مجازات جرائم اجتماعي بازدارنده نيست

ناامن كردن فضا، براي مجرمان

مرد نگاهش را از خطوط روزنامه برمي دارد و سري از روي تاسف تكان مي دهد. مثل آنكه با خودش حرف بزند، مي گويد:
- بيا، دو سال. يك دختر رو بيچاره كرده، آبروي يك خانواده رو برده، آينده يك انسان رو ويران كرده، اونوقت دو سال حبس بهش مي دن. حتما مرخصي و ورزش و غذاي خوب و تحصيل و اينطور چيزهام كه توي زندان هست. آخه اين چه مجازاتي براي...
مردم مي گويند: مجازات هايي كه اين روزها براي جرائم مختلف در نظر گرفته مي شود، قدرت پيشگيري از تكرار جرم را ندارند. مهمترين نشانه اين امر، تكرار جرم از سوي مجرماني است كه پس از تحمل كيفر از زندان آزاد مي شوند. از نظر مردم كيفرهايي كه براي متخلفان اجتماعي در نظر گرفته مي شود، بگونه اي است كه آنها را مجاب به تكرار نكردن جرم نمي كند.
اما در مقابل اين ديدگاه مردمي، يك نظر كارشناسي هم وجود دارد كه گروهي از كارشناسان آن را ارائه مي دهند. اين ديدگاه كارشناسي معتقد است:
زماني كه عوامل بوجودآورنده جرم- اعم از شرايط خاص محيطي و ويژگي هاي فردي بزهكار و بزه ديده- مورد توجه واقع نشود، سركوبي معلول هرچقدر هم با خشونت صورت پذيرد، حاصلي نخواهد داشت. اعمال مجازات هاي سنگين، جهت برچيدن جرم از جامعه بي گمان تفكري باطل است، چرا كه مجرم تا حد زيادي محصول محيط خود است و يا اينكه نارسايي هايي در جسم و فعاليت هاي جسماني وي وجود دارد.
«بريودو واريل» در عبارت كوتاهي به زيبايي بيان مي كند كه: «بزهكار يا مريض است و يا نادان، بايد به درمان و آموزش او پرداخت، نه اينكه او را خفه كرد».
به اعتقاد بكاريا سختي مجازات ها نه تنها با هدف پيشگيري از وقوع جرم مغايرت دارد بلكه حفظ تناسب ميان جرم و مجازات را كه امري ضروري است نيز از بين مي برد.
«لوي برول» نيز در اين مورد مي نويسد: «هيچ گاه خشونت زياد مجازات ها در واقع و به طور جدي از ظهور مجدد جرم پيشگيري نكرده است.»
نقد اين ديدگاه و انطباق آن را با جامعه ما بايد به كارشناسان و صاحبنظران حقوقي، جامعه شناسان و جرم شناسان واگذار كرد.
مثل استان فارس
ناامن كردن فضا براي مجرمان، به تاييد صاحبنظران، تاثير بسياري در امنيت بخشي به عموم مردم دارد.
مردم مي گويند بسياري از مجرمان حرفه اي با علم به اينكه رسيدگي به پرونده هاي جرائم در مراجع قضايي، مشمول اطاله دادرسي مي شود و روند اين رسيدگي طولاني مي تواند شاكيان را خسته و پشيمان كند، با جسارت تمام دست به جرائم مختلف مي زنند.
مردم از مسئولان مي خواهند كه در مواردي مثل شرارت، مثل مسائل ناموسي كه براي مردم بسيار اهميت دارد، پرونده ها را بطور ويژه رسيدگي كنند.
اخيراً خبري از استان فارس در اين مورد روي تلكس ها رفت كه نظر مردم را بسيار جلب كرد. در اين خبر، روش هاي ناامن كردن فضا براي مجرمان مطرح شده است. چنين شرايطي مي تواند مورد توجه ساير استان ها واقع شود. خبر مربوط به استان فارس را بخوانيد:
براساس مصوبه ستاد جرايم خاص استان فارس، برخورد با اراذل و اوباش، باجگيران و اخاذان در اين استان شدت مي گيرد.
رئيس كل دادگستري استان فارس در سومين نشست ستاد جرائم خاص استان با بيان اين مطلب گفت: ناامن كردن محيط براي فرد مجرم در كاهش جرم مؤثر است و بيشتر از مجازات مجرمان مثمرثمر مي باشد. از اين جهت مي طلبد كه نهادهاي مسئول براي ناامن كردن عرصه فعاليت اراذل و اوباش شديدتر برخورد كنند.
«احمد سياوش پور» اظهار داشت: در كنار اين موضوع بايد به كار فرهنگي و ايجاد فرهنگ مناسب براي كاهش جرم و پيشگيري از فعاليت اراذل و اوباش پرداخت.
رئيس ستاد جرائم خاص استان افزود: همچنين مطابق ماده 13 قانون اقدامات تأميني براي پيشگيري از وقوع جرم با رعايت مفاد قانوني بايد نسبت به جمع آوري اشيا و آلات و ادوات جرم كه بعضاً در انظار عمومي به فروش مي رسند اقدام شود. وي همچنين بر لزوم شناسايي و دستگيري مزاحمان خياباني و كساني كه به هر شكل براي بانوان ايجاد مزاحمت مي كنند تأكيد كرد.
وي گفت: با اراذل و اوباش، باجگيران، اخاذان، محركان و مسببين نزاع هاي دسته جمعي و كساني كه به هر نحو موجب سلب آسايش عمومي مي شوند نيز برخورد قاطع مي شود.
وي از وجود شعبه ويژه رسيدگي به جرائم اراذل و اوباش و رسيدگي فوري به اين پرونده ها خبر داد و اظهار داشت: در بررسي اين پرونده ها سرعت عمل در صدور حكم نهايي مدنظر است.
علل وقوع جرائم
براي مهار جرائم توجه به علل و عوامل آن بسيار اهميت دارد. صاحبنظران مي گويند: از نظر اجتماعي بزهكاري ها به سه دسته تقسيم مي شوند:
- بزهكاري عليه اشخاص عادي جامعه مانند ضرب و جرح، قتل و غيره
- بزهكاري عليه دارايي و مالكيت ديگران مانند دزدي و غيره
- بزهكاري عليه نظام و نظم عمومي مانند خريد و فروش موادمخدر
آنچه مسلم است بزهكاري در تمام طبقات وجود دارد ولي ميزان آن در طبقات پايين اجتماع بيشتر است. اولين محيطي كه زمينه بزهكاري را در فرد به وجود مي آورد خانواده است.
آنها معتقدند نمونه هايي از روابط معيوب و نامطلوب خانوادگي كه در بزهكاري مؤثر است عبارتند از:
- طرد و عدم مواظبت كامل و محروميت از مهر و محبت والدين
- حمايت افراطي والدين از فرزندان
- تسليم والدين به درخواست هاي غيرمعقول فرزندان در هر مورد و ناديده گرفتن خطاهاي آنها
- توقعات بيش از حد و غير معقول والدين از فرزندان
- وجود موازين غيراخلاقي در خانواده
- از دست دادن مادر در اوايل كودكي
جامعه شناسان علل اجتماعي بزهكاري را اينگونه مورد توجه قرار مي دهند:
- عامل اقتصادي
- عامل پس افتادگي فرهنگي و پيشرفت تكنولوژي
- شهرنشيني
- تراكم و افزايش جمعيت
- حوادث غيرمنتظره از قبيل جنگ و زلزله
- وسايل ارتباط جمعي
- ضعف بنيه هاي اخلاقي و اعتقادي
اسلام و پيشگيري از جرم
دين مبين اسلام، به پيشگيري بيش از اصلاح اهتمام دارد و به همين دليل، قبل از هر چيز به عوامل به وجود آورنده و زمينه هاي گناه و جرم توجه كرده و براي مقابله با آنها، با واقع بيني تمام چاره انديشي نموده است. شايد مهم ترين و پربارترين بخش از تاكيدات اسلام، روي همين بعد باشد.
ديدگاه هاي صاحبنظران در اين مقوله نشان از اهميتي دارد كه اسلام براي پيشگيري از جرم قائل است آنها معتقدند:
اسلام، آگاهي، علم و تفكر را كه مايه اساسي هر نوع پيشرفت و سعادت است، بسيار مي ستايد و جهل و ناداني كه مايه بنيادي بدبختي و گناه و جرم مي باشد نهي مي كند، به امر رعايت بهداشت و نظافت عنايت ويژه اي داشته و براي سلامت روح و روان نيز به اقامه نماز و دعا امر فرموده و گذشت و مهرباني، صبوري، حق شناسي و سپاسگزاري، نگاهداشت حرمت ديگران، عدل و احسان، برابري و برادري را توصيه فرموده و از نفاق و ريا، دروغ و افترا و تحقير و... به شدت بيزاري جسته است. همه افراد را در مقابل هم مسئول شمرده و از بي اعتنايي به مشكلات ديگران به شدت نهي نموده است و به صراحت اعلام كرده است كه هر كار ريز و درشتي ثبت شده و عمل هيچ كس ضايع نخواهد ماند.
اين اخلاق و فرهنگ عظيم ديني، به واقع، پشتوانه اي غني و مطمئن است كه جامعه را از بسياري از امراض و انحرافات فكري و عملي مصون مي دارد، البته اگر علما، دانشمندان، نويسندگان ، هنرمندان و... اين سرمايه بي پايان را جدي گرفته و با استفاده از ابزارهاي نوين تبليغاتي مردم را دائما متذكر باشند و هدايت نمايند.
اهتمام به عبادات فردي و جمعي مانند نمازهاي يوميه، روزه، حج، نماز جمعه، عزاداري در ماه هاي محرم و مراسم ويژه ماه رمضان، شركت در مساجد و تكايا، زيارت مقابر قدسي ائمه اطهار(عليهم السلام) و بزرگان دين، از جمله مراسم مذهبي- سنتي و تقريبا بي هزينه جامعه ماست كه مي توان در اين راستا نهايت بهره معنوي را حاصل نمود.
علاوه بر موارد فوق، اصول ديگري نيز به نام امر به معروف و نهي از منكر توسط دين اسلام تاسيس شده است تا عمل به فرامين اخلاقي را تضمين نموده و در عين حال، از اصلاح جامعه نيز غفلت نشود، اگر بتوانيم با توجه به وضعيت جوامع فعلي، راهكارهاي منطقي و كارآمدتري براي انجام اين واجب الهي پيدا كنيم، جامعه خود به خود و در سطح وسيع و چه بسا با تخصيص هزينه هايي به مراتب كمتر كنترل خواهد شد و با اين نظارت گسترده عمومي، لغزش ها و انحرافات به حداقل خود خواهد رسيد. امر به معروف و نهي از منكر در حقيقت يك سيستم كنترلي غيركيفري محسوب مي شود. در اصل هشتم قانون اساسي نيز به اين امكان مهم جامعه توجه شده است، كه البته بايد سياق منطقي خود را بيابد.
اسلام از اصلاح و بازپروري آن عده از افرادي كه احيانا مرتكب جرم و گناه مي شوند نيز غافل نمانده است كه اتفاقا علمي ترين و انساني ترين تدابير را در بعد از ارتكاب جرم مدنظر قرار داده است. اگر با ديدگاه جرم شناسي و همراه با آموزه هاي مكتب دفاع اجتماعي، تاملي در اين باب نماييم. از دقت و ظرافت قوانين و مقررات اين دين شگفت زده خواهيم شد.
يكي ازاصول اصلاح و بازپروري مطرح شده در اسلام، توبه است، اسلام با مفتوح گذاشتن راه توبه، هميشه راه بازگشت و اصلاح را فراهم كرده است و انسان خطاكار را با وعده هاي نيكويش، تشويق به بازگشت و اصلاح مي كند. شمول توبه در اسلام تا بدان حد است كه هيچكس در هر سطحي و در هر صورت، خود را بيرون از لطف، محبت و آيين مهر خداوندي نمي بيند، توبه استثناي خاص برنمي دارد و شامل هر نوع گناه و به هر اندازه كه باشد مي شود.
البته لازم به يادآوري است كه دين اسلام به رغم آن همه التفات به امر پيشگيري و اصلاح و بازپروري، براي مجازات نيز جايگاه خاص خود را تجويز نموده است و مجازات آن مبنايي عالمانه و عادلانه و مصلحت گرايانه دارد.