موسيقي از نگاه عقل و دين ۲

 

موسيقي از نگاه عقل و دين ۲

جواني فصل پاكدامني ، آزادگي و پيشرفت است ، دوران كسب تجربه هاي جديد براي آباداني مادي و معنوي فرد و جامعه است . چرا به جاي فراگيري آن همه اطلاعات مفيد كه مي تواند از ما انسان ديگري بسازد كه انسان از لحظات زندگي اش ، لذت ببرد ، خودش را با موسيقي ها و خواندن رمان هاي فاسد كننده و فيلم هاي حيا سوز كه كارگردان و تهيه كننده و بازي گرانش بويي از انسانيت نبردند سرگرم كند و آرام آرام ، تغييري در نگرش او ايجاد شود كه تعاليم انبيا را ، آشكارا مسخره كند و از دنياي متعفني كه براي خود ساخته است ، احساس شادماني كند ! چرا ؟!
امام علی (ع ) مي فرمايد : فرصت ها به سرعت چونان ابرها ، می گذرند ، پس فرصت های نیک ، را غنیمت شمارید » 
نوجوانى سپرى گشت به بازى ، به فراغت ، به نشاط       

فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات
بعد از آن نيز نفهميدم من ، كه چه سان عمر گذشت ؟     

ليك گفتند همه : كه جوان است هنوز ، بگذاريد جوانى بكند          

بهره از عمر برد ، كامروايى بكند            
بگذاريد كه خوش باشد و مست           بعد از اين ، باز وِرا عمرى هست      
يك نفر بانگ برآورد كه او       از هم‏اكنون بايد ، فكر آينده كند
ديگرى آوا داد : كه چو فردا بشود ، فكر فردا بكند          

سومى گفت : همان‏گونه كه ديروزش رفت       

بگذرد امروزش ، همچنين فردايش  ...   .  
« ولى ، حسرت آينده ، از آنِ كسانى است كه نقدْ انديشانه و دمْ‏ غنيمتى ، به فرصت هاي زندگى نگاه مى‏كنند و « آينده » را پاى « لذّت امروز » قربانى مى‏كنند »
بيوگرافي چند از موسيقي دانان
سعدي حسني در مقدمه كتاب « تاريخ موسيقي » ؛ بعد از دادن نسبت هاي ناروا به اسلام ، در باره موسيقي دانان مي نويسد : اينان مرداني بودند كه عمر  خود را در راه انسانيت سپري كردند و هر يك ، براي افتخار ملتي كافي اند و بسياري از آنها سوختند تا مشعل تمدن را بيافروزند . اين طرفدار جدي موسيقي و موسيقي دانان ، در فصل زندگي نامه برخي از موزيسين ها ، مطالبي مي آورد كه واقعا آبرويي براي آنان نمي ماند : در اين كتاب ، مشروب خوري و لاابالي گري را به خيلي از آنها نسبت مي دهد ؛ گويا در فرهنگ نويسندة محترم ، رفتارهاي غير اخلاقي ، در دنياي برخي از موسيقي دانان ، زشت و ناپسند به شمار نمي آيد . 
در کتاب « سلوک روحي بتهوون »  در مورد اخلاق فردی بتهوون ، يكي از موسيقي دانان پر طرفدار كشورمان مي نويسد : « یکی از عادات بتهوون این بود كه ساعتها در میخانه ها ، شراب می خورد و قهقهه سر می داد ، گویی از این کار بسیار لذت می بُرد ، او به ناراحتی چشم ، گوش و خونریزی ریه مبتلا بود و در اثر افراط در نوشیدن مشروبات الکلی ، كبدش كاملاً  بیمار ؛ و به درد اعضای تناسلی گرفتار بود » 
در کتاب شعله های نبوغ نوشته « لوون تانس » ، در باره « فرانس لیست مجارستانی » مي نويسد : « او با این که دارای همسر بود ، زن شوهر داری به نام « کارالين » را از مجارستان ربود و به پاریس برد و سه فرزند نا مشروع از او به وجود آورد ؛ از خصوصیات اخلاقی او این بود که با همة شاگردان و کار آموزان خود روابط جنسی بر قرار می کرد »
ولفگانگ آمادئوس موزار ، که در نوازندگی دست توانایی داشت ، به بازی بیلیارد و رقص و مشروبات الکلی علاقه وافري داشت و با آنکه همسر داشت ، دست از تماس با زنان دیگر بر نمی داشت . و در سن 35 سالگي در گذشت .   
بتهون در وصيت نامه اش مي نويسد : « شما اي مردماني كه مرا تند خو و ديوانه مي دانيد و از اجتماع گريزانم مي خوانيد ، از آنچه نسبت به من مي دهيد ، بسيار دلگير و زجر مي كشم ، من از شش سال پيش كه گرفتار بيماري عصبي سختي شده ام ، به جاي بهبود ، روز به روز ، بيماري ام تشديد شد و به بيماري افسردگي هم دچار شدم ... وضع من چنان بحراني است كه رفت و آمد در مجامع همگاني و نشست و برخاست با دوستان و هر گونه خوشي ممنوع است ، بايد مثل يك مطرود زندگي كنم ؛ و هر وقت به گروهي از شما بر مي خورم ناگهان ترس شديدي مرا فرا مي گيرد كه مبادا مرا بشناسيد ، براستي زندگيم پر از اندوه شده است و انتظار زماني را مي كشم كه زندگي من به انتها رسد و رشته ي حياتم خاتمه يابد »   
جندي پيش در سيماي جمهوري اسلامي ايران ، با رييس دانشكدة ... تهران مصاحبه مي كردند و در جواب پرسشي گفت : يكي خاطرات زيبا و ماندگارم اين است كه در جواني ، از سوي خانوادة محترم ، مجسمه سر جناب بتهوون را به من هديه داده بودند !          
فايدة گوش كردن موسيقي هاي مطرب ، جز از بين رفتن سرمايه هاي عمر و غوطه وري در درياي بي تفاوتي نسبت به احكام الهي و مسخره كردن آموزه هاي وحياني و غرق شدن در شهوات چيز ديگري نيست .
لئون تولستوي مي نويسد : « مدتي به موسيقي و مجالس رقص علاقه مند بودم و در اين راه مدتي از زندگي ام را تباه كرده ام ، ولي امروز كه سنّ من بالا رفته ، متوجه اين واقعيت تلخ شده ام كه ديگر نمي توانم در پي سرگرمي هايي باشم كه هيزم بر آتش شهوت مي ريزند ، من ديگر نمي توانم در وقت گذاراني هاي مخالف اخلاق كه به منزله دام هايي براي من و ديگران هستند شركت جويم » 
در روايت مي خوانيم : « آنگاه كه انسان به آهنگ و شعر گوش مي دهد حيا و عقل او نقصان مي پذيرد و آنچه را در ساعتي پيش زشت مي پنداشت در نظرش نيكو جلوه مي كند »
پوشش اسلامي ، زشت ترين تصوير زندگي اش مي شود و روابط دختر و پسر جايز بلكه لازم و مخالف آن نادان و بي سواد به شمار مي آيد .
موسول اس كي ( كه مدتي نوازنده بود ) مي گويد : « من نمي خواهم برده و نوكر چيزي باشم كه گاهي مرا مي گرياند و گاهي اعضا و جوارحم را بي اختيار به حركت در مي آورد ، و زماني تهييج عشق و شهوت مي كند و بر عقل من حكومت مي نمايد »
شما نمي توانيد حتي يك دانشمند مشهور غربي ( فيزيك دادن و شيمي دان بزرگ ... ) را نام ببريد كه ساعت ها فرصت زندگي اش را در كاباره ها ، ميخانه ها و يا به گوش كردن موسيقي هاي فرصت سوز و از بين برنده غيرت و حيا ، گذرانده باشد .
نقش استعمارگران در ترويج موسيقي لهوي و شهواني
كمترين آگاهى نسبت به حوادث جهان و پديده‏هاى شومى چون مواد مخدر ، مراكز فحشا و كلوپ‏هاى قمار ، بيانگر اين واقعيت روشن است كه ، امروزه گسترش مواد مخدر در بين توده‏ها ـ به ويژه جوانان ـ تنها جنبه تجارى ندارد .   و يا تهييج نسل نو در رو كردن به فيلم‏هاى فاسد و مفسد يا مجلات مبتذل ، جلوه اقتصادى نداشته و ندارد ، بلكه با جلوه‏اى سياسى ، باعث سستى ، بى‏حالى ، بى‏قيدى و بى‏بند و بارى يكايك نيروهاى مفيد و مولّد و فعال جامعه مى‏شود و كسانى كه بايد لحظه‏هاى زرّين زندگى و ايام سرنوشت‏ساز جوانى خويش را به امروز و فردا و فرداها بينديشند و ره‏توشه‏هاى دانش و معرفت جهت مددرسانى به خانواده و جامعه خويش كسب كنند ، در غفلت و بى‏خبرى فرو مى‏روند ، و تنها و تنها به شوخى‏هاى كاذب و خوشگذرانى‏هاى ويرانگر رو مى‏كنند تا به اصطلاح خود : « خوش باشند (!) ، بى‏خيال شوند (!) ، غم و غصه را دور بريزند (!) و خوشبختى را در آغوش بگيرند (!) » غافل از آنكه روزها و لحظه‏ها ، سرمايه‏اى گذرا و از دست رفتنى است كه شيطان و شيطان‏صفتان در كمين چنين سرمايه‏اى هستند تا ما را ورشكسته ، سر به زير و از دست رفته ببينند و خود را شادكام و موفق در غارت جوانى و تاراج زندگى بسيارى از انسان‏هاى بالقوه تلاشگر و موفق بنگرند !!


استعمارگران براي ساختن امروز و فرداي كشورشان ، با بكارگيري همه توان تلاش مي كنند و همه امكانات رفاهي و علمي را در اختيار دانشمندان علوم مختلف خودشان قرار مي دهند و در مكان هايي دور از سر و صداها ، موسيقي ها و رقاصه ها ، در خوش ترين منطقه آب و هوايي ، آنها را اسكان مي دهند ، تا در رقابت علمي ، هنري ، سياسي و اقتصادي عقب نمانند ؛ اما براي كشورهاي فقير همه گونه اسباب لهو و لعب و  ابزار قمار و موسيقي هاي مبتذل را در اختيارشان قرار مي دهند و با استفاده از مدرن ترين امكانات رسانه اي ، با هزينه كرد ميلياردي ، اسباب تخدير ملت ها ، يعني موسيقي و مواد مخدر را ، تبليغ و ترويج مي كنند . جواني كه بايد ذهن و زبانش پيشرفت مادي و معنوي خود و كشورش باشد ، دنيايش را آباد كند ، فضايل اخلاقي را پاس بدارد ، آنقدر منحط مي شود كه جز رفتار غير اخلاقي ، شراب ، موسيقي و روابط نامطلوب با جنس مخالف هيچ نمي فهمد . آنقدر حقير مي شود كه مصرف قرص هاي روان گردان ، مواد مخدر و رقص هاي دسته جمعي در پارتي هاي فضيلت كش ، آرزوي دنياي بي هويتش مي شود . 
من از طرفداران سر سخت موسيقي ، مي پرسم كه شما چقدر خوانندگان و نوازندگان غير مجاز و معروف ايراني را ، كه با آثارشان هزاران نفر را ، از راه مستقيم پيامبران و قرآن كريم دور كردند مي شناسيد ؟ اگر مي شناسيد و از آنها طرفداري مي كنيد ، از نوارهاي سراسر ابتذال و اشعار عشقي و جنسي آنان استفاده مي كنيد ، ما را با شما كاري نيست ؟
اما به كساني كه آنان را نمي شناسند توصيه مي كنم ، برويد بيوگرافي آنها را تنها يكبار مطالعه نماييد ، و بعد از خود بپرسيد چگونه يك مسلماني كه به امام زمانش عشق مي ورزد ، از كساني طرفداري مي كرده است كه يك بار پاكي را در تمام عمرشان تجربه نكردند . 
در گذشته در كشور ما ، با رواج موسيقي و خوانندگي ، آن قدر جوانان را منحط كرده بودند كه اگر دختري يك سال تحصيلي از درس محروم مي شد ، براي او اهميت چنداني نداشت ؛ اما اگر « داريوش » خواننده ايراني ، به شهرشان مي آمد و او موفق به ديدنش نمي شد ، مي خواست از غصه بميرد ؛ وقتي داريوش وارد شهري مي شد صدها دختر توي صف مي ايستاده اند ( با عرض پوزش ) تا به نوبت ، داريوش روي سينه آنها يك امضا بكند .
ملتي كه استعمارگران بتوانند ، هويت ديني و فرهنگي شان را نابود سازند ، اين ملت در برابر تاراج تمام شرف و آبروي شان و نابودي تمام منابع فرهنگي و اقتصادي شان بي تفاوت به نظاره مي نشينند ، و براي درمان درد ناداني و بي خبري ، به موسيقي وارداتي پناه مي برند !
چرا در آفریقاي جنوبی که بيشترين معدن طلا و الماس دنيا وجود دارد ، مردمانش فقير ترينند و گروه گروه از نبود حداقل تغذية مورد نياز مي ميرند ؟ مردان و زنان بومی این مناطق ، فوج فوج از گرسنگی می میرند و به جای آب گوارا ، آب متعفن می نوشند ، اما در اثر تبلیغات سوء و استحمار قدرت هاي استعماري ، در همة ساعات شبانه روز ، بزم رقاصی آنها برپاست ؛ دسته دسته دور هم جمع می شوند و با یک طبل ، شروع به رقصیدن می کنند . وقتی از آنها بپرسند از چه امكانات و سرمايه اي بر خورداريد ؟ آنها نخواهند گفت که ما داراي معادن بي شمار الماس ، طلا و مس هستيم ، بلکه خواهند گفت : آفریقایی ها ، یک نژاد هنرمند هستند ، فرزندان مان از وقتی كه از مادر متولد می شوند رقص بلد هستند !
در جنوب آمریکا کشوری وجود دارد به نام «  برزیل » اغلب سیاه پوست هستند   و قسمت عمده قهوه جهان در کشور برزیل توليد مي شود و سه چهارم در آمد کشور برزیل از فروش قهوه به دست می آید ، زمانی که تنها محصول صادراتی برزیل قهوه بود و هست ، بیشترین کشوری که از قهوة برزيل بهره مند مي شود ، كشور آمریکا است . جوانان برزیلي دو آرزو بيشتر ندارند : یکی این که جزء ارکست موزیکهای جاز شوند ؛ دوم این که مثل « پله » فوتبالیست بشوند .
آنها در حالی که از حداقل امكانات رفاهي محروم هستند ؛ در وقت برداشت و بسته بندي و صدور  دانه های قهوه به آمریکا ، مرتب در حال رقصیدن و شنيدن موزیک جاز هستند .
این شواهد تاریخی به ما نشان می دهد که موسیقی در همه اعصار حربه اي بوده در دست دشمنان دين و بشر . آن دسته از موسيقى كه حالت ابتذال داشته ، مناسبمجالس لهو و لعب باشد و انسان را در افكار شيطانى بيندازد و از امور معنوى دور نمايد . موسيقى مبتذل علاوه بر ضررهاى معنوى و اخلاقى مانند شهوت‏رانى ، مردن دل‏ها ، محروم شدن از لذت انس با خدا ، پاره شدن پرده‏هاى عصمت ، سبك شدن عقل ، زمينه را براى فراهم شدن گناه ، عدم استجابت دعا ، بر جسم و اعصاب هم آثار سويى دارد كه امروزه از نظر علمى ثابت شده است .
كمترين آگاهى نسبت به حوادث جهان و پديده‏هاى شومى چون مواد مخدر ، مراكز فحشا و كلوپ‏هاى قمار ، بيانگر اين واقعيت روشن است كه ، امروزه گسترش مواد مخدر در بين توده‏ها ـ به ويژه جوانان ـ تنها جنبه تجارى ندارد .   و يا تهييج نسل نو در رو كردن به فيلم‏هاى فاسد و مفسد يا مجلات مبتذل ، جلوه اقتصادى نداشته و ندارد ، بلكه با جلوه‏اى سياسى ، باعث سستى ، بى‏حالى ، بى‏قيدى و بى‏بند و بارى يكايك نيروهاى مفيد و مولّد و فعال جامعه مى‏شود و كسانى كه بايد لحظه‏هاى زرّين زندگى و ايام سرنوشت‏ساز جوانى خويش را به امروز و فردا و فرداها بينديشند و ره‏توشه‏هاى دانش و معرفت جهت مددرسانى به خانواده و جامعه خويش كسب كنند ، در غفلت و بى‏خبرى فرو مى‏روند ، و تنها و تنها به شوخى‏هاى كاذب و خوشگذرانى‏هاى ويرانگر رو مى‏كنند تا به اصطلاح خود : «خوش باشند (!) ، بى‏خيال شوند (!) ، غم و غصه را دور بريزند (!) و خوشبختى را در آغوش بگيرند (!) » غافل از آنكه روزها و لحظه‏ها ، سرمايه‏اى گذرا و از دست رفتنى است كه شيطان و شيطان‏صفتان در كمين چنين سرمايه‏اى هستند تا ما را ورشكسته ، سر به زير و از دست رفته ببينند و خود را شادكام و موفق در غارت جوانى و تاراج زندگى بسيارى از انسان‏هاى بالقوه تلاشگر و موفق بنگرند !! 
قبل از انقلاب اسلامي ، طبق آئین نامه وزارت فرهنگ و هنر ؛ به هر نویسنده ای که بهترین کتاب را می نوشت پنج هزار تومان جایزه می دادند ، در حالی که در مجله زن روز شماره 279 در همان موقع ، نقل كرده است كه :  کسی که بهترین ترانه را بخواند ؛ دولت شصت هزار تومان ، به او جایزه می دهد . ( يعني با حساب امروز سه ميليون بيشتر ) یعنی اگر شما توانا ترین دانشمند این کشور باشيد و ناب ترین حرف های علمی و اخلاقی را تأليف کرده باشید ، ارزش شما کمتر از رقاصه اي است که ترانه ای خوانده باشد ! 


امروز صداي موزيك در همه جا نفوذ كرده است ، در ادارات ، خيابانها ، پاساژها ، بيابانها ، اتوبوسهاي مسافر بري كه هميشه مسافرهاي مسلمان خود را آزار مي دهند و جالب تر اين كه هيچ كس از مسافرين هم اعتراض نمي كنند ، و از معترض هم حمايت نمي كنند . بعد از مدت ها زيارت بارگاه ملكوتي امام رضا (ع) و يا حضرت معصومه (س) و باز گشت از مسجد جمكران ، ساعت ها از طريق وسيله نقليه عمومي ، موسيقي لهوي و مطرب گوش مي دهد و دريغ از يكبار اعتراض . ( البته اگر خودش اهلش نباشد )


برخي از آثار زيان‏بخش موسیقی لهوی


1ـ  تشويق به فساد اخلاق


بي ترديد غنا و موسيقىِ مطرب ، زمينه‏ساز شهوات و بى‏بند و بارى‏هاى اخلاقى است . گزارش‏ها ، رخدادها و حوادث تلخ و زيانبارى كه بيانگر تجاوزهاى ويرانگر در مجالس مختلط دختران و پسران و يا زنان و مردان است ، حاكى از حوادث هولناكى است كه با زمينه‏سازى آهنگ‏هاى محرّك ، هيجان‏بخش و شهوت‏آفرين صورت گرفته است .
اين حوادث نشانگر آن است كه غناى حرام ، حيا را كم ، شهوت را زياد ، شخصيت انسان را واژگون و معيار زندگى را ، شهوت و خوشگذرانى مى‏كند و به آسانى جانشين شراب در بدمستى و كارهاى حيوانى و غير عقلانى مى‏شود .


2ـ  غفلت از ياد خدا


امام على(ع) فرمود : هر آنچه انسان را از ياد خدا يعنى راه كمال و راه هدايت و سعادت باز مى‏دارد ، ويرانگر و مخرب است .
غناى حرام و آهنگ‏هاى مناسب با مجالس گناه ، در سوق دادن افراد به تباهى‏ها و زشتى‏ها نقش مهمي دارد ؛ و به يقين اگر شراب ؛ مستى ، و حركت‏هاى غير عقلانى مى‏آورد ، موسيقىِ مُطرب نيز گام به گام شور و احساسى ناشايست به انسان مى‏بخشد و او را وادار به رانندگى با سرعت ديوانه‏وار ، حركت‏هاى غير معقول ، همچون فريادهاى وحشت‏زا يا سر بر ديوارزدن ، توهين به ديگران با حركات و رفتارهاى ناشايست مى‏كند و در يك كلام « انسانيت » و « شخصيت » افراد را كه در « توجه و تنبّه انسان به خدا ، خود و خلق خدا » است ، كمرنگ يا بى‏رنگ مى‏سازد و اين كارى است مخالف با شرع و عقل و عرف .


3ـ آثار زيانبار بر اعصاب و روان


‏ تخدير به معناى بى‏حسى ، بى‏حالى و بى‏توجهى به حوادث جدّى و سرنوشت‏ساز است كه گاه از طريق دهان و نوشيدن وارد بدن مى‏شود مثل شراب ؛ گاهى به وسيله بوئيدن و حس شامه است ، همانند هروئين ، زمانى از طريق تزريق است مانند مرفين ، و موقعى نيز از مسير حس سامعه يا شنوايى به بدن راه مى‏يابد ، همچون غنا و موسيقى طرب‏انگيز و زيان‏بخش .
نگاهى به زندگينامه چهره‏هاى مشهور موسيقى جهان بيانگر اين حقيقت است كه افراط و از دست دادن تعادل در توجه به موسيقى‏هاى تند و هيجانى يا غنا ، باعث بيمارى‏هاى عصبى و روانى شده و برخى از آنان به هنگام نواختنِ موسيقى ، درجه فشار خون‏شان به گونه‏اى بالا رفته كه دچار سكته ناگهانى شده‏اند ، بعضى نيز به جنون مبتلا گرديده و مشاعر خود را از دست داده‏اند .  
امروزه نيز بسيارى از تصادفات مرگ‏آفرين در جاده‏هاى شهرى و غير شهرى كه گاه باعث اندوه و ماتم خانواده‏هاى زيادى مى‏شود ، محصول استفاده از موسيقى‏هاى محرك ، هيجان‏زا و افراطى است كه اختيار خودرو را از راننده مى‏ربايد و تنها احساسات فروزان كاذب را پديد مى‏آورد كه گويا با فرياد و غوغا همراه مى‏شود و در يك لحظه با ديدن مانعى هيچ كنترل لازمى كه به هنگام هدايت وسيله نقليه بايد به آن توجه شود ، احساس نمى‏شود و فرجام شومى براى تمامى سرنشينان ايجاد مى‏كند .
ضعف‌ اعصاب‌ : سر و صدا و موسيقيهاي‌ راديو و غيره‌ ، اعصاب‌ را خسته‌ و ناتوان‌ كرده‌ و آدمي‌ را مستعد براي‌ ابتلا به‌بيماريهاي‌ روحي‌ مي‌نمايد . استعمال‌ داروهاي‌ خواب‌ آور دليل‌ بر اين‌ مدعاست ‌.
تحقيقات‌ شوراي‌ ملي‌ تجسسات‌ كانادا : «صداي‌ موسيقي‌ هر قدر هم‌ ضعيف‌ باشد آشفتگي‌ فوق‌العاده ‌شديدي‌ در كار مغز ايجاد مي‌كند ، صداي‌ ملايم‌ موسيقي‌ حتي‌ در موقع‌ خواب‌ دشمن‌ سلامت‌ است ‌.


4ـ جلب‌ توجه‌ غير طبيعي‌ (حالت‌ بهت‌)


يكي‌ از تأثيرات‌ موسيقي‌ حالت‌ بهت‌ و جلب‌ توجه‌ غيرطبيعي‌ است  كه‌ گاهي‌ باندازه‌اي‌ قوي است كه‌ توجه شخص‌ را از امر مادي‌ و معنوي‌ باز مي‌دارد ، اين‌ حالت‌ در مراتب‌ اوليه‌ ، هنگام‌ استماع‌ موسيقي‌ براي‌ شنونده‌ ايجاد مي‌شود ولي‌ اگرشخص‌ خود نوازنده‌ يا از شنوندگان‌ دائم موسيقي‌ باشد ، پس‌ از چندي‌ ، يك‌ حالت‌ سستي‌ و بطالت‌ در شخص ايجاد مي شود و تمام‌ اعمال‌ روحي‌ وي‌ دستخوش‌ يك‌ نوع‌ كندي‌ مي‌شود و اين‌ كندي‌ بحدي‌ محسوس‌ است‌ كه‌ سئوالات‌ را پس‌ از مدتي‌ طولاني‌ پاسخ‌ مي‌دهد و غالباً نيز با اختلال‌ حواس‌ و ادراك ‌، خواب‌ آلودگي‌ و گيجي‌ و سرگشتگي‌ گرفتار است ‌.


5ـ  از دست‌ دادن‌ توانائيهاي‌ فكري‌ و امتيازات‌ بشري‌


يكي‌ ديگر از تأثيرات‌ موسيقي‌ علاوه‌ بر از بين‌ بردن‌ توانائيهاي‌ فكري‌ و تدبير در امور ، باعث‌ از دست‌دادن‌ ملكات‌ فاضله‌  و صفات‌ عاليه‌ انسانيت‌ است ‌.
چون‌ موسيقي‌ در اثر ارتعاشات‌ حساس ‌، حالت‌ جلب‌ توجه‌ شديدي‌ در شنوندگان‌ پديدآورده‌ كه‌ با ايجاد اين حالت‌ حكومت‌ مطلقه‌ خود را بر اعصاب‌ اعلام‌ مي‌دارد و بالنتيجه‌ يك‌ نوع‌ توقف‌ و جمود فكري‌ پديدمي‌آورد و در حاليكه‌ شخص‌ مجذوب‌ نواهاي‌ لذت‌ بخش‌ موسيقي‌ است‌ تمام‌ افكار عالي‌ و انديشه‌هاي‌بزرگ‌ در حالت‌ سستي‌ و ناتواني‌ شديد درمي‌آيد.


6ـ تضييع‌ نيروي‌ قضاوت


موسيقي‌ در اثر تسلط‌ يافتن‌ بر اعصاب‌ و روان‌ ، حالتي‌ در شخص‌ ايجاد مي‌كند كه‌ انسان‌ را به‌ كلي‌ از قضاوتهاي‌ صحيح‌ و انديشه‌هاي‌ درست‌ باز مي‌دارد و گاهي‌ مي‌شود همه‌ چيز را در نظر يكسان‌ نمايش‌مي‌دهد راست‌ و دروغ‌ ، نيكي‌ و بدي‌ و ...  .


7ـ افسردگي‌ و خمودي


يكي‌ از تأثيرات‌ موسيقي‌ ايجاد حالت‌ افسردگي‌ و خمودي‌ است‌ كه‌ با توجه‌ به‌ اين‌ مطلب‌ براي‌دانش‌آموزان‌ آموختن‌ موسيقي‌ و يا اوقات‌ خود را صرف‌ گوش‌ دادن‌ موسيقي‌ بكنند فوق‌ العاده‌ از نظررواني‌ زيانبخش‌ است‌ و رغبت‌ آنها را از مطالعه‌ كم‌ مي‌كند دكتر الكسيس‌ كارل‌ روانشناس‌ معروف‌ دركتاب‌ «راه‌ و رسم‌ زندگي‌» مي‌نويسد: «برخي‌ دانش‌آموزان‌ مي‌خواهند با توجه‌ به‌ راديو درس‌ خود را يادبگيرند و در راه‌ تحصيل‌ پيشرفت‌ كنند بايد گفت‌ راديو نيز مانند سينما و موسيقي‌ كاهلي‌ كاملي‌ مي‌بخشدبكسانيكه‌ با آن‌ سرگرمند .


8ـ تضييع‌ حس‌ باصره


بديهي‌ است‌ چون‌ موسيقي‌ داراي‌ تحريكات‌ خارجي‌ است‌ افراط‌ و تكرار در عمل‌ (منظور افراط‌ درگوش‌ دادن‌ موسيقي‌) علاوه‌ برآنكه‌ براي‌ تمام‌ اعصاب‌ اثرات‌ سوء و زيانبخش‌ خواهد داشت‌ براي‌اعصاب‌ چشم‌ كه‌ از نظر فيزيولوژي‌ جزء اعصاب‌ حساسه‌ بدن‌ بشمار مي‌رود تأثيرات‌ ناگوار و زيانمندي‌داشته‌ كه‌ ضعف‌ نيروي‌ باصره‌ يكي‌ از آنهاست‌ و اين‌ ضعف‌ ممكنست‌ روزي‌ آثار شدت‌ آن‌ تا فقدان‌نيروي‌ بينايي‌ و ايجاد كوري‌ صاحب‌ آنرا تعقيب‌ نمايد
روي‌ همين‌ اصل‌ اغلب‌ موسيقيدانان‌ دچار ضعف‌ شديد باصره‌ گرديده‌ و عده‌اي‌ زياد از آنها كور شدند ازقبيل‌ فردريك‌ هندل‌ (موسيقيدان‌ آلماني‌) باخ‌ (موسيقيدان‌ اطريشي‌) موريس‌راول‌(موسيقيدان‌فرانسوي‌)و اسحق‌ مُوصلي‌ (موسيقيدان‌ معروف‌ عصر هارون‌ الرشيد) بكلي‌ كور شدند .


استفتاء از مراجع عظام


چند استفتا از مقام معظم رهبري


سؤال : منظور از موسيقي مطرب و لهوي چيست ؟ و راه تشخيص موسيقي مطرب و لهوي از غير آن چيست ؟
جواب : موسيقي مطرب و لهوي آن است كه به سبب ويژگي هائي كه دارد انسان را از خداوند متعال وفضائل اخلاقي دور نموده و به سمت بي بندوباري و گناه سوق دهد و مرجع تشخيص موضوع عرف است . 
سؤال : « غنا » چيست ؟    جواب : « غنا » عبارت است از صداي انسان در صورتي كه با ترجيع ( چهچهه دار بودن ) و طرب همراه بوده و مناسب مجالس لهو و گناه باشد كه خواندن به اين صورت و گوش دادن به آن حرام است . 
سؤال : موسيقي كه از راديو و تلويزيون جمهوري اسلامي پخش مي شود، چه حكمي دارد ؟ آيا اين گفته كه ، حضرت امام (ره) موسيقي را ، بطور مطلق حلال اعلام كرده اند ، صحيح است ؟
جواب : نسبت حلال دانستن موسيقي به طور مطلق به حضرت امام خميني (ره) كذب و افترا است . امام (ره) معتقد به حرمت موسيقي مطرب و لهوي مناسب با مجالس لهو و معصيت بودند و نظر ما هم همين است ، ولي اختلاف در ديدگاهها از تشخيص موضوع نشات مي گيرد زيرا تشخيص موضوع موكول به نظر خود مكلف است . گاهي نظر نوازنده با نظر شنونده تفاوت پيدا مي كند كه در اين صورت موسيقي كه به تشخيص مكلف لهو و مناسب با مجالس گناه است بر او گوش دادن به آن حرام مي باشد و اما صداهاي مشكوك محكوم به حليت هستند و پخش از راديو و تلويزيون به تنهايي دليل شرعي بر مباح و حلال بودن آنها محسوب نمي شود . 
سؤال : برخي مي گويند نوارهاي ترانه روي ما تاثير منفي ندارد آنها چگونه ارشاد كنم ؟
جواب : هر آهنگي كه مطرب و مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است وبدون شك آثار مخربي دارد از قبيل بيگانگي از خدا، تحريك شهوات وآلودگي به مفاسد و اگر چه در فرد خاصي ، تاثير مخربي ظاهر نشود ؛ باز گوش دادن به آن جايز نيست زيرا حكم در اين مورد تابع تاثير بر فرد خاص و عدم آن نيست . همان گونه كه حرمت شراب تابع مست شدن فرد خاص نيست .
حضرت آية الله خامنه‏اي : « هر گونه نوازندگي مطرب لهوي كه متناسب با مجالس عيش و نوش باشد حرام است »
حضرت آية الله فاضل لنكراني : « موسيقي اگر مطرب و مهيج و مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است و در غير اين صورت مانعي ندارد و مركز پخش تأثيري در حكم ندارد .»
حضرت آية الله بهجت : « اگر موسيقي مطرب باشد، استماع و خريد و فروش آن حرام است.»
حضرت آية الله سيستاني : «اگر موسيقي مناسب مجالس لهو و عياشي نباشد حرام نيست.»
حضرت آية الله تبريزي : «گوش دادن به موسيقي لهوي كه مناسب مجالس خوش گذارني مي‏باشد، جايز نيست و همچنين ساخت و تعليم و خريد و فروش ابزار آلات موسيقي لهوي جايز نيست .»
حضرت آية الله صافي گلپايگاني : « آنچه را عرف مردم موسيقي مي‏دانند ، آن موسيقي‏يي كه مناديان دين و شرع هميشه در دوره‏هاي گذشته با آن مقابله مي‏كردند و مي‏گفتند حرام است، همان موسيقي سنتي ايراني خودمان است كه به شكل حرامي در دربارهاي سلاطين ، در نزد افراد بي‏بندوبار ، در نزد افرادي كه به شهوات تمايل داشتند و خوض در شهوات مي‏كردند ، اجرا مي‏شده ، اين همان موسيقي حرام است ، استماع آن و ساخت و تعليم و تعلم و فروش آلات آن حرام است .»
حضرت آية الله مكارم شيرازي : « كليه صداها و آهنگ‏ها كه مناسب لهو و فساد است، حرام و غير آن حلال است و تشخيص آن با مراجعه به اهل عرف عام خواهد بود .»
حضرت آية الله مظاهري : « اگر موسيقي لهوي و تحريك كننده باشد، حرام است .»
حضرت آية الله گلپايگاني : « غنا كشيدن صدا و دور دادن آن به كيفيّت خاصه‏ي طرب آور است كه مناسب با مجالس لهو و محافل انس و طرب و موافق با آلات لهو ولعب است و خواندن به نحو غنا و گوش دادن به آن و تكسب به آن حرام است و فرقي نمي‏كند كه همراه با آلات لهو خوانده شود يا نه و در كلام باطل استعمال شود يا در قرآن يا دعا يا مرثيه يا شعر » 
اگر نوعى موسيقى براى بعضى محرك و مطرب بود و براى برخى چنين تأثيرى را نداشت ، وظيفه ما در اين موارد يعنى موسيقى‏هاى مشكوك چيست ؟
هر گاه با نوعى آهنگ يا صدا روبه‏رو شديم كه نمى‏دانيم مناسب با مجالس گناه و فساد است يا نه؟ بايد به عرفِ پاى‏بند به قوانين الهى كه معتقد و متعهد به احكام دينى هستند، مراجعه كرد و هرگز ديدگاه يك نفر به عنوان اينكه « براى من محرك نيست ، پس مى‏توانم گوش دهم » ، معيار نخواهد بود ؛ زيرا وسوسه‏ها و توجيهات نادرستى در اين زمان‏ها به سراغ انسان مى‏آيد تا راه را براى خود بگشايد و به خيال اينكه هيچ محدوديت و ممنوعيت ندارد، مرتكب كار حرامى شود .
بدون شك با تشخيص عموم يا عرف متشرع و متوجه به احكام الهى نسبت به فسادآلود بودن يا نبودن چنين غنايى، به خوبى مى‏توان به وظيفه خود پى برد. اما در جايى كه دو گروه معتقد داراى دو تشخيص متضاد هستند و موضوع براى ما نيز قابل تشخيص نيست، از نظر فقهى مى‏توان به اصل برائت از حرمت يعنى حلال بودن حكم داد و شنيد.
نكته درس‏آموز براى هر يك از ما در اين باره آن است كه «حلال بودن» دليل بر « واجب بودن » نيست ، به گونه‏اى كه چون مرجع تقليد من شطرنج را بدون برد و باخت و خارج از قمار حلال مى‏داند يا چون عرف خداباور و پاى‏بند به احكام الهى اين آهنگ را مطرب و لهوى نمى‏داند ، پس لازم است ساعت‏هاى بسيار عمر خود را صرف شطرنج كنم يا موسيقى گوش دهم (!!) كه اين شيوه‏اى ناشايست در زندگى است ، بدين خاطر برخى از فقيهان آشنا به زمان و مكان به هنگام ارائه حكم فقهى در باره موسيقى، «آلوده كردن» بسيج يا دانش‏آموزان را به موسيقى صحيح ندانسته و حتّى «ترويج موسيقى» را با روح نظام اسلامى سازگار نمى‏دانند و بر اين باورند كه «اعتياد به موسيقى» كارى ناروا و ناشايست است كه همگان ـ  به ويژه جوانان ـ  بايد از آن بپرهيزند . 
با اين نگرش درمى‏يابيم صرف مُهر تأييد وزارت، سازمان يا اداره‏اى فرهنگى نسبت به نوعى موسيقى، مجوز شرعى شنيدن آن موسيقى نمى‏شود، بلكه معيارهايى كه بيان شد، براى ما دليل قاطعى در اين باره است تا حلال و حرام را تشخيص دهيم، چنانكه مراجع تقليد نيز فتوايى اينچنين دارند : « موسيقى مُطرب، لهوى و مناسب با مجالس گناه حرام است » .
شايان بيان است كه هر حكمى موسيقى دارد، براى «ابزار و آلات» آن نوع موسيقى هم وجود دارد. از اين‏رو خريد و فروش و نگهدارى ابزار موسيقى حلال ، جايز است و خريد و فروش و نگهدارى ابزار موسيقى حرام و غنا ، كه تنها استفاده نادرست از آن مى‏شود ، حرام خواهد بود .

 

موسيقي از نگاه عقل و دين 1

 

                                 موسيقي

                              از نگاه

                                               عقل و دين


مقدمه
احترام به سنت ها و عادات ايراني ، اگر از هر گونه خرافه تهي باشد و با ارزش هاي مكتبي و فرهنگ اصيل ايراني مخالف نباشد بي اشكال است . شادي كردن در مراسم عروسي ، وليمه دادن در بازگشت از سفر ، جشن هر ساله در سالروز ازدواج ، برگزاري جشن تكليف ، جشن نوروز و به ديدار اقوام و بزرگان فاميل شتافتن در آغاز سال جديد ، نه تنها منفي نيست ، بلكه داراي آثار مثبت رواني ، تربيتي و اجتماعي هم هست ؛ و از سوي پيشوايان ديني و بزرگان اخلاق و عرفان نيز ، برخي از جشن ها كه داراي بار تربيتي است مثل جشن تكليف ، توصيه و تأكيد شده است .
سيد بن طاووس خطاب به فرزندش مي نويسد : « فرزندم محمد ، روز بلوغ خود را به خاطر بسپار و آن را براي هميشه گرامي بدار و هر سال در چنين روزي ، در راه خدا صدقه بده ، اطعام كن و شكر خداي را به جاي آور كه به تو ، توفيقِ بزرگ تشرف به بارگاهش را عنايت فرموده است » . 
بي ترديد مراسم عقد و عروسي و ساير جشن ها بايد شاد برگزار شود ؛ اما بايد حرمت ارزش هاي ديني و فرهنگ اصبل ايراني محفوظ بماند ؛ چگونه دو زوج مسلمان رضايت مي دهند كه زندگي شان را با شكستن مرزهاي الهي و جريحه دار نمودن قلب نازنين امام زمان (عج) شروع كنند ؟
حضرت آيت الله بهجت فرمود : « با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که چشم بيناي خداوند است ، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم ؛ و هر کاری را که خواستیم ، انجام دهیم ؟چه پاسخی خواهیم داد ؟ » 
 در مراسم عروسي حضرت زهرا (س) كه در شب برگزار شد ؛ رسول خدا (ص) توصيه فرمودند كه دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار ، در شب عروسي حضرت فاطمه (س) ، به دنبال آن بانوي بزرگوار حركت كنند ، شادي نمايند ، شعر بخوانند و ذكر « الله اكبر » و « الحمد لله » بر زبان جاري سازند و از چيزي كه خداوند بر انجام آن رضايت ندارد ، پرهيز كنند .
رسول گرامى اسلام (ص) مى فرمايد : طعام دادن در وقت تزويج از سنت پيغمبران است . 
امام علي بن موسي الرضا (ع) فرمود : از سنت پيامبر اكرم (ص) ، طعام دادن در هنگام ازدواج است .   
شركت مؤمنين در مهمانى هاى لهو و لعب جايز نيست
بعضى از مهمانى ها ، فقط براى خوشگذرانى و انجام كارهاي لهوي و پايكوبى با ابزار موسيقي است و هيچ گونه قصد قربتى در كار نيست . در اين گونه مهمانى ها ، چون با فرمان الهي مخالفت مى شود ، مؤمنان حق شركت در اينگونه مهماني ها را ندارند .
گوش دادن به موسيقى هاي مطرب هرچند در مراسم عروسى و شادى هم باشد ، حرام است ... امام جعفر صادق (ع) مى فرمايد : سزاوار نيست مؤمن در مجلسى شركت كند كه در آنجا گناه مى شود و او قدرت تغيير آن مجلس و جلوگيرى از آن را ندارد .   
سؤال : آيا شركت در مجالس عروسي كه رقص هست جايز است ؟
جواب : شركت در چنين مراسمي در هر يك از صورت هاي زير حرام است :
الف ) اگر موجب تشويق به گناه مثل رقص و ... باشد .
ب ) اگر مجلس به گونه اي باشد كه عنوان ( مجلس لهو لعب ) بر آن صادق باشد .
ج ) اگر خود نيز شخصاً به آن اعمال خلاف شرع ، مبادرت ورزد .
سؤال : آيا مي شود در عروسي اقوام نزديك شركت كرد ، درحالي كه آنها در آن مجالس رقص و پايكوبي مي كنند ؟   جواب : شركت در مجلس معصيت جايز نيست . مي توانيد وقتي شركت كنيد كه رقص و موسيقي آنها خاتمه يافته است .
سؤال : شركت در مراسم عروسي كه ترانه و رقص اجرا مي شود چه حكمي دارد؟
جواب : شركت در اين گونه مجالس جايز نيست .
بنابراين در قرآن كريم و سنت امامان معصوم (ع) ، يك مورد يافت نمي شود كه با نفس شادي مخالفت كرده باشند ؛ بلكه مخالفت با رفتار گناه آلود و شادي هاي گذرا و مبتذلي است كه انسان را از درك شادي هاي عميق و پايدار و از تجربه يك زندگي پاك محروم مي سازد .
امامان ما فرمودند : شيعيان ما در شادي ما ، شادمانند . و در حزن و اندوه ما ، اندوهگين .   و يا فرمودند : با چهره‌اي گشاده با هم ديگر ملاقات كنيد و اگر در درون شما ، اندوه و غصه‌اي وجود دارد ، آن را به رخ ديگران نكشيد و نگذاريد كام ديگران را تلخ كند .   
اما اگر در جامعه ما « اصل اعتدال » رعايت نمي‌گردد و به سرور و شادي ، در مناسبت‌هاي شاد به اندازه مراسم عزاداري و گريه ، اهميت داده نمي‌شود ، ناشي از برداشت ناقص و عادت غلط « دينداران » است نه اينكه دينداري راستين آن را ايجاب كرده باشد !
بنابراين مخالفت دين اسلام ، با برخي از مظاهر شادي همانند موسيقي مطرب ، رقص و ارتباط عاطفي و پنهاني با نامحرم   بخاطر تأثير سوء رواني و رفتاري آنها است ، گناهاني كه در كاهش ضعف اراده و خروج از دايرة بندگي نقش اساسي دارند .
برگزاري جشن ازدواج ، خاطره انگيز ترين واقعه زندگي است ، اما آلوده كردن آن به رقص هاي دسته جمعي ، استفاده از نوشابه هاي حرام و شكستن مرزهاي ارتباطي زنان و مردان و يا خواندن اشعار مبتذل جنسي با صداي گوش خراش و آزار دهنده خوانندگان بازاري ، آن هم با ايجاد مزاحمت براي سايرين ، با هيچ اصل اخلاقي و ديني و آيين شهروندي قابل دفاع نيست . ايرانيان مسلمانند و مسلماني قاعده دارد و انجام اين دسته امور با فرهنگ اصيل ايراني همساز نيست . و يا استفاده از موسيقي هاي لهوي و شهواني ، در برگزاري جشن ختنه سوران و جشن تولد ، ، آنگونه كه در بعضي از خانواده ها مرسوم است با كدام اصل روان شناختي و تربيتي و ديني قابل دفاع است ؟
تأسف و دردي كه جاي دارد انسان مسلمان ايراني از غصه بميرد ، اين است كه در برخي از شهرستان ها ، برخي از دوستداران امام زمان (عج) ، در روز گرامي داشت اعياد مذهبي ، به جاي شادي هاي حلال و مولودي خواني و ذكر فضايل اهل بيت (ع) ، با دعوت از خوانندگان و يا گذاشتن موسيقي هاي مبتذل و حرام در كنار خانه ها و مغازه ها ، رفتاري دور از شأن مسلمان ايراني را به نمايش مي گذارند .
سالروز ميلاد مهدي موعود (عج) ، روز تعالي روح ، روز ابراز محبت قلبي نسبت به خاندان عصمت و طهارت (ع) و روز بازگشت به سوي خداي رحمان و حقيقت قرآن كريم است ، نه انجام رفتارهايي كه بي ترديد با تعاليم مكتبي و فرهنگ اصيل ايراني سازگار نيست .
به خدا قسم باورم نمي شود ! برگزاري جشن ميلاد مهدي موعود (عج) با  ساز و دهل ؟!  گرامي داشت سالروز ولادت حضرت حجت (عج) با نوارهاي خوانندگاني كه در تمام عمر شان ، از نماز و ارتباط با خداي رحمان و امام زمان (عج) محروم بودند ؟!
بياييم ، طرح نويي در اندازيم ، و در اعياد ملي و مذهبي ، با اجراي مراسمي شاد و مفرّح ، اما تهي از هر گونه گناه ، آيين هاي اسلامي و سنت هاي خوب ايراني را گرامي بداريم ، و در سالروز ميلاد با سعادت امام زمان (عج) به جاي جريحه دار نمودن قلب مهدي زهرا (عج) ، او را شاد سازيم .
امام زمان (عج) همه جا حضور دارد !     
حضرت امام (ره) مي فرمايد : « بدانبد كه تحت مراقبت هستید ، نامه اعمال ما می رود پیش امام زمان (عج) ، هفته‎ای دو دفعه ( به حسب روایت ) ؛ نكند كه خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستانِ امام زمان (عج ) چیزی صادر بشود كه موجب ناراحتي امام زمان (عج) باشد » 
« رهبر همه ما و شما ، وجود مبارك بقیه الله (عج) است ، و باید ماها و شماها طوری رفتار كنیم كه رضایت آن بزرگوار را ، كه رضایت خداست ، بدست آوریم » 
ديدگاه بزرگان علم و معرفت در مورد موسيقي
حكم شرعي موسيقي  و رقص و روابط ميان زنان و مردان ، بدون هيچ گونه ابهامي ، در فقه اسلامي روشن است ، و وظيفه هر مسلمان ايراني اين است كه حدود الهي را ، به حكم بندگي در همه جا محترم بشمارد .
عزيزان خدا ! همة ما مي دانيم كه در عروسي ها ، جشن تولد ها ، و در ديگر جشن هاي متنوع ايراني ، حرام خدا حلال نمي شود ، پدران و مادران محترم بدانند كه كودكان و نوجوانان عزيز ما ، نظاره گر رفتار ما هستند ، و رفتارهاي امروز ما ، الگوهاي فرداي زندگي آنان را شكل مي دهد .
رسول خدا (ص) فرمود : « هر كس سنت خوبى را باب كند ، حسنه آن را دارد ، و ثواب هر كس هم كه به آن عمل كند دارد ، و هر كس سنت بدى را باب كند هم گناه آن عمل را دارد و هم گناه هر كس كه آن گناه را مرتكب شود، و اين جريان تا روز قيامت ادامه دارد »   .
برخي از فقهاي بزرگوار مي فرمايند : غنايي كه به حكم آيات و روايات و اجماع فقها ، حرام است ، غناي لهوي و شهواني است كه موجب انحرافات اخلاقي فرد و جامعه مي گردد . از ديدگاه بسياري از فقيهان معاصر ؛ شنيدن و نواختنِ « غنا و موسيقي مطرب » حرام است نه غير مطرب ؛ و ياد گرفتن و ياد دادن غنا و موسيقي لهوي   و خريد و فروش آلات مختص به لهو ، حرام است ؛ اما غير مطرب حرام نيست .
« غنا » مجموع آواها يا آهنگ‏هايى است كه طرب‏انگيز (مطرب) باشد ، يعنى در انسان حالتى بيافريند كه عقلانيت ، انسانيت و ارادى بودن آدمى را كمرنگ يا بى‏رنگ سازد ؛ نوعى سبكى و بيخودى در وجود انسان به خاطر شدّت شادى يا غم پديد مى‏آورد كه به آن « طرب » مى‏گويند . 
پس « مطرب » آن چيزي است كه نفس و عقل آدمي را تحت تاثير و تسخير خويش قرار مي دهد و شخص را داراي شخصيتي مي سازد كه به گونه اي غيراختياري ، از خود ، حركات و سكنات نامناسب بروز مي دهد . پس حالت طرب ، به خفت و سبكي عقل گويند كه از طريق غنا براي انسان حاصل مي شود ، و او را از حدّ اعتدال خارج مي كند .
از نگاه فقيهان والا مقام ، اگر صدا و آهنگ ، متناسب با مجالس گناه و فسق و فجور (رقص ، شراب و فساد جنسى) باشد ، حرام است . زيرا انسان را از « انسانيّت » به سمت « ارضاي قواي شهواني و فساد و فحشا » سوق مى‏دهد ؛ و زمينه پرده‏درى ، بى‏حيايى و خروج از مرز بندگى پروردگار را فراهم مى‏سازد .
مقام معظم رهبري در پاسخ به اين سؤال كه : ملاك تمييز موسيقي حلال از حرام چيست ؟ وآيا موسيقي كلاسيك حلال است ؟ فرمود : هر موسيقي كه به نظر عرف ، موسيقي لهوي و مطرب كه مناسب با مجالس عيش و نوش است باشد ، موسيقي حرام محسوب مي شود و فرقي نمي كند كه موسيقي كلاسيك باشد يا غيركلاسيك . تشخيص موضوع هم موكول به نظرِ عرفيِ مكلّف است و اگر موسيقي اين گونه نباشد ، بخودي خود اشكالي ندارد . 
و نيز فرمود : « موسیقی اگر انسان را به بیکارگی و ابتذال و بی‏حالی و واخوردگی از واقعیّت‏های زندگی و امثال این‏ها بکشاند ، این موسیقی ، موسیقی حلال نیست ، موسیقی حرام است . موسیقی اگر چنانچه انسان را از معنویت ، از خدا و از ذکر غافل کند ، این موسیقی حرام است . موسیقی اگر انسان را به گناه و شهوترانی تشویق کند ، این موسیقی حرام است . نظر اسلام این است .
این‏هایی را که من گفتم ، بعضی از آن‏ها در موسیقی بی‏کلام و در سازهاست و بعضی هم حتّی در کلمات ؛ یعنی ممکن است فرضاً یک موسیقی ساده‏ی بی‏ضرری را اجرا کنند ؛ لیکن شعری که در این موسیقی خوانده می‏شود ، شعر گمراه کننده‏یی باشد . شعر تشویق کننده‏ی به بی‏بندوباری ، به ولنگاری ، به شهوترانی ، به غفلت و این طور چیزها باشد ، آن وقت حرام می‏شود . 
آيت ا... بهجت مي نويسد : غنا ، كشيدن صدا و گردش آن در حنجره است ، به گونه‏اى ويژه ، كه طرب‏آور بوده و به علت شدّت شادمانى ( به واسطه خيال وصول به محبوب ) و يا حزن و اندوه ( به واسطه خيال فراق و دورى او ) ، موجب سبكى در انسان گردد ؛ و علامت آن مناسبت داشتن با مجالس اهل فسوق است . 
ويكتور هوگو نويسنده مشهور فرانسوي مي نويسد : علت اين كه ما از موسيقي خوش مان مي آيد اين است كه در عالم خيال ها فرو ميرويم .
كانت فيلسوف مشهور آلماني مي گويد :  موسيقي اگر از همه هنر ها مطبوعتر باشد ، ولي چون به بشر چيزي نمي آموزد ، از تمام هنرها پست تر است .
افلاطون حكيم مى‏گويد : «آن كس كه همه عمر را به ترنّم نغمات و حظّ از زيبايى صوت مى‏گذراند ، همان‏طور كه آهن در اثر آتش نرم مى‏شود ، عنصر « غيرت » در نفس وى ملايم مى‏گردد و طولى نخواهد كشيد كه « شجاعت » وى نيز تحليل رود »  
فارابى درباره موسيقى لهوى مى‏نويسد : « اشعارى كه داراى محتواى هزلى و لهوى هستند ، اغلب براى سرگرمى و تفريح خوانده مى‏شوند . كه بالتبع صداها و لحن ها هم ، متناسب همان اشعار لهوى است و اين سبك كردن و حقير نمودن شأن الحان است كه تمام شرايع و اديان الهى آن را نهى كرده‏اند . چنان كه در زمان ما كاربرد موسيقى نزد مؤمنان ناپسند تلقى مى‏شود ؛ و اين به دليل بهره‏گيرى نادرست از موسيقى است  » 
از مهمترين آثار گناه ، ضعف اراده است و گوش دادن به موسيقي هاي حرام ، مهمترين عامل براي ضعف اراده و انجام گناهان بزرگتر است .
حضرت امام  (ره) دراين باره مي نويسد :  « اى عزيز، بكوش تا صاحب عزم و اراده شوى ؛ كه خداى ناخواسته اگر بى‏عزم از اين دنيا رحلت كنى ، انسان صورى بى مغزى هستى كه در آن عالم كه محل كشف باطن و ظهور سريره است ؛ انسان محشور نشوي . و جرأت بر معاصى كم كم انسان را بى‏عزم مى‏كند و اين جوهر شريف را از انسان مى‏ربايد » استاد معظم ما مى‏فرمودند : « بيش‏تر از هر چه ، گوش دادن به تغنّيات ( موسيقي هاي حرام ) ، سلب اراده و عزم از انسان مى‏كند ... »   
دكتر الكسيس كارل ، فيزيولوژيست و زيست شناس معروف فرانسه مي نويسد : « اصولاً شنيدن موسيقي و كنسرت ، در اعصاب يك نوع اثر تخديري ايجاد مي كند ، اين اثر گاهي آن چنان شديد است كه شنونده را مانند افراد بهت زده مي سازد و لذت فوق العاده اي كه از آن مي برند از همين اثر تخديري است و روشن است كه اين گونه تخديرها زيان هاي فراواني دارد و اگر شدت يابد گاهي ممكن است عقل و انديشه را اسير جذبه ي آهنگ هاي تند موسيقي كند و ديگر نتواند خوب و بد را از تشخيص دهد و بي پروا دست به اعمال نا شايست بزند و در آن حال ، نتواند به عواقب وخيم آن بينديشد »   
حضرت امام (ره) موسيقي هاي حرام را تهديدي براي نسل نوجوان و جوان مي داند و مي فرمايد : از جمله چيزهايى كه ذهن جوانان را تخدير مى كند ، موسيقى است . موسيقى سبب مى شود كه مغز انسان ، پس از مدتي ، تبديل مى شود به يك مغز غير جدي و به جاى مغز جدى ، مغز لهوى مى نشيند ، يعني انسان را از جديت بيرون مى كند و متوجه مى كند به جهات ديگر .  
در جاي ديگر فرمود : يك آدم افيونى نمى تواند براى مملكت خود فكر كند ، آدمى كه مغزش ‍ به موسيقى عادت كرد ، نمى تواند براى مملكتش مفيد باشد ؛ هر كسي بويژه كساني كه از سوي دشمنان خارجي بازى خوردند و براي ترويج موسيقي تلاش مي كنند ، فحشا را ترويج مى كنند ، عُمّال خارجي هستند ، اينان مروج كارهايى اند كه جوانان ما را به تباهى مى كشند ، نتيجه كارشان اين است كه مملكتي را كه قدرتش بايد در دست جوانان باشد ، و جوانان آن را اداره كنند ، اين قدرت را از جوانان مى گيرند ... موسيقي از اموري است كه البته هر كس به حسب طبع خوشش مي‏آيد ليكن انسان را از جديّت بيرون مي‏برد و به يك موجود هزل و بيهوده [ تبديل مي‏كند] موسيقي فكر انسان را طوري مي‏كند كه ديگر نتواند در غير محيط موسيقي و شهوات و اموري كه مربوط به موسيقي است ، فكر بكند » 
البته كساني كه از درك لذت و شادي هاي عميق و پاك انساني محروم هستند ، و عمري تنها با لذات مادي خو گرفتند ، ترك لذت موسيقي هاي لهوي و شهواني ، يك رؤيا بي تعبير مي ماند ؛ با شگفتي از تو مي پرسند : آيا مي شود بدون ترانه هاي رايج ، زندگي كرد ؟ و يا مي گويند : اگر موسيقي هاي دلكش و داريوش را از زندگي حذف كنيم ، چه بهانه اي براي ماندن وجود دارد ؟!
به نظر نگارنده ، منشأ اختلاف بسياري از مردم با اولياي دين اين است كه اغلب مردم نمي خواهند يا نمي توانند  به غير از نيازها و لذات مادي ، به نيازهاي برتر و لذات پاك مادي و معنوي بينديشند ؛ و براي اينان ترك لذائذ رايج كه معمولاً با معصيت خداوند همراه است ، ناشدني است .
بنابراين كساني از زندگي شاد و پاكيزه برخوردار خواهند شد ، كه راه عاقلانه زيستن و خداگونه شدن را بياموزند و براي رها شدن از زندان باورها و انديشه هاي غلط تلاش كنند : « مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً »    پس انسان با نگاهي نوين و درست از خداي رحمان و خود و رسالت انساني اش و با استفاده از فنون تغيير ، مي تواند به اذن و ارادة الهي دست به تغيير بزند ، و حال و آينده اش را بگونه اي بسازد كه هيچ شباهتي به گذشته ناكامش نداشته باشد .     چشم ها را بايد شست     جور ديگر بايد ديد
بنابراين در طول زندگي بشري نمي توانيد حتي يك دانشمند بزرگ و اهل فضيلت را بيابيد ( چه غرب و چه شرق ) كه اهل شنيدن صداهاي لهوي و موسيقي هاي حرام باشد و ديگران را هم بدان توصيه كرده باشد ، ( اگر نشان داريد بياوريد ؟ ) و هميشه مي توان ردّپاي موسيقي هاي لهوي و شهواني را در حرم سراها ، مراكز فساد ، پارتي هاي فضيلت كش و كاباره ها جستجو نمود . 
مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي ، خطاب به مروجان موسيقي ، بت قرن معاصر ، در كشور مي فرمايد : « آموزش موسيقي و نوازندگي به نونهالان و نوجوانان موجب انحراف آنان و ترتّب مفاسد است و جايز نيست . به طور كلي ترويج موسيقي با  اهداف عاليه نظام اسلامي منافات دارد . مسؤولين فرهنگي مجاز نيستند ، سليقه هاي شخصي خود را به اسم نشر فرهنگ و معارف در آموزش و پرورش نوجوانان به كار  بگيرند . »
« موسیقی اگر چنانچه انسان را از معنویت ، و از ذکر خدا غافل کند ، این موسیقی حرام است . موسیقی اگر انسان را به گناه و شهوترانی تشویق کند ، این موسیقی حرام است . نظر اسلام این است »


« نسبت حلال دانستن موسيقي به طور مطلق ، به حضرت امام خميني (ره) كذب و افترا است . امام (ره) معتقد به حرمت موسيقي مطرب و لهوي و مناسب با مجالس لهو و معصيت بودند و نظر ما هم همين است »
انسان‏ها ، در بهره‏گيرى از موسيقى ، به سه دسته تقسيم مى‏شوند  :
دسته اول : كسانى‏اند كه با نگاه لذت‏جويى به موسيقى روى آورده ، از رسيدگى به ابعاد برتر شخصيت خود غافل مانده‏اند و نيازى‏هاى فطرى خود را تحت‏الشعاع نيازهاى حسّى قرار داده‏اند . تنها بهره اين گروه از موسيقى ، تحريك‏پذيرى حسى و خيالپردازى است .
دسته دوم : آنانند كه نه چندان بلند همتند و نه بسيار فرومايه . اينان ، در كنار لذت‏هاى حسّى ، به حفظ شخصيت فردى و اجتماعى خود اهميت مى‏دهند و تا جايى كه به ابتذال و تخدير نينجامد و از تحصيل و كار باز نمانند ، از موسيقى بهره مى‏برند ؛ گرچه ممكن است در خلوت همچون گروه اول عمل كنند .
دسته سوم : كسانى كه نفوس عالى و عقل كامل و طبع بلند دارند . آنان اعضا و حواس و قواى طبيعى را وسيله ارتقاى روح و تقويت عقل خود مى‏سازند . اينان عشق خود را در خدا مى‏جويند و رهنمودهاى زندگى خود را از او مى‏گيرند . آنها بيشتر در پى تحصيل كمالات معنوى‏اند و جان گرانمايه خود را ارزشمندتر از آن مى‏بينند كه اسير محسوسات و موهومات شوند . اين گروه يكباره خود را از لذت‏هاى حسى و وهمى محروم نمى‏كنند ؛ اما آن جا كه بين حسّ و وهم و عقل تعارض پيش آيد ، جانب عقل را مى‏گيرند ؛ زيرا نمى‏خواهند شرافت ذاتى و بلند همّتى خود را به پاى لذت‏هاى زودگذر مادى (حسّى و وهمى) فدا سازند . 
شنيدن موسيقي هاي حرام و تحريك كنندة قواي شهواني ، گاهي سبب قهقهه و گاهي سبب غش كردن مي شود و در مجالس مختلط ، گاهي در اثر تحريك قوة شهويه و ايجاد شادي كاذب ، صدها تجاوز به زنان و دختران صورت گرفته است :
در مجله روشنفكر آمده است : نوازندگان جوان ، وقتي براي دختران و پسران آهنگ هاي تند مي نواختند ، سالن به لرزه مي افتد و دخترها جيغ مي كشند و به سر و كول هم مي كوبند و غش مي كنند  ، موهاي خود را چنگ مي زنند و پسر ها هم از هوش مي روند . و در ادامه ، عكس دختري را نشان داده كه در اثر موزيك بي تل ها غش كرده و او را از سالن موزيك بيرون مي برند . فريادهاي تشنج آميز دختران و پسران ، نوازندگان بي رحم را بيشتر تحريك مي كند و موسيقي خود را گوش خراش تر مي نوازند . 
امام صادق (ع) فرمود : خانه ای که صدای موسیقی از آن شنیده شود ، سه اثر شوم در آن خانه پیدا می شود :
1ـ  اهل آن منزل از بلاها و حوادث طبیعی ایمن نخواهد بود .
2ـ  هیچ دعایی در آن خانه مستجاب نمی شود .
3ـ  ملائکه رحمت بر اهل آن خانه وارد  نمی شوند .
و نيز فرمود : برکت از اهل آن خانه ربوده می شود . 

د ر باره موسيقي

 

• ديد گاه حضرت ايت الله خا منه اي

د ر باره موسيقي


سوال:  در صورتي موسيقي ايكه از صدا وسيما پخش مي شود ، مشترك باشد و يا بسيار شبيه وبعضا همان آهنگهايي باشد كه در نوارهاي مبتذل استفاده مي شود ، گوش دادن به اين نوع موسيقي ها را جايز مي دانيد يا خير ؟
جواب : اگر در نظر شنونده از آهنگهاي مطرب و لهوي و متناسب با مجالس لهو و گناه باشد ، جايز نيست .


سئوال : شنيدن موسيقي هايي كه همراه با خواندن ترانه هاي فاقد ارزش وبي محتواكه از رژيم منحوس ستم شاهي برجا مانده باشد ، ولو موسيقي به خودي خود و في نفسه از نوع سنتي ( در اصطلاح امروز) باشد ، از نظر شرعي چه حكمي دارد ؟
جواب : اگر موسيقي لهوي است يا فساد دارد ، بايد از آن احترازشود وفرقي در اين باره ميان موسيقي سنتي و غير سنتي ندارد .


سئوال : موسيقي مطرب (نوار و…) در مراسم عروسي در مجلس خاص خانمها و همچنين مجلس خاص آقايان چه حكمي دارد ؟
جواب:  با فرض موسيقي مطرب بودن ، جايز نيست .


سئوال:  آيا زنان با وجود وضع پوششي خود مي توانند از دوچرخه و موتور سيكلت استفاده نمايند . در صورت مثبت بودن پاسخ ، شرايط آن را لطفا ذكر نماييد .
جواب : زن بايد ازهر كاري كه توجه نامحرمان را به خود جلب مي كند اجتناب نمايد . دوچرخه سواري زن در مراكز و معابر عمومي و در معرض ديد ديگران موجب ترتب مفاسد است ، فلذا جايز نيست .


سئوال : آيا يك زن و يا يك دسته زن بدون اينكه حجاب خو را از دست بدهند و لباس مخصوصي بپوشند كه بدن آنها پيدا نباشد و حجابشان پوشيده باشد ، ميتوانند در زنجير زني و سينه زني شركت كنند ؟
جواب :  راه اندازي موكب عزاداري و زنجير زني و سينه زني براي بانوان مناسب نيست .


سئوال :  احتراما در خصوص آموزش موسيقي ، حضرتعالي در پاسخ به سئوالي مرقوم فرموده بوديد كه اشاعه و ترويج موسيقي با اهداف نظام مقدس جمهوري اسلامي منافات دارد . آيا نظر فوق يك حكم ار شادي است و يا يك حكم حكومتي ؟ قابل ذكر است از طرق مسئولين ، بعضا نسبت به آموزش موسيقي خصو صا براي نونهالان ونوجوانان توصيه هايي ميشود . سئوال حقير اين است كه جمع بين نظر حضرتعالي و ترغيب بعضي از مسئولين در خصوص آموزش موسيقي چيست ؟
جواب : آموزش موسيقي و نوازندگي به نونهالان و نوجوانان موجب انحراف آنان و ترتب مفاسد است و جايز نيست . به طور كلي ترويج موسيقي با  اهداف عاليه نظام اسلامي منافات دارد. مسؤولين فرهنگي مجاز نيستند.سليقه هاي شخصي خود را به اسم نشر فرهنگ و معارف در آموزش و پرورش نو جوا نان به كار  بگيرند.

سؤال: ملاك تمييز موسيقي حلال از حرام چيست؟ وآيا موسيقي كلاسيك حلال است ، بسيار مناسب است كه معيار ان را بيان فرماييد.
جواب : هر موسيقي كه به نظر عرف موسيقي لهوي و مطرب كه مناسب با مجالس عيش و نوش است باشد ، موسيقي حرام محسوب مي شود وفرقي نمي كند كه موسيقي كلاسيك باشد يا غيركلاسيك .تشخيص موضوع هم موكول به نظر عرفي مكلف است واگر موسيقي اين گونه نباشد بخودي خود اشكالي ندارد .

سؤال : منظور از مو سيقي مطرب و لهوي چيست ؟ و راه تشخيص موسيقي مطرب و لهوي از غير آن چيست ؟
جواب : موسيقي مطرب و لهوي آن است كه به سبب ويژگي هائي كه دارد انسان را از خداوند متعال وفضائل اخلاقي دور نموده وبه سمت بي بندوباري و گناه سوق دهد ومرجع تشخيص موضوع عرف است .


سؤال :  غنا  چيست ؟
جواب :  عبارت است از صداي انسان در صورتي كه با ترجيع و طرب همراه بوده و مناسب مجالس لهو و گناه باشد كه خواندن به اين صورت و گوش دادن به آن حرام است .
سؤال : آيا گوش دادن به غنا در خانه جائز است ؟ اگر در فردي تاثير نداشته باشد چه حكمي دارد ؟
جواب : تنهايي شنيده شود ويا در حضور ديگران وچه در او تاثير بگذارد گوش دادن به غنا بطور مطلق حرام است ، چه در خانه به يا خير .

سؤال : چگونه برخى بزرگان، مانند بوعلى سينا و فارابى، به موسيقى روى آوردند؟ آيا اين خود بر همسويى علم و هنر دلالت ندارد؟
جواب : مهم‏ترين نقش موسيقى تحريك قوه خيال آدمى است. بدين سبب، هر شخصى به نوعى خاص از موسيقى كه با روحيات و تخيلات و آرزوها و خواسته‏هايش همسو و هماهنگ باشد، گرايش پيدا مى‏كند؛ و اين همان رمز تفاوت موسيقى‏ها در ملت‏ها و اقوام گوناگون و حتى اصناف مختلف يك جامعه است.


افلاطون حكيم مى‏گويد: «آن كس كه همه عمر را به ترنّم نغمات و حظّ از زيبايى صوت مى‏گذراند،

 همان‏طور كه آهن در اثر آتش نرم مى‏شود، عنصر «غيرت» در نفس وى ملايم مى‏گردد و طولى نخواهد كشيد كه «شجاعت» وى نيز تحليل رود.»(جمهورى افلاطون، ص 1946)


از امام خمينى(ره) دراين باره آمده است: «اى عزيز، بكوش تا صاحب عزم و اراده شوى كه خداى

 ناخواسته اگر بى‏عزم از اين دنيا رحلت كنى، انسان صورى بى مغزى هستى در آن عالم كه محل كشف باطن و ظهور سريره است؛ و جرأت بر معاصى كم كم انسان را بى‏عزم مى‏كند و اين جوهر شريف را از انسان مى‏ربايد.» استاد معظم ما مى‏فرمودند: «بيش‏تر از هر چه گوش دادن به تغنّيات [موسيقى‏ها] سلب اراده و عزم از انسان مى‏كند...»(اربعين حديث، امام خمينى(ره)، ص 103)


ارزش جواني


- امام صادق (ع ) فرموده است : از مواعظ لقمان حكيم به فرزندخود اين بود كه فرزندم ! بدان فردا در پـيـشـگاه الهى براى حساب , حاضر مى شوى ,درباره چهار چيز از تو مى پرسند: جوانى ات را درچه راهـى صرف كردى ؟ عمرت را در چه كارى فانى نمودى ؟ ثروتت را چگونه به دست آوردى ؟و آن را در چه راهى مصرف كردى* ؟
- رسول اكرم (ص ) فرموده است كه در قيامت هيچ بنده اى قدم از قدم برنمى دارد تا به اين پرسشها پاسخ دهد: اول آن كه عمرش را درچه كارى فانى نموده است . دوم : جوانى اش را در چه راهى صرف كرده است .
- امام عـلـى (ع ) فرموده : دو چيز است كه قدر و قيمتشان را نمى شناسد, مگر كسى كه آن دو را از دست داده باشد: يكى جوانى و ديگرى تندرستى است .
- رسول اكرم (ص ) فرمود: بر مرد با ايمان لازم است كه از نيروى خود به نفع خويشتن استفاده نمايد و از دنياى خود براى آخرت خويش , و ازجوانى خود پيش از فرا رسيدن ايام پيرى و از زندگى پيش از رسيدن مرگ . قال رسول اللّه (ص ):
- ونـيـز فـرمـوده اسـت كه فرشته الهى هر شب به جوانان بيست ساله ندا مى دهد (براى سعادت و رستگارى خود) كوشش و تلاش كنيد.