ورزش و تحرک جسماني و کار فيزيکي و بدني را در زندگي روزمره خود لحاظ کنيد.

8- دعا و توسل براي نگهداري ايمان و رفع مشکلات مي تواند مفيد باشد.

9- روزه گرفتن موجب کاهش نيروي جنسي مي شود.

10- سعي کنيد در طول روز با وضو باشيد و از نورانيت آن استفاده کنيد.

امام علي(ع) مي فرمايند : با سعي و مجاهدت فضايل اخلاقي را به نفس سرکش خود تحميل کن ، زيرا به طور طبيعي ، خواست بشر ، شهوات و رذايل اخلاقي است. «اکره نفسک علي الفضائل فان الرذائل انت مطبوع عليها» [18]

 

 



[1] - قصص / 23 به بعد

[2] -  قرائتي ، محسن ، تفسير نور

[3] -  نور/30 و31

[4] - سوره يوسف ؛ آيه 23 به بعد

[5] - قرائتي ، محسن ، تفسير نور

[6] -   حیا در خلوت ؛ سکوی پرش :  حیا در خلوت از جمله صفاتی است که انسان را نزد خدا بسیار عزیز می کند و او را به اوج می برد مانند داستان حضرت یوسف و ماجرای ابن سیرین :  ابن سیرین جوانی باتقوا بود که در یک کارگاه خیاطی کار میکرد . روزی خانم جوانی به خیاطی آمد و به استاد و صاحب مغازه گفت شوهرم در خانه بیمار است و نیازمند لباسی است که باید برای او بدوزید , اما به جهت بیماری توان آن را ندارد که به مغازه شما بیاید تا اندازه اش را بگیرید.   زن جوان به ابن سیرین اشاره کرد و گفت " لطفا این جوان را به منزل ما بفرستید تا اندازه ی شوهرم را بگیرد. "  استاد رو به ابن سیرین کرد و گفت " همراه این خانم برو و هر چه گفت انجام بده . "  ابن سیرین هم اطاعت کرد و همراه آن خانم به راه افتاد .  وقتی به منزل رسیدند و به درون خانه رفتند  زن درب خانه را قفل کرد . ابن سیرین که از کار او تعجب کرده بود پرسید : شوهرتان کجاست؟  زن جوان تبسمی کرد و گفت:شوهر کجا بود , اینجا فقط منم و تو. من تو را به این حیله به اینجا کشاندم.   ابن سیرین برآشفته شد که " من هرگز لحظه ای اینجا نمی مانم و هرگز دامن خود را به گناه آلوده نمی کنم . " اما زن جوان اصرار میکرد و از طرفی درب خانه هم قفل بود و راه فراری نبود.  ابن سیرین این جوان باایمان به خدا پناه برد و از او کمک خواست . ناگهان فکری به ذهنش رسید . به زن جوان گفت: " من از سرکار می آیم پس ابتدا اجازه بده دستانم را بشویم." زن جوان دستشویی خانه را به او نشان داد . ابن سیرین به داخل رفت و تا می توانست خود را به کثافات آلوده کرد و با همان وضعیت منزجرکننده و متعفن بیرون آمد .  زن جوان تا ابن سیرین را در این وضعیت دید حالش دگرگون شد و فریاد برآورد که :" ای موجود کثیف  از خانه ی من برو بیرون که زندگی ام را آلوده ساختی ." و در را به روی او باز کرد . ابن سیرین هم بی معطلی از خانه بیرون رفت . نوشته اند ابن سیرین خود را به حمام رساند و کاسه ی آب بر سر ریخت و همین که آب از روی بدنش سرازیر شد بدنش چنان معطر شد که تا آخر عمر همیشه از تن او بدون آنکه از عطر استفاده کند  بوی خوش برمی خاست .  خداوند به او علم تعبیر خواب داد و مشمول الطاف بسیار خاص خداوندی شد.    برگرفته از کتاب یوسف قهرمان خوبیها  نوشته ی م.حورایی

 

 

[7] -  سفينة البحار، شيخ عباسى قمى، ماده نظر . «النظر سهم من سهام ابليس مسموم و كم من نظرة اورثت حسرة طويله »

[8] - مستدرك، ج 14، ص 264

[9] - مثنوي معنوي، دفتر پنجم، بيت 3872

[10] - مرآة النساء، ص‏117

[11] - كارون هورناى، عصبانى هاى عصر ما، ترجمه ابراهیم خواجه نورى، ص 191.

[12] - همان ، ماده صحب ؛ «النهى عن مصاحبة خمسة و محادثتهم و مرافقتهم فى طريق و هم الكذاب والفاسق والبخيل والاحمق والقاطع لرحمه »

[13] -  نور/31

[14] -  الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج 1، ص 544، ح 4

[15] - (المحجة البيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، ج 5، ص 150).

[16] -  دفتر پنجم از كتاب مثنوي مولوي

 

[17] - پرسمان ، سيد مصطفي علم خواه

[18] -  براي مطالعه بيشتر، كتب زير سفارش مى ‏شود : 1- نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آيت الله بهاءالدينى)، تدوين و ويرايش: اكبر اسدى  2- سلوك معنوى، تدوين و ويرايش: آقاى اكبر

 

 

سيد رضا موسوي كاني

عضو هيئت علمي گروه معارف اسلامي

دانشگاه آزاد اسلامي واحد بافت

 

 

 

 

عواقب افراط در محبت به كودكان

 

عواقب افراط در محبت به كودكان

زياده روى در محبت
(( قال الله العظيم فى كتابه :
((...لا تحسبن الذين يفرحون بما اتوا و يحبون ان يحمدوا بما لم يفعلوا فلا تحسبنهم بمفارة من العذاب و لهم عذاب اليم )))) 1
يكى از علل پيدايش عقده حقارت ، زياده روى در اعمال محبت نسبت به كودك است . اطفالى كه بيش از اندازه مورد مهر و نوازش واقع مى شوند و در نتيجه لوس و از خود راضى بار مى آيند، در طول ايام حيات ، به خصوص در مواقع بر خورد با مشكلات زندگى به سختى دچار احساس حقارت و پستى مى شوند، به اعمال ناشايستى دست مى زنند و در بعضى از مواقع ناراحتى هاى روانى و فشارهاى روحى كار آن ها را به ديوانگى يا خودكشى مى كشاند.
محبت به اندازه
به طورى كه قبلا به عرض شما رساندم محبت در پرورش اهميت و ارزش ‍ اندازه گيرى صحيح در كم و كيف محبت و طرز اعمال آن ، كمتر از اصل محبت نيست . همان طور كه خوددارى از غذا، زياده روى در غذا، مسموم بودن غذا، هر يك عوارضى روى بدن مى گذارند، همچنين خوددارى از محبت ، زياده روى محبت ، محبت نابه جا و منحرف كننده ، هر يك آثار شومى در روان كودك دارند و بدبختى هايى به بار مى آورند.
هدف تربيت صحيح آن است كه كودك براى زندگى توام با سعادت و خوشبختى ساخته شود. زندگى ، سراسر مبارزه و مشكلات است . در راه زندگى پستى ها و بلندها، محروميت ها و ناكامى ها، شكستها و مصيبت ها، بسيار است . مربى لايق كسى است كه جسم و جان كودك را به خوبى پرورش دهد و او را براى مبارزه و مقاومت در صحنه پر فشار زندگى مجهز نمايد.
همان طور كه بدن كودك بر اثر مراقبت هاى بهداشتى اندازه گيرى در غذا و خواب ، حركت و ورزش ، نيرومند مى شود و در مقابل سرما و گرما، گرسنگى و تشنگى و بيمارى به خوبى مقاومت مى كند، روان طفل نيز در پرتو بهداشت روحى و تعاليم اخلاقى و اندازه گيرى در اعمال مهر و محبت ، تندى و خشونت ، نيرومند بار مى آيد و در برابر مصائب و محروميت ها، ناكامى و شكست هاى روحى در كمال قدرت مقاومت مى كند.
كودكان از خود راضى
بر عكس اطفالى كه بيش از اندازه مهر و محبت مى بينند، پدر و مادر بى قيد و شرط تسليم آن ها مى شوند، و به تمام خواسته هاى خوب و بد آنان جامه عمل مى پوشند و در نتيجه ديكتاتور و از خود راضى بار مى آيند، روحى ضعيف و روانى زود رنج دارند. از دوران كودكى تا پايان عمر در مقابل كوچك ترين ناملايم و خفيف ترين ناكامى آزرده خاطر و ناراحت مى شوند و در نبردهاى زندگى خيلى زود شكست مى خورند. گروه ناز پرورده ها در تمام دروان حيات ناكام و متاثرند و در مشكلات عادى زندگى با زبونى و ذلت و عقب نشينى مى كنند و در لحظات سخت دست به خودكشى مى زنند.
خطاى تربيتى
گرچه هر روش ناپسندى كه پدران و مادران در راه تربيت فرزندان خود اعمال مى كنند نتيجه شومى دارد و منشاء يك قسم بدبختى و تيره روزى است ، ولى زياده روى در محبت و لوس بار آوردن كودك از بزرگ ترين خطاهاى تربيتى است . بدبختى هايى كه از اين راه دامنگير فرزندان مى شود بسيار مهم و خطرناك است . كليه دانشمندان روان اين موضوع را در مباحث تربيت كودك با اهميت تلقى كرده و هر يك در آن باره مبسوطا سخن گفته اند.
براى نمونه عين عبارت چند تن از دانشمندان غرب را براى شما مى خوانم .
ژيلبرت روبن مى گويد:
((لوس بار آوردن كودك منتج به عصانيت هاى شديد و استبداد راى او مى گردد و اغلب باعث سلطه طلبى وى مى شود و بالنتيجه طفل ، قدرت را در دست مى گيرد و با سرعت شديدى مى رود و با آنكه اعصابى بسيار حساس دارد، به وسيله حيله و خشونت فائق مى شود. لوس كردن اطفال آن ها را موجوداتى بدبخت و ضعيف و بى اراده و اتكالى بار مى آورد. آن هاييكه در قديم با لحنى تمسخرآميز به مادر بى قيد مى گفتند: ((طفل شما لوس نيست ، بلكه خراب شده است .)) نه فقط اغراق نمى گفتند بلكه پيشگوئى صحيحى مى كردند.
بعضى اوقات از ملاحظه پاره اى بى مبالاتى هخايى تربيتى لرزه بر اندام مى افتد، زيرا به راستى كشتارهاى بى گناهانى را مى بينيم كه ممكن بود نجات يابند.))2
عزيزان بى جهت
مك برايد مى گويد:
((عزيز در دردانگى هم نشانه ديگرى از عقده حقارت است . ريشه آن را در طرز تربيت غلط دوران كودكى بايد جست و جو كرد. كودكى كه خود را چشم و چراغ والدين خود مى دانسته است وقتى هم كه بزرگ مى شود و بصورت زن يا مرد كامل در مى آيد، در تمام جهات زندگى دلش مى خواهد عزيز بى جهت و شمع محفل همگان باشد. وقتى چنين آدمى مى بيند كه مورد توجه قرار نگرفته است وضع روحى اش آشفته شده و آرامش فكرش ‍ مختل مى گردد، يا دست به انتحار مى زند يا ديگران را بد نام مى كند. عقده حقارتى كه بدين صورت در مردم ظهور مى كند از مصائب بزرگ اجتماع است .))3
ريموند بيچ مى گويد:
((بايد درباره برخى از خطاكارى هايى كه از اوليه ترين سنين كودك روى مى دهد تذكراتى دهيم . رايج ترين اين اشتباهات همان روشى است كه منحر به لوس شدن كودك مى گردد. محبت بى جا از همان روزهاى نخست اطفال را لوس مى كند. پدر و مادر طبعا جوياى بهروزى و نيكبختى فرزند خود هستند و از همين نظر توجه فراوانى به او دارند، تملقش را مى گويند، هر زحمت و رنج حتى رنج هاى خيلى كوچك را از وى دور مى سازند و به تدريج كه طفل بزرگ مى شود كوشا هستند و سايل همه تفريحات مناسب سنش را براى او آماده سازند. البته اين احساسات به ظاهر در خور تمجيد هستند، اما در باطن به وضع وحشت آورى خطرناك مى باشند.))4
((انسان ناز پرورده در كشاكش زندگى تاب مقاومت و قدرت مبارزه ندارد، وى از كوچك ترين امرى كه خلاف ميل او اتفاق افتد چنان دچار زحمت مى شود كه حتى گاهى به خودكشى پناه مى برد.
الفرد آدلر روان شناس نامى و پدر روان شناسى مكتب فردى زنى را شاهد مى آورد كه باعث به علت آنكه همسايه وى راديو را بلند مى گرفته ، به تذكرات مكرر او وقعى نمى نهاده و جواب رد به او مى داده ، خودكشى مى كند. تحقيقات آدلر نشان مى دهد كه اين زن از كودكى ناز پرورده و عزيز دردانه بار آمده بوده است . وى هر چه مى خواسته در منزل بى چون و چرا فراهم مى شده ، از اين رو در دنيايى كه به او جواب منفى بدهند ديگر تاب زندگى نداشته است .))5
افراط در محبت
آيين مقدّس اسلام در برنامه تربيت كودك اولياى اطفال را از زياده ورى در اعمال محبت بر حذر داشته است . آنان كه در مهر و نوازش فرزندان افراط مى كنند و با روش ناپسند خويش آنان را به بيمارى خود پسندى و از خود رضايى مبتلا مى نمايند مورد بدبينى پيشوايان اسلام هستند.
(( عن ابى جعفر عليه السلام قال : شر الاباء من دعاه البر الى الافراط و شر الابناة من دعاه التقصير الى العقوق .)) 6
امام باقر عليه السلام مى فرمود: بدترين پدران كسانى هستند كه در نيكى و محبت نسبت به فرزندان از حد تجاوز كنند و به زياده روى و افراط بگرايند، و بدترين فرزندان كسسانى هستند كه در اثر تقصير و كوتاهى در انجام وظايف ، پدر را از خود ناراضى نمايند.
بدبختهايى كه به علت زياده روى در محبت دامنگير فرزندان مى شود بسيار مهم و خطرناك است ، به همين جهت امام عليه السلام آن پدرانى را كه با اين روش ناپسند فرزندان خود را تربيت مى كنند، بدترين پدران معرفى نموده است .
مربيان شايسته
طفل فطرتا ميل دارد آزاد باشد، هر چه مى خواهد بكند، به هر چيز دست بزند و هيچ كس سد راه خواهش هاى او نشود، ولى اين كار به صلاح كودك نيست ، زيرا او نيك و بد را نمى شناسد و خير و شر خود را نمى فهمد. مربى خوب كسى است كه عاقلانه خواهش هاى طفل را تعديل نمايد، هر جا خواسته كودك به مصلحت اوست با مهربانى و عطوفت عمل كند. آنجا كه خواهش كودك به صلاح وى نيست در كمال اقتدار با يك نگاه تند يا بى اعتنايى او را از خواسته ناروايش منع نمايد.
بعضى از پدران و مادران نادان كمترين توجهى به خير كودك و مصلحت تربتى او ندارند. اينان عاشق دلباخته و دوست نادان طفل خود هستند. هدفشان تنها راضى كردن طفل و بر آوردن خواهش هاى اوست . بى حساب به بچه ميدان مى دهند و عملا خود را مطيع و فرمانبردار و او را مطاع و فرمانروا مى سازند. هر روز كه بر عمر كودك مى گذرد خود خواه تر مى شود و ريشه هاى خانمان بر انداز استبداد و خود سرى در فكرش محكمتر مى گردد.
عواطف نابجا
اين قبيل پدران و مادران بى خرد، بصورت دوستى و مودت تيشه به ريشه سعادت فرزندان خود مى زنند و با عواطف نابجا و محبت هاى ناپسند خويش ، آنان را به راه بدبختى و سيه روزى سوق مى دهند!
كودكانى كه با اين روش مذموم تربيت مى شوند، لوس و از خود راضى بار مى آيند و اين خلق ناپسند از بيمارى هاى خطرناك روانى است ، عوارض ‍ بسيارى روى جسم و جان مى گذارد و نتايج شومش از خلال گفتار و رفتار بيمار به خوبى مشهود است .
(( عن على عليه السلام : شر الامور الرضا عن النفس .)) 7
على عليه السلام مى فرمود: خود پسندى و از خود رضايى بدترين حالت روانى است .
--------------------------------
1-سوره3،آيه188
2-چه مي دانم؟تربيت اطفال دشوار،ص23
3-عقده حقارت،ص27
4-ما و فرزندان ما،ص39
5-روح بشر،ص131
6- تاريخ يعقوبي،ج3،ص53
7-غررالحكم،ص446

اطفال مستبد
طفلى كه ساليان دراز در محيط خانواده مستبدانه حكومت كرده و پدر و مادر مطيع بى قيد و شرط او بوده اند، طبعا لوس و از خود راضى است . او متوقع است تمام مردان مانند پدر و همه زنان مانند مادر از وى اطاعت كنند و اوامر او را بى چون و چرا به كار بندند. بديهى است كس كه از جامعه چنين توقع بى جايى دارد مورد نفرت و انزجار مردم است و او را با چشم سخط و غضب نگاه مى كنند و اين خود يكى از آثار شوم خود پسندى است .
(( عن ابى الحسن الثالث عليه السلام قال : من رضى عن نفسه كثر الساخطون عليه .)) (1)
حضرت امام هادى عليه السلام مى فرمود: آن كس كه خود پسند و از خود راضى است غضب كنندگان به وى زياد خواهند بود.
(( عن على عليه السلام : اياك ان ترضى عن نفسك فيكثر الساخط عليك .)) (2)
على عليه السلام مى فرمود: از صفت مذموم خود پسندى پرهيز كن كه دچار غضب كنندگان بسيار خواهى شد.
(( قال على عليه السلام : من رضى عن نفسه كثر الساخط عليه .)) (3)
على عيله السلام مى فرمود: كسى كه از خود راضى است خشم كنندگان به وى زياد خواهند بود.
خودشناسى
آن كس كه عقلش نيرومند و سالم است حد خود را مى شناسد و از اندازه واقعى خويش تجاوز نمى كند. خود پسندى مردان از خود راضى دليل نارسايى عقل آن هاست . آنان اگر عقل آزاد و نيرومندى مى داشتند هرگز به اين بيمارى دچار نمى شدند و خود را بيش از آنچه هستند به حساب نمى آورند.
(( قال على عليه السلام : رضاء العبد عن نفسه برهان سخاقة عقله .)) (4)
على عيله السلام مى فرمود: خود پسندى واز خود رضايى هر كس دليل نقص و كوتاهى عقل اوست .
يعنى كسى كه عقل كامل دارد هرگز به ناخوشى خود پسندى دچار نمى شود.
خودپسندى
كودكانى كه در اثر محبت زيادى لوس باز آمده و گرفتار خوى پليد خود پسندى هستند نمى توانند خويشتن را قوانين اجتناب ناپذير زندگى مطبق كنند و بر مشكلات فائق آيند. اينان تا پايان عمر به اين بيمارى دچارند و از عوارض آن رنج مى برند.
((البته كودك نياز فراوانى به محبت دارد، اما نه از آن محبت هاى افراطى و مبالغه آميزى كه اشتها و تمايلات وى را تحريك كند. قوانين تغيير ناپذيرى يافت مى شوند كه همواره در هر عصرى در اداره زندگى ها و اجتماعات تاثير دارند. يكى از آن قوانين اين است كه هر فردى در سايه شكيبايى و حوصله و پايدارى در مقابل وظيفه با دست خويش سر نوشتش را به وجود آورد. كودك لوس و فاسد ناتوان تر از آن است كه بتواند در زندگى به چنين تلاشى بر خيزد. او پيوسته در يك جهان خيالى و نامتعادل به سر مى برد و تا دم مرگ مى پندارد كه يك لبخند يا يك اخم ، رحم و شفقت همه كس را تحريك خواهد كرد.
به گفته دكتر آدلر در كتاب تربيت كودكان ، اطفالى كه چنين پرورش يافته اند مى خواهند كه همه ، طبيعتاآنهارا دوست بدارند.
اگر گفتيم كه اين بچه ها تا دم مرگ با اين طرز تفكر باقى مى مانند سخنى به گزاف نرانده ايم . راستى كيست كه از اين بچه هاى پير كه هنوز لوس و ننز هستند نديده باشد؟... اين ها مردانى هستند كه گاه در سايه استعدادهاى قابل توجه تا پاى پيروزى و موفقيت هم پيش مى آيند، اما ناگهان در چنين موقعى با كردار و رفتار بچگانه خود همه چيز را از دست مى دهند. آيا قبول نداريد كه انسان بارها با زنانى روبه رو مى شود كه هنوز در شصت سالگى تصور مى كنند با قهر و اخم مى توانند هر چه مى خواهند به دست آورند.))(5)
والدين ستمكار
شايد بسيارى از پدران و مادران ، خطر زياده روى در مهر و محبت را نسبت به كودك درست درك نمى كنند و نمى دانند چگونه با اعمال به ظاهر مطبوع و دلنشين خود كه مايه راضى كردن كودك است ، مرتكب ظيم بزرگى شده اند. از طرفى فرزند را لوس و از خود راضى بار آورده و براى تمام دروان زندگى ، او را بدبخت و سيه روز كرده اند، و از طرف ديگر به فرموده امام باقر عليه السلام خويشتن را در رديف بدترين پدران آورده اند.
براى آن كه اين فصل مهم تربيتى تا اندازه بر شنوندگان گرامى واضخ شود و اولياى اطفال به وظايف شرعى و علمى خود آگاه گردند، بحث امروز را به توضيح اين موضوع و نتايج شوم لوس بار آمدن اختصاص مى دهم . اميد است آقايان محترم عرايضم را با دقت توجه فرمايند و عملا به كار بندند و فرزندان را از سوء تربيت مصون دارند.
اولين مطلبى كه لازم است در بحث امروز روشن شود پاسخ اين پرسش ‍ است كه پدر و مادر از چه زمان بايد در اعمال محبت نسبت به كودك اندازه گيرى كنند تا بچه لوس و از خود راضى بار نيايد.
همه مى دانند كه تغذيه كودك و تقويت بنيه جسمانى او از روز اول ولادت شروع مى شود. طفل ، يك انسان زنده است و هر موجود زنده اى براى حفظ حيات مادى خود غذا لازم دارد، ولى بسيارى از پدران و مادران نمى دانند پرورش عادات خوب و بد كه منشا پيدايش صفات پسنديده و ناپسند است و همچنين زياده روى در محبت كه باعث لوس بار آمدن كودك است از چه زمان شروع مى شود.
فراگرفتن عادات
كسانى تصور مى كنند نوزاد يك پاره گوشت زنده اى است كه تنها به غذا و خواب احتياج دارد، حداقل بايد يك سال بر وى بگذرد تا تدريجا دستگاه درك روانى او بيدار شود، از آن موقع است كه پدر و مادر مى توانند پرورش ‍ عادات پسنديده را در كودك شروع كنند و به عبارت ديگر، اينان گمان دارند تغذيه جسم كودك از روز اول ولادت شروع مى شود، ولى شروع تغذيه جان لااقل يك سال بعد از ولادت است . چنين تصورى خطاى محض و اشتباهى آشكار است . كودك در هفته هاى اول زندگى با سرمايه غرايز و استعدادهاى انعكاسى خود عاداتى را فرا مى گيرد كه اگر آن عادات ناپسند باشد مانع فرا گرفتن عادات خوب مى شود.
((طفل نوزاد داراى انعكاسات و غرايز است ، اما فاقد عدات مى باشد و هر گونه عاداتى هم كه در رحم پيدا كرده باشد در اوضاع و احوال پس از ولادت او بى فايده است ، حتى بعضى اوقات تنفس را هم بايد به نوزاد ياد داد. تنها غريزه اى كه در آن جا وجود دارد و خوب رشد كرده است غريزه مكيدن پستان و شير خوردن است . در اوقاتى كه به مكيدن مشغول مى شود با محيط تازه خود ماءنوس مى گردد، ليكن بقيه اوقات بيدارى او در يك حال گيجى مبهم مى گذرد. فقط هنگام خواب ، كه قسمت بيشتر بيست و چهار ساعت را فرا مى گيرد، از اين حال رها مى گردد. پس از دو هفته ، تمام اين اوضاع و احوال تغيير مى كند. طفل از تجاربى كه به طور منظم در ظرف دو هفته مكرر واقع شده است توقعاتى پيدا مى كند و در اين وقت محافظ مى شود. شايد محافظ بودن او از هر زمان بعدى ديگرى كامل تر و زيادتر باشد، از هر تغييرى در آن چه كه به آن انس گرفته است نفرت دارد.
عادات نخستين
سرعتى كه طفل شيرخوار در كسب عادات به كار مى برد شگفت آور است . كسب هر گونه عادت بد، سدى در برابركسب عادات خوب در اوايل كودكى خواهد بود. به همين جهت است كه تكوين عادات در اوايل كودكى اين قدر مهم به شمار مى رود. چه ، اگر عادت هاى اولى نيك باشد در آينده از تشويق هاى بى پايان نجات خواهيم يافت . به علاوه عاداتى كه در آغاز عمر كسب شود در دوره هاى بعدى زندگى كاملا بسان غرايز خواهند بود و به همان اندازه موثر و مسلط مى باشند و عادات منافى آن كه بعدها كسب شود ممكن نيست به آن درجه از تاثير و تسلط برسند. بنا به اين دليل ، موضوع عادات نخستين بايد مورد توجه كامل واقع شود. كودكان شيرخوار خيلى بيش از آن چه كه اشخاص بالغ و بزرگ تصور مى كنند محيل و مكار هستند. اين كودكان وقتى كه ببينند گريه كردن نتايج خيلى مطلوب ترى به بار مى آورد البته همان روش را به كار مى بندند، و بعدا همين كه ببينند عادت شكوه و زارى به جاى اين كه آنان را مشمول نوازش كند منفور مى سازد، تعجب و تكدر را پيشه مى كنند و دنيا به چشم آنان سرد و خشك و بى روم مى آيد. موقع صحيح و مناسب كه لازم مى آيد به ترتيب اخلاقى شروع مى شود درست همان لحظه تولد است ، زيرا در اين وقت است كه مى توان بدون انتظار ياس به كار شروع كرد. اما اگر تربيت پس از اين زمان شروع گردد آن وقت محبور مى شويم كه با عادات مخالق مبارزه كنيم . در نتيجه هر كس ‍ كه در اين موقع به امر تربيت مشغول مى شود مورد نفرت و عدم رضايت قرار خواهد گرفت .))(6)
پى ريزى صفات
عادات پسنديده يا ناپسند در هفته هاى اول زندگى در دوران كودك پى ريزى مى شود. صفاتى كه طفل از كودكى به آن ها عادت مى كند در اعماق جان او نفوذ مى نمايد و تغيير آن ها بسيار مشكل است .
همان طور كه پدران و مادران دانا از روز اول ولادت غذاى جسم نوازد را مراقبت مى نمايند و با اندازه گيرى صحيح و فواصل معين طبق برنامه علمى به كودك غذا مى دهند، لازم است از همان موقع به تغذيه جان او نيز متوجه باشند و كودك را با برنامه صحيح تربيتى به عادات پسنديده پرورش ‍ دهند.
با آن چه عرض رسيد، مطلب اول بحث امروز و پاسخ به پرسش واضح گرديد. معلوم شد كه اندازه گيرى در اعمال مهر و محبت و جلوگيرى از لوس ‍ بار آمدن كودك از هفته هاى اول زندگى نوازد بايد شروع شود. كودكى كه يك سال از عمرش گذشته چندين منزل از منازل تربيتى را پشت سر گذارده است . اگر محبت هاى نابجا پدر و مادر در سال اول زندگى او را لوس و از خود راضى بار آورده باشد اصلاح كودك بسى دشوار و مشكل است .
((بر روى هم از همان ماه هاى نخست زندگى پايه هاى اخلاقى كودك پى ريزى مى شود و در پايان يك سالگى ، پدر و مادر بر حسب روش تربيتى خود يا انسانى به وجود آوره اند كه قابليت و استعداد هر نوع نظم و انضباط را دارد و يا آن كه به هيچ وجه داراى اين حس نيست .
البته زمانى مى رسد كه ديگر از ما كارى ساخته نيست تا برخو و خصلت آن ها چيره شويم ، زيرا ما وظيفه خويش را درباره تربيت اوليه كودك از ياد برده ايم ، همان تربيتى كه ما كمتر از هر كار ديگرى به آن مى انديشيم .))(7)
تعديل محبت
دومين مطلبى كه لازم است در بحث امروز واضح شود چگونگى اندازه گيرى و تعديل در اعمال مهر و محبت است . بدون ترديد فرزندان بشر علاوه بر تمايل به غذا و هوا و ساير نيازمندى هاى طبيعى ، به مهر و محبت هم تمايل فطرى دارند. لازم است اين خواهش طبيعى نيز به نوبه خود با وضع صحيح در مزاج كودك ارضا گردد و طفل بر طبق سنت خلقت و فطرت تربيت شود.
وظيفه دقيق و سنگين پدر و مادر در حسن تربيت كود اين است كه بدانند مهر و محبت را در چه مواردى بايد به كار برند و در مواقع لازم چه مقدار بايد آن را اعمال نمايند، زيرا از خود رضايى و لوس بار آمدن كودك معلول يكى از اين دو امر است . يا بى جا محبت كردن ، يا در جاى صحيح بيش از اندازه مهر ورزيدن .
براى نشان دادن خطاهاى تربيتى مى توان از محبت هاى نابه جاى بعضى از پدران و مادران نادان ده ها مثال آورد، ولى براى نمونه سه مورد را بيان مى كنم . اميد است شنوندگان با هوش فطرى خود به ساير موارد متوجه شوند.
----------------------------
1- بحار، ج 17، ص 215
2- غررالحكم ، ص 147.
3-نهج البلاغه ، فيض ، ص 1081.
4- غررالحكم ، ص 424.
5- ما و فرزندان ما، ص 40.
6- در تربيت ، ص 57.
7- ماو فرزندان ما، ص 39
منبع:« كودك از نظر وراثت و تربيت»،ج2، محمد تقي فلسفي

 

• مهارت هاي زندگي

 

• مهارت هاي زندگي


مهارت هاي زندگي ، مهارت هاي شخصي و اجتماعي است كه كودكان و نوجوانان بايد آنها را ياد بگيرند تا بتوانند در مورد خود، انسان هاي ديگر و كل اجتماع به طور مؤثر، شايسته و مطمئن عمل نمايند. به طور كلي براي رسيدن به سطح مناسبي از بهداشت روان، بهزيستي و غلبه كردن بر استرس هاي موجود، مهارت هاي زيادي مطرح مي شود كه به  10 مهارت اصلي و پايه اي كه درتمام موارد مشترك است اشاره مي شود :
1. خودآگاهي : خودآگاهي توانايي شناخت خود و آگاهي از خصوصيات ، نقاط ضعف و قدرت، خواسته ها، ترس ها و انزجارها است. رشد خودآگاهي به فرد كمك مي كند تا دريابد تحت استرس قرار دارد يا نه و اين معمولاً پيش شرط و شرط ضروري روابط اجتماعي و روابط بين فردي موثر و معمولانه است.
2. همدلي : يعني اين كه فرد بتواند زندگي ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار ندارد، درك كند تا بتواند انسان هاي ديگر را وقتي با او نيز متفاوت هستند بپذيرد و به آنها احترام گذارد . بسياري از رفتارهاي خشن در سطح جامعه ناشي از عدم مهارت همدلي مي باشد، همدلي روابط اجتماعي را بهبود مي بخشد و به ايجاد رفتارهاي حمايت كننده و پذيرنده نسبت به انسان هاي ديگر منجر مي شود.
3. مهارت هاي برقراري رابطه مؤثر : اين مهارت به فرد كمك مي كند تا بتواند نظرها عقايد، خواسته ها ، نيازها و هيجان هاي خود را ابراز به هنگام نياز از ديگران در خواست كمك و راهنمايي نمايد. مهارت تقاضاي كمك و راهنمايي از ديگران در مواقع ضروري از عوامل مهم يك رابطه سالم است.
4. مهارت روابط بين فردي: اين مهارت به ايجاد روابط بين فردي مثبت و مؤثر فرد با ديگر افراد كمك مي كند. يكي از اين موارد، توانايي ايجاد و ابقاي روابط دوستانه است كه در سلامت رواني  در روابط گرم خانوادگي به عنوان يك منبع مهم حمايت اجتماعي و قطع روابط اجتماعي ناسالم نقش بسيار مهم دارد.
5. مهارت تصميم گيري: اين مهارت به فرد كمك مي كند تا به نحو مؤثر تري در مورد مسائل زندگي تصميم گيري كند. اگر كودكان و نوجوانان بتواند فعالانه در مورد اعمالشان تصميم گيري نمايند. جوانب مختلف انتخاب ها را بررسي و پيامد هر انتخاب را ارزيابي كنند.
6. مهارت حل مسأله: اين مهارت فرد را قادر مي سازد تا به طور مؤثرتري مسائل زندگي را حل نمايد. مسائلي مانند اختلاف با دوست، پدر و مادر ، برادر يا خواهر ، همسايه ، همكار يا مسائلي مانند مشكلات تحصيلي و .... . مشكلات مهم زندگي چنانچه حل نشده باقي بمانند استرس رواني ايجاد مي كنند كه به فشار جسماني منجر مي شود.
7. مهارت تفكر انتقادي: تفكر انتقادي، توانايي تحليل اطلاعات و تجارب است. آموزش اين مهارت نوجوانان را قادر مي سازد تا در برخورد با ارزش ها، فشار گروه و رسانه هاي گروهي مقاومت كنند و از آسيب هاي ناشي از آن در امان بمانند.
8. مهارت تفكر خلاق : اين نوع تفكر به حل مسأله و به تصميم گيري مناسب كمك مي كند. با استفاده از اين نوع تفكر ، راه حل هاي مختلف مساله و پيامدهاي هر يك از آنها بررسي مي شود. اين مهارت فرد را قادر مي سازد تا مسائل را از وراي تجارب مستقيم خود دريابد و حتي زماني كه مشكلي وجود ندارد و تصميم گيري خاصي مطرح نيست با سازگاري و انعطاف بيشتر به زندگي روزمره بپردازد.

9. مهارت مقابله با هيجان ها : اين توانايي فرد را قادر مي سازد تا هيجان ها را در خود و ديگران تشخيص داده و نحوه تأثير هيجان ها بر رفتار را بداند و بتواند واكنش مناسبي به هيجان هاي مختلف نشان دهد. اكثر اوقات ما حالات و احساسات خود را تحت دو واژه خوب يا بد توصيف مي كنيم. مثلاً مي گوييم كه حالمان خوب نيست يا خوشحال هستيم. اگر با حالات هيجاني مثل غم و خشم يا اضطراب درست برخورد نشود اين هيجانات تأثير منفي بر سلامت جسمي و رواني داشته و براي سلامت پيامدهاي منفي به دنبال خواهند داشت.
10. مهارت مقابله با استرس : اين مهارت، شامل شناخت استرس هاي مختلف زندگي و تأثير آنها بر فرد است به عنوان مثال اولين روز مدرسه، امتحان ، از دست دادن اتوبوس، از دست دادن پدر و مادر يا فرزند يك شناسايي منابع استرس و نحوه ي تأثير آن بر انسان فرد را قادر مي سازد تا با اعمال و موضع گيري هاي خود فشار و استرس را كاهش دهد.


• مهارت هاي زندگي در عصر غيبت     
زندگى در عصر غيبت هم ؛ براى خودش ادب و رسمى دارد كه اگر آن را نشناسى و اصول اوليه اش را ندانى يك وقت به خودت مى آيى و مى بينى زندگى ات هيچ و پوچ است نه به جايى وصلى و نه توشه اى برداشته اى . پس، آماده شو تا ادب زيستن در دوران غيبت را بياموزى، و مهارتهاى زندگى در آن را تجربه كنى.


• مهارت در شناخت دين
امروز هفتاد و دو هزار ملت و  مذهب اند كه هر يك ادعاى حق بودن دارند و تو متحير مى مانى كه اين همه حق از كجا آمده و نمى فهمى كدام يك راست مى گويند و كدام دروغ، مگر آن كه تلاش كنى تا به ميزانى دست يابى كه حجت تو باشد و تو را به تلقى صحيحى از دين برساند تا خطوط اصلى و فرعى را بشناسى، خط و ربطها را تشخيص دهى، تفاوت بدعت و سنت را درك نمايى، مراقب تحريفها باشى، از كج فهمى بپرهيزى . بايد آگاهى كسب كنى و آگاهانه حركت كنى. و بايد تقوا پيشه كنى كه هر كه متقى باشد خداوند به او فرقان را عطا مى كند.
• مهارت در آراستگى به عدالت
اگر توانستى قوا و نيروهاى خود را در حد تعادل نگه دارى، اگر ميان شادى و غم، خنده و گريه، عشق و نفرت، محبت و كينه، دوستى و دشمنى حد وسط را شناختى،  اگر به موقع حرف زدى و به موقع خاموش ماندى ... اگر مرزها را شناختى، اگر نقش اجتماعى ات را در برابر پدر و مادر، همسر و فرزند، خويش و همسايه، دوست و رفيق، رئيس و ارباب رجوع، خوب ايفا كردى، اگر به خودت، به ديگران و به خدا ظلم نكردى، اگر حق را پايمال نكردى ، آن وقت تو به عدالت رسيده اى و كسى كه به عدالت آراسته شود و ماهرانه عدالت ورزد، راه را براى جهانى شدن عدل و ظهور منجى عالم هموار كرده است.


• مهارت در دشمن شناسى
ساده انگارى است كه فكر كنى اگر آهسته بروى و آهسته بيايى كسى به تو كارى ندارد. دهها چشم يكسره تو را مى پايند تا از يك لحظه غفلتت استفاده كنند و اگر بى خيال آنها شوى آنچنان تو را فريب مى دهند كه نفهمى چه بر سرت آمده است.
حواست باشد، در عصر غيبت، دشمنان داخلى و خارجى هزار جور كلك و حقه سوار مى كنند تا سرمايه هاى مادى و معنوى تو را بگيرند و اگر در تدبير از آنها كم بياورى و يا در مقابلشان كوتاه بيايى، همه چيزت را باخته اى.
بايد دشمن را شناخت و متوجه او بود ... دشمن، گاهى جسورانه پيش مى آيد، گاهى با احتياط، گاهى رودررو مى ايستد، گاهى پشت سر، گاهى لباس سياست تن مى كند، گاه فرهنگ و ادب و هنر. گاهى با شمشير مى جنگد، گاهى با قلم ... تا دلت بخواهد ادعا دارد براى همه چيز. دشمن گاهى در دل و درون تو خانه مى كند و مى شود نفس اماره، گاهى از تو فرسنگها فاصله دارد و مى شود شيطان بزرگ. به هر حال بايد او را شناخت و با همه توان با او مبارزه كرد.


• مهارت در صبر و پايدارى
يا به درستى راهى كه انتخاب كرده اى يقين دارى يا ندارى؟ اگر يقين دارى، ترديد و دودلى چرا ؟ چرا شك مى كنى در رفتن؟ و چرا سرزنشهاى ديگران تو را سست مى كند؟ هميشه عده اى هستند كه از تو ايراد مى گيرند، انتقاد مى كنند، سرزنشت مى كنند ولى قرار نيست ايرادها و انتقادها و سرزنشها، تو را از مسير حقى كه مى روى باز دارد كه اگر اينطور باشد تو هرگز به مقصدى كه خودت انتخاب كرده اى، به هدفى كه براى رسيدن به آن مى خواهى تلاش كنى، نمى توانى برسى.به خودت اعتماد كن و از آنچه كه به تو مى گويند هراسى نداشته باش. نمى گويم بى توجه باش لابلاى اين انتقادها و سرزنشها گاهى حرفهاى حسابى هم مى شود پيدا كرد، حتى خداوند هم مى فرمايد: »همه حرفها را بشنويد و از بهترين آنها نمپيروى كنيد«.اما يادت باشد اگر امروز، در عصر غيبت، از سرزنش ديگران بترسى و با هر حرفى جهت حركتت را عوض كنى، فردا، در عصر ظهور، حجتى براى ارائه به امام خود ندارى، كه او حاضر و ناظر بر عمل و نيت توست. پس صبور و پايدار بمان!


 دلا در عاشقى ثابت قدم باش
كه در اين ره نباشد كار بى اجر .