موسيقي از نگاه عقل و دين ۲
موسيقي از نگاه عقل و دين ۲
جواني فصل پاكدامني ، آزادگي و پيشرفت است ، دوران كسب تجربه هاي جديد براي آباداني مادي و معنوي فرد و جامعه است . چرا به جاي فراگيري آن همه اطلاعات مفيد كه مي تواند از ما انسان ديگري بسازد كه انسان از لحظات زندگي اش ، لذت ببرد ، خودش را با موسيقي ها و خواندن رمان هاي فاسد كننده و فيلم هاي حيا سوز كه كارگردان و تهيه كننده و بازي گرانش بويي از انسانيت نبردند سرگرم كند و آرام آرام ، تغييري در نگرش او ايجاد شود كه تعاليم انبيا را ، آشكارا مسخره كند و از دنياي متعفني كه براي خود ساخته است ، احساس شادماني كند ! چرا ؟!
امام علی (ع ) مي فرمايد : فرصت ها به سرعت چونان ابرها ، می گذرند ، پس فرصت های نیک ، را غنیمت شمارید »
نوجوانى سپرى گشت به بازى ، به فراغت ، به نشاط
فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات
بعد از آن نيز نفهميدم من ، كه چه سان عمر گذشت ؟
ليك گفتند همه : كه جوان است هنوز ، بگذاريد جوانى بكند
بهره از عمر برد ، كامروايى بكند
بگذاريد كه خوش باشد و مست بعد از اين ، باز وِرا عمرى هست
يك نفر بانگ برآورد كه او از هماكنون بايد ، فكر آينده كند
ديگرى آوا داد : كه چو فردا بشود ، فكر فردا بكند
سومى گفت : همانگونه كه ديروزش رفت
بگذرد امروزش ، همچنين فردايش ... .
« ولى ، حسرت آينده ، از آنِ كسانى است كه نقدْ انديشانه و دمْ غنيمتى ، به فرصت هاي زندگى نگاه مىكنند و « آينده » را پاى « لذّت امروز » قربانى مىكنند »
بيوگرافي چند از موسيقي دانان
سعدي حسني در مقدمه كتاب « تاريخ موسيقي » ؛ بعد از دادن نسبت هاي ناروا به اسلام ، در باره موسيقي دانان مي نويسد : اينان مرداني بودند كه عمر خود را در راه انسانيت سپري كردند و هر يك ، براي افتخار ملتي كافي اند و بسياري از آنها سوختند تا مشعل تمدن را بيافروزند . اين طرفدار جدي موسيقي و موسيقي دانان ، در فصل زندگي نامه برخي از موزيسين ها ، مطالبي مي آورد كه واقعا آبرويي براي آنان نمي ماند : در اين كتاب ، مشروب خوري و لاابالي گري را به خيلي از آنها نسبت مي دهد ؛ گويا در فرهنگ نويسندة محترم ، رفتارهاي غير اخلاقي ، در دنياي برخي از موسيقي دانان ، زشت و ناپسند به شمار نمي آيد .
در کتاب « سلوک روحي بتهوون » در مورد اخلاق فردی بتهوون ، يكي از موسيقي دانان پر طرفدار كشورمان مي نويسد : « یکی از عادات بتهوون این بود كه ساعتها در میخانه ها ، شراب می خورد و قهقهه سر می داد ، گویی از این کار بسیار لذت می بُرد ، او به ناراحتی چشم ، گوش و خونریزی ریه مبتلا بود و در اثر افراط در نوشیدن مشروبات الکلی ، كبدش كاملاً بیمار ؛ و به درد اعضای تناسلی گرفتار بود »
در کتاب شعله های نبوغ نوشته « لوون تانس » ، در باره « فرانس لیست مجارستانی » مي نويسد : « او با این که دارای همسر بود ، زن شوهر داری به نام « کارالين » را از مجارستان ربود و به پاریس برد و سه فرزند نا مشروع از او به وجود آورد ؛ از خصوصیات اخلاقی او این بود که با همة شاگردان و کار آموزان خود روابط جنسی بر قرار می کرد »
ولفگانگ آمادئوس موزار ، که در نوازندگی دست توانایی داشت ، به بازی بیلیارد و رقص و مشروبات الکلی علاقه وافري داشت و با آنکه همسر داشت ، دست از تماس با زنان دیگر بر نمی داشت . و در سن 35 سالگي در گذشت .
بتهون در وصيت نامه اش مي نويسد : « شما اي مردماني كه مرا تند خو و ديوانه مي دانيد و از اجتماع گريزانم مي خوانيد ، از آنچه نسبت به من مي دهيد ، بسيار دلگير و زجر مي كشم ، من از شش سال پيش كه گرفتار بيماري عصبي سختي شده ام ، به جاي بهبود ، روز به روز ، بيماري ام تشديد شد و به بيماري افسردگي هم دچار شدم ... وضع من چنان بحراني است كه رفت و آمد در مجامع همگاني و نشست و برخاست با دوستان و هر گونه خوشي ممنوع است ، بايد مثل يك مطرود زندگي كنم ؛ و هر وقت به گروهي از شما بر مي خورم ناگهان ترس شديدي مرا فرا مي گيرد كه مبادا مرا بشناسيد ، براستي زندگيم پر از اندوه شده است و انتظار زماني را مي كشم كه زندگي من به انتها رسد و رشته ي حياتم خاتمه يابد »
جندي پيش در سيماي جمهوري اسلامي ايران ، با رييس دانشكدة ... تهران مصاحبه مي كردند و در جواب پرسشي گفت : يكي خاطرات زيبا و ماندگارم اين است كه در جواني ، از سوي خانوادة محترم ، مجسمه سر جناب بتهوون را به من هديه داده بودند !
فايدة گوش كردن موسيقي هاي مطرب ، جز از بين رفتن سرمايه هاي عمر و غوطه وري در درياي بي تفاوتي نسبت به احكام الهي و مسخره كردن آموزه هاي وحياني و غرق شدن در شهوات چيز ديگري نيست .
لئون تولستوي مي نويسد : « مدتي به موسيقي و مجالس رقص علاقه مند بودم و در اين راه مدتي از زندگي ام را تباه كرده ام ، ولي امروز كه سنّ من بالا رفته ، متوجه اين واقعيت تلخ شده ام كه ديگر نمي توانم در پي سرگرمي هايي باشم كه هيزم بر آتش شهوت مي ريزند ، من ديگر نمي توانم در وقت گذاراني هاي مخالف اخلاق كه به منزله دام هايي براي من و ديگران هستند شركت جويم »
در روايت مي خوانيم : « آنگاه كه انسان به آهنگ و شعر گوش مي دهد حيا و عقل او نقصان مي پذيرد و آنچه را در ساعتي پيش زشت مي پنداشت در نظرش نيكو جلوه مي كند »
پوشش اسلامي ، زشت ترين تصوير زندگي اش مي شود و روابط دختر و پسر جايز بلكه لازم و مخالف آن نادان و بي سواد به شمار مي آيد .
موسول اس كي ( كه مدتي نوازنده بود ) مي گويد : « من نمي خواهم برده و نوكر چيزي باشم كه گاهي مرا مي گرياند و گاهي اعضا و جوارحم را بي اختيار به حركت در مي آورد ، و زماني تهييج عشق و شهوت مي كند و بر عقل من حكومت مي نمايد »
شما نمي توانيد حتي يك دانشمند مشهور غربي ( فيزيك دادن و شيمي دان بزرگ ... ) را نام ببريد كه ساعت ها فرصت زندگي اش را در كاباره ها ، ميخانه ها و يا به گوش كردن موسيقي هاي فرصت سوز و از بين برنده غيرت و حيا ، گذرانده باشد .
نقش استعمارگران در ترويج موسيقي لهوي و شهواني
كمترين آگاهى نسبت به حوادث جهان و پديدههاى شومى چون مواد مخدر ، مراكز فحشا و كلوپهاى قمار ، بيانگر اين واقعيت روشن است كه ، امروزه گسترش مواد مخدر در بين تودهها ـ به ويژه جوانان ـ تنها جنبه تجارى ندارد . و يا تهييج نسل نو در رو كردن به فيلمهاى فاسد و مفسد يا مجلات مبتذل ، جلوه اقتصادى نداشته و ندارد ، بلكه با جلوهاى سياسى ، باعث سستى ، بىحالى ، بىقيدى و بىبند و بارى يكايك نيروهاى مفيد و مولّد و فعال جامعه مىشود و كسانى كه بايد لحظههاى زرّين زندگى و ايام سرنوشتساز جوانى خويش را به امروز و فردا و فرداها بينديشند و رهتوشههاى دانش و معرفت جهت مددرسانى به خانواده و جامعه خويش كسب كنند ، در غفلت و بىخبرى فرو مىروند ، و تنها و تنها به شوخىهاى كاذب و خوشگذرانىهاى ويرانگر رو مىكنند تا به اصطلاح خود : « خوش باشند (!) ، بىخيال شوند (!) ، غم و غصه را دور بريزند (!) و خوشبختى را در آغوش بگيرند (!) » غافل از آنكه روزها و لحظهها ، سرمايهاى گذرا و از دست رفتنى است كه شيطان و شيطانصفتان در كمين چنين سرمايهاى هستند تا ما را ورشكسته ، سر به زير و از دست رفته ببينند و خود را شادكام و موفق در غارت جوانى و تاراج زندگى بسيارى از انسانهاى بالقوه تلاشگر و موفق بنگرند !!
استعمارگران براي ساختن امروز و فرداي كشورشان ، با بكارگيري همه توان تلاش مي كنند و همه امكانات رفاهي و علمي را در اختيار دانشمندان علوم مختلف خودشان قرار مي دهند و در مكان هايي دور از سر و صداها ، موسيقي ها و رقاصه ها ، در خوش ترين منطقه آب و هوايي ، آنها را اسكان مي دهند ، تا در رقابت علمي ، هنري ، سياسي و اقتصادي عقب نمانند ؛ اما براي كشورهاي فقير همه گونه اسباب لهو و لعب و ابزار قمار و موسيقي هاي مبتذل را در اختيارشان قرار مي دهند و با استفاده از مدرن ترين امكانات رسانه اي ، با هزينه كرد ميلياردي ، اسباب تخدير ملت ها ، يعني موسيقي و مواد مخدر را ، تبليغ و ترويج مي كنند . جواني كه بايد ذهن و زبانش پيشرفت مادي و معنوي خود و كشورش باشد ، دنيايش را آباد كند ، فضايل اخلاقي را پاس بدارد ، آنقدر منحط مي شود كه جز رفتار غير اخلاقي ، شراب ، موسيقي و روابط نامطلوب با جنس مخالف هيچ نمي فهمد . آنقدر حقير مي شود كه مصرف قرص هاي روان گردان ، مواد مخدر و رقص هاي دسته جمعي در پارتي هاي فضيلت كش ، آرزوي دنياي بي هويتش مي شود .
من از طرفداران سر سخت موسيقي ، مي پرسم كه شما چقدر خوانندگان و نوازندگان غير مجاز و معروف ايراني را ، كه با آثارشان هزاران نفر را ، از راه مستقيم پيامبران و قرآن كريم دور كردند مي شناسيد ؟ اگر مي شناسيد و از آنها طرفداري مي كنيد ، از نوارهاي سراسر ابتذال و اشعار عشقي و جنسي آنان استفاده مي كنيد ، ما را با شما كاري نيست ؟
اما به كساني كه آنان را نمي شناسند توصيه مي كنم ، برويد بيوگرافي آنها را تنها يكبار مطالعه نماييد ، و بعد از خود بپرسيد چگونه يك مسلماني كه به امام زمانش عشق مي ورزد ، از كساني طرفداري مي كرده است كه يك بار پاكي را در تمام عمرشان تجربه نكردند .
در گذشته در كشور ما ، با رواج موسيقي و خوانندگي ، آن قدر جوانان را منحط كرده بودند كه اگر دختري يك سال تحصيلي از درس محروم مي شد ، براي او اهميت چنداني نداشت ؛ اما اگر « داريوش » خواننده ايراني ، به شهرشان مي آمد و او موفق به ديدنش نمي شد ، مي خواست از غصه بميرد ؛ وقتي داريوش وارد شهري مي شد صدها دختر توي صف مي ايستاده اند ( با عرض پوزش ) تا به نوبت ، داريوش روي سينه آنها يك امضا بكند .
ملتي كه استعمارگران بتوانند ، هويت ديني و فرهنگي شان را نابود سازند ، اين ملت در برابر تاراج تمام شرف و آبروي شان و نابودي تمام منابع فرهنگي و اقتصادي شان بي تفاوت به نظاره مي نشينند ، و براي درمان درد ناداني و بي خبري ، به موسيقي وارداتي پناه مي برند !
چرا در آفریقاي جنوبی که بيشترين معدن طلا و الماس دنيا وجود دارد ، مردمانش فقير ترينند و گروه گروه از نبود حداقل تغذية مورد نياز مي ميرند ؟ مردان و زنان بومی این مناطق ، فوج فوج از گرسنگی می میرند و به جای آب گوارا ، آب متعفن می نوشند ، اما در اثر تبلیغات سوء و استحمار قدرت هاي استعماري ، در همة ساعات شبانه روز ، بزم رقاصی آنها برپاست ؛ دسته دسته دور هم جمع می شوند و با یک طبل ، شروع به رقصیدن می کنند . وقتی از آنها بپرسند از چه امكانات و سرمايه اي بر خورداريد ؟ آنها نخواهند گفت که ما داراي معادن بي شمار الماس ، طلا و مس هستيم ، بلکه خواهند گفت : آفریقایی ها ، یک نژاد هنرمند هستند ، فرزندان مان از وقتی كه از مادر متولد می شوند رقص بلد هستند !
در جنوب آمریکا کشوری وجود دارد به نام « برزیل » اغلب سیاه پوست هستند و قسمت عمده قهوه جهان در کشور برزیل توليد مي شود و سه چهارم در آمد کشور برزیل از فروش قهوه به دست می آید ، زمانی که تنها محصول صادراتی برزیل قهوه بود و هست ، بیشترین کشوری که از قهوة برزيل بهره مند مي شود ، كشور آمریکا است . جوانان برزیلي دو آرزو بيشتر ندارند : یکی این که جزء ارکست موزیکهای جاز شوند ؛ دوم این که مثل « پله » فوتبالیست بشوند .
آنها در حالی که از حداقل امكانات رفاهي محروم هستند ؛ در وقت برداشت و بسته بندي و صدور دانه های قهوه به آمریکا ، مرتب در حال رقصیدن و شنيدن موزیک جاز هستند .
این شواهد تاریخی به ما نشان می دهد که موسیقی در همه اعصار حربه اي بوده در دست دشمنان دين و بشر . آن دسته از موسيقى كه حالت ابتذال داشته ، مناسبمجالس لهو و لعب باشد و انسان را در افكار شيطانى بيندازد و از امور معنوى دور نمايد . موسيقى مبتذل علاوه بر ضررهاى معنوى و اخلاقى مانند شهوترانى ، مردن دلها ، محروم شدن از لذت انس با خدا ، پاره شدن پردههاى عصمت ، سبك شدن عقل ، زمينه را براى فراهم شدن گناه ، عدم استجابت دعا ، بر جسم و اعصاب هم آثار سويى دارد كه امروزه از نظر علمى ثابت شده است .
كمترين آگاهى نسبت به حوادث جهان و پديدههاى شومى چون مواد مخدر ، مراكز فحشا و كلوپهاى قمار ، بيانگر اين واقعيت روشن است كه ، امروزه گسترش مواد مخدر در بين تودهها ـ به ويژه جوانان ـ تنها جنبه تجارى ندارد . و يا تهييج نسل نو در رو كردن به فيلمهاى فاسد و مفسد يا مجلات مبتذل ، جلوه اقتصادى نداشته و ندارد ، بلكه با جلوهاى سياسى ، باعث سستى ، بىحالى ، بىقيدى و بىبند و بارى يكايك نيروهاى مفيد و مولّد و فعال جامعه مىشود و كسانى كه بايد لحظههاى زرّين زندگى و ايام سرنوشتساز جوانى خويش را به امروز و فردا و فرداها بينديشند و رهتوشههاى دانش و معرفت جهت مددرسانى به خانواده و جامعه خويش كسب كنند ، در غفلت و بىخبرى فرو مىروند ، و تنها و تنها به شوخىهاى كاذب و خوشگذرانىهاى ويرانگر رو مىكنند تا به اصطلاح خود : «خوش باشند (!) ، بىخيال شوند (!) ، غم و غصه را دور بريزند (!) و خوشبختى را در آغوش بگيرند (!) » غافل از آنكه روزها و لحظهها ، سرمايهاى گذرا و از دست رفتنى است كه شيطان و شيطانصفتان در كمين چنين سرمايهاى هستند تا ما را ورشكسته ، سر به زير و از دست رفته ببينند و خود را شادكام و موفق در غارت جوانى و تاراج زندگى بسيارى از انسانهاى بالقوه تلاشگر و موفق بنگرند !!
قبل از انقلاب اسلامي ، طبق آئین نامه وزارت فرهنگ و هنر ؛ به هر نویسنده ای که بهترین کتاب را می نوشت پنج هزار تومان جایزه می دادند ، در حالی که در مجله زن روز شماره 279 در همان موقع ، نقل كرده است كه : کسی که بهترین ترانه را بخواند ؛ دولت شصت هزار تومان ، به او جایزه می دهد . ( يعني با حساب امروز سه ميليون بيشتر ) یعنی اگر شما توانا ترین دانشمند این کشور باشيد و ناب ترین حرف های علمی و اخلاقی را تأليف کرده باشید ، ارزش شما کمتر از رقاصه اي است که ترانه ای خوانده باشد !
برخي از آثار زيانبخش موسیقی لهوی
1ـ تشويق به فساد اخلاق
بي ترديد غنا و موسيقىِ مطرب ، زمينهساز شهوات و بىبند و بارىهاى اخلاقى است . گزارشها ، رخدادها و حوادث تلخ و زيانبارى كه بيانگر تجاوزهاى ويرانگر در مجالس مختلط دختران و پسران و يا زنان و مردان است ، حاكى از حوادث هولناكى است كه با زمينهسازى آهنگهاى محرّك ، هيجانبخش و شهوتآفرين صورت گرفته است .
اين حوادث نشانگر آن است كه غناى حرام ، حيا را كم ، شهوت را زياد ، شخصيت انسان را واژگون و معيار زندگى را ، شهوت و خوشگذرانى مىكند و به آسانى جانشين شراب در بدمستى و كارهاى حيوانى و غير عقلانى مىشود .
2ـ غفلت از ياد خدا
امام على(ع) فرمود : هر آنچه انسان را از ياد خدا يعنى راه كمال و راه هدايت و سعادت باز مىدارد ، ويرانگر و مخرب است .
غناى حرام و آهنگهاى مناسب با مجالس گناه ، در سوق دادن افراد به تباهىها و زشتىها نقش مهمي دارد ؛ و به يقين اگر شراب ؛ مستى ، و حركتهاى غير عقلانى مىآورد ، موسيقىِ مُطرب نيز گام به گام شور و احساسى ناشايست به انسان مىبخشد و او را وادار به رانندگى با سرعت ديوانهوار ، حركتهاى غير معقول ، همچون فريادهاى وحشتزا يا سر بر ديوارزدن ، توهين به ديگران با حركات و رفتارهاى ناشايست مىكند و در يك كلام « انسانيت » و « شخصيت » افراد را كه در « توجه و تنبّه انسان به خدا ، خود و خلق خدا » است ، كمرنگ يا بىرنگ مىسازد و اين كارى است مخالف با شرع و عقل و عرف .
3ـ آثار زيانبار بر اعصاب و روان
تخدير به معناى بىحسى ، بىحالى و بىتوجهى به حوادث جدّى و سرنوشتساز است كه گاه از طريق دهان و نوشيدن وارد بدن مىشود مثل شراب ؛ گاهى به وسيله بوئيدن و حس شامه است ، همانند هروئين ، زمانى از طريق تزريق است مانند مرفين ، و موقعى نيز از مسير حس سامعه يا شنوايى به بدن راه مىيابد ، همچون غنا و موسيقى طربانگيز و زيانبخش .
نگاهى به زندگينامه چهرههاى مشهور موسيقى جهان بيانگر اين حقيقت است كه افراط و از دست دادن تعادل در توجه به موسيقىهاى تند و هيجانى يا غنا ، باعث بيمارىهاى عصبى و روانى شده و برخى از آنان به هنگام نواختنِ موسيقى ، درجه فشار خونشان به گونهاى بالا رفته كه دچار سكته ناگهانى شدهاند ، بعضى نيز به جنون مبتلا گرديده و مشاعر خود را از دست دادهاند .
امروزه نيز بسيارى از تصادفات مرگآفرين در جادههاى شهرى و غير شهرى كه گاه باعث اندوه و ماتم خانوادههاى زيادى مىشود ، محصول استفاده از موسيقىهاى محرك ، هيجانزا و افراطى است كه اختيار خودرو را از راننده مىربايد و تنها احساسات فروزان كاذب را پديد مىآورد كه گويا با فرياد و غوغا همراه مىشود و در يك لحظه با ديدن مانعى هيچ كنترل لازمى كه به هنگام هدايت وسيله نقليه بايد به آن توجه شود ، احساس نمىشود و فرجام شومى براى تمامى سرنشينان ايجاد مىكند .
ضعف اعصاب : سر و صدا و موسيقيهاي راديو و غيره ، اعصاب را خسته و ناتوان كرده و آدمي را مستعد براي ابتلا بهبيماريهاي روحي مينمايد . استعمال داروهاي خواب آور دليل بر اين مدعاست .
تحقيقات شوراي ملي تجسسات كانادا : «صداي موسيقي هر قدر هم ضعيف باشد آشفتگي فوقالعاده شديدي در كار مغز ايجاد ميكند ، صداي ملايم موسيقي حتي در موقع خواب دشمن سلامت است .
4ـ جلب توجه غير طبيعي (حالت بهت)
يكي از تأثيرات موسيقي حالت بهت و جلب توجه غيرطبيعي است كه گاهي باندازهاي قوي است كه توجه شخص را از امر مادي و معنوي باز ميدارد ، اين حالت در مراتب اوليه ، هنگام استماع موسيقي براي شنونده ايجاد ميشود ولي اگرشخص خود نوازنده يا از شنوندگان دائم موسيقي باشد ، پس از چندي ، يك حالت سستي و بطالت در شخص ايجاد مي شود و تمام اعمال روحي وي دستخوش يك نوع كندي ميشود و اين كندي بحدي محسوس است كه سئوالات را پس از مدتي طولاني پاسخ ميدهد و غالباً نيز با اختلال حواس و ادراك ، خواب آلودگي و گيجي و سرگشتگي گرفتار است .
5ـ از دست دادن توانائيهاي فكري و امتيازات بشري
يكي ديگر از تأثيرات موسيقي علاوه بر از بين بردن توانائيهاي فكري و تدبير در امور ، باعث از دستدادن ملكات فاضله و صفات عاليه انسانيت است .
چون موسيقي در اثر ارتعاشات حساس ، حالت جلب توجه شديدي در شنوندگان پديدآورده كه با ايجاد اين حالت حكومت مطلقه خود را بر اعصاب اعلام ميدارد و بالنتيجه يك نوع توقف و جمود فكري پديدميآورد و در حاليكه شخص مجذوب نواهاي لذت بخش موسيقي است تمام افكار عالي و انديشههايبزرگ در حالت سستي و ناتواني شديد درميآيد.
6ـ تضييع نيروي قضاوت
موسيقي در اثر تسلط يافتن بر اعصاب و روان ، حالتي در شخص ايجاد ميكند كه انسان را به كلي از قضاوتهاي صحيح و انديشههاي درست باز ميدارد و گاهي ميشود همه چيز را در نظر يكسان نمايشميدهد راست و دروغ ، نيكي و بدي و ... .
7ـ افسردگي و خمودي
يكي از تأثيرات موسيقي ايجاد حالت افسردگي و خمودي است كه با توجه به اين مطلب برايدانشآموزان آموختن موسيقي و يا اوقات خود را صرف گوش دادن موسيقي بكنند فوق العاده از نظررواني زيانبخش است و رغبت آنها را از مطالعه كم ميكند دكتر الكسيس كارل روانشناس معروف دركتاب «راه و رسم زندگي» مينويسد: «برخي دانشآموزان ميخواهند با توجه به راديو درس خود را يادبگيرند و در راه تحصيل پيشرفت كنند بايد گفت راديو نيز مانند سينما و موسيقي كاهلي كاملي ميبخشدبكسانيكه با آن سرگرمند .
بديهي است چون موسيقي داراي تحريكات خارجي است افراط و تكرار در عمل (منظور افراط درگوش دادن موسيقي) علاوه برآنكه براي تمام اعصاب اثرات سوء و زيانبخش خواهد داشت براياعصاب چشم كه از نظر فيزيولوژي جزء اعصاب حساسه بدن بشمار ميرود تأثيرات ناگوار و زيانمنديداشته كه ضعف نيروي باصره يكي از آنهاست و اين ضعف ممكنست روزي آثار شدت آن تا فقداننيروي بينايي و ايجاد كوري صاحب آنرا تعقيب نمايد
روي همين اصل اغلب موسيقيدانان دچار ضعف شديد باصره گرديده و عدهاي زياد از آنها كور شدند ازقبيل فردريك هندل (موسيقيدان آلماني) باخ (موسيقيدان اطريشي) موريسراول(موسيقيدانفرانسوي)و اسحق مُوصلي (موسيقيدان معروف عصر هارون الرشيد) بكلي كور شدند .
استفتاء از مراجع عظام
چند استفتا از مقام معظم رهبري
سؤال : منظور از موسيقي مطرب و لهوي چيست ؟ و راه تشخيص موسيقي مطرب و لهوي از غير آن چيست ؟
جواب : موسيقي مطرب و لهوي آن است كه به سبب ويژگي هائي كه دارد انسان را از خداوند متعال وفضائل اخلاقي دور نموده و به سمت بي بندوباري و گناه سوق دهد و مرجع تشخيص موضوع عرف است .
سؤال : « غنا » چيست ؟ جواب : « غنا » عبارت است از صداي انسان در صورتي كه با ترجيع ( چهچهه دار بودن ) و طرب همراه بوده و مناسب مجالس لهو و گناه باشد كه خواندن به اين صورت و گوش دادن به آن حرام است .
سؤال : موسيقي كه از راديو و تلويزيون جمهوري اسلامي پخش مي شود، چه حكمي دارد ؟ آيا اين گفته كه ، حضرت امام (ره) موسيقي را ، بطور مطلق حلال اعلام كرده اند ، صحيح است ؟
جواب : نسبت حلال دانستن موسيقي به طور مطلق به حضرت امام خميني (ره) كذب و افترا است . امام (ره) معتقد به حرمت موسيقي مطرب و لهوي مناسب با مجالس لهو و معصيت بودند و نظر ما هم همين است ، ولي اختلاف در ديدگاهها از تشخيص موضوع نشات مي گيرد زيرا تشخيص موضوع موكول به نظر خود مكلف است . گاهي نظر نوازنده با نظر شنونده تفاوت پيدا مي كند كه در اين صورت موسيقي كه به تشخيص مكلف لهو و مناسب با مجالس گناه است بر او گوش دادن به آن حرام مي باشد و اما صداهاي مشكوك محكوم به حليت هستند و پخش از راديو و تلويزيون به تنهايي دليل شرعي بر مباح و حلال بودن آنها محسوب نمي شود .
سؤال : برخي مي گويند نوارهاي ترانه روي ما تاثير منفي ندارد آنها چگونه ارشاد كنم ؟
جواب : هر آهنگي كه مطرب و مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است وبدون شك آثار مخربي دارد از قبيل بيگانگي از خدا، تحريك شهوات وآلودگي به مفاسد و اگر چه در فرد خاصي ، تاثير مخربي ظاهر نشود ؛ باز گوش دادن به آن جايز نيست زيرا حكم در اين مورد تابع تاثير بر فرد خاص و عدم آن نيست . همان گونه كه حرمت شراب تابع مست شدن فرد خاص نيست .
حضرت آية الله خامنهاي : « هر گونه نوازندگي مطرب لهوي كه متناسب با مجالس عيش و نوش باشد حرام است »
حضرت آية الله فاضل لنكراني : « موسيقي اگر مطرب و مهيج و مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است و در غير اين صورت مانعي ندارد و مركز پخش تأثيري در حكم ندارد .»
حضرت آية الله بهجت : « اگر موسيقي مطرب باشد، استماع و خريد و فروش آن حرام است.»
حضرت آية الله سيستاني : «اگر موسيقي مناسب مجالس لهو و عياشي نباشد حرام نيست.»
حضرت آية الله تبريزي : «گوش دادن به موسيقي لهوي كه مناسب مجالس خوش گذارني ميباشد، جايز نيست و همچنين ساخت و تعليم و خريد و فروش ابزار آلات موسيقي لهوي جايز نيست .»
حضرت آية الله صافي گلپايگاني : « آنچه را عرف مردم موسيقي ميدانند ، آن موسيقييي كه مناديان دين و شرع هميشه در دورههاي گذشته با آن مقابله ميكردند و ميگفتند حرام است، همان موسيقي سنتي ايراني خودمان است كه به شكل حرامي در دربارهاي سلاطين ، در نزد افراد بيبندوبار ، در نزد افرادي كه به شهوات تمايل داشتند و خوض در شهوات ميكردند ، اجرا ميشده ، اين همان موسيقي حرام است ، استماع آن و ساخت و تعليم و تعلم و فروش آلات آن حرام است .»
حضرت آية الله مكارم شيرازي : « كليه صداها و آهنگها كه مناسب لهو و فساد است، حرام و غير آن حلال است و تشخيص آن با مراجعه به اهل عرف عام خواهد بود .»
حضرت آية الله مظاهري : « اگر موسيقي لهوي و تحريك كننده باشد، حرام است .»
حضرت آية الله گلپايگاني : « غنا كشيدن صدا و دور دادن آن به كيفيّت خاصهي طرب آور است كه مناسب با مجالس لهو و محافل انس و طرب و موافق با آلات لهو ولعب است و خواندن به نحو غنا و گوش دادن به آن و تكسب به آن حرام است و فرقي نميكند كه همراه با آلات لهو خوانده شود يا نه و در كلام باطل استعمال شود يا در قرآن يا دعا يا مرثيه يا شعر »
اگر نوعى موسيقى براى بعضى محرك و مطرب بود و براى برخى چنين تأثيرى را نداشت ، وظيفه ما در اين موارد يعنى موسيقىهاى مشكوك چيست ؟
هر گاه با نوعى آهنگ يا صدا روبهرو شديم كه نمىدانيم مناسب با مجالس گناه و فساد است يا نه؟ بايد به عرفِ پاىبند به قوانين الهى كه معتقد و متعهد به احكام دينى هستند، مراجعه كرد و هرگز ديدگاه يك نفر به عنوان اينكه « براى من محرك نيست ، پس مىتوانم گوش دهم » ، معيار نخواهد بود ؛ زيرا وسوسهها و توجيهات نادرستى در اين زمانها به سراغ انسان مىآيد تا راه را براى خود بگشايد و به خيال اينكه هيچ محدوديت و ممنوعيت ندارد، مرتكب كار حرامى شود .
بدون شك با تشخيص عموم يا عرف متشرع و متوجه به احكام الهى نسبت به فسادآلود بودن يا نبودن چنين غنايى، به خوبى مىتوان به وظيفه خود پى برد. اما در جايى كه دو گروه معتقد داراى دو تشخيص متضاد هستند و موضوع براى ما نيز قابل تشخيص نيست، از نظر فقهى مىتوان به اصل برائت از حرمت يعنى حلال بودن حكم داد و شنيد.
نكته درسآموز براى هر يك از ما در اين باره آن است كه «حلال بودن» دليل بر « واجب بودن » نيست ، به گونهاى كه چون مرجع تقليد من شطرنج را بدون برد و باخت و خارج از قمار حلال مىداند يا چون عرف خداباور و پاىبند به احكام الهى اين آهنگ را مطرب و لهوى نمىداند ، پس لازم است ساعتهاى بسيار عمر خود را صرف شطرنج كنم يا موسيقى گوش دهم (!!) كه اين شيوهاى ناشايست در زندگى است ، بدين خاطر برخى از فقيهان آشنا به زمان و مكان به هنگام ارائه حكم فقهى در باره موسيقى، «آلوده كردن» بسيج يا دانشآموزان را به موسيقى صحيح ندانسته و حتّى «ترويج موسيقى» را با روح نظام اسلامى سازگار نمىدانند و بر اين باورند كه «اعتياد به موسيقى» كارى ناروا و ناشايست است كه همگان ـ به ويژه جوانان ـ بايد از آن بپرهيزند .
با اين نگرش درمىيابيم صرف مُهر تأييد وزارت، سازمان يا ادارهاى فرهنگى نسبت به نوعى موسيقى، مجوز شرعى شنيدن آن موسيقى نمىشود، بلكه معيارهايى كه بيان شد، براى ما دليل قاطعى در اين باره است تا حلال و حرام را تشخيص دهيم، چنانكه مراجع تقليد نيز فتوايى اينچنين دارند : « موسيقى مُطرب، لهوى و مناسب با مجالس گناه حرام است » .
شايان بيان است كه هر حكمى موسيقى دارد، براى «ابزار و آلات» آن نوع موسيقى هم وجود دارد. از اينرو خريد و فروش و نگهدارى ابزار موسيقى حلال ، جايز است و خريد و فروش و نگهدارى ابزار موسيقى حرام و غنا ، كه تنها استفاده نادرست از آن مىشود ، حرام خواهد بود .