جوانى
ـ امـام صـادق (ع ) : ورقـة بـن نـوفـل هرگاه نزد خديجه بنت خويلد مى رفت به او چنين سفارش مـى كـرد :((بـدان كـه جوان نيك خوى , كليد خير و قفل شر است و جوان زشت خوى قفل خير و كليد شر است .
ـ امـام على (ع ) : بدانيد , خدايتان رحمت كناد , كه شما در روزگارى به سر مى بريد كه حقگويان اندكند جوانانشان بدخوى وناسازگارندو پيرانشان گنهكار و عالمانشان منافق .
تربيت نوجوانان .
ـ امام على (ع ) : همانا قلب نوجوان همچون زمينى باير است كه هرچه در آن افكنده شود مى پذيرد.
ـ امـام صـادق (ع ) بـه احـول فـرمـود : به بصره رفتى ؟
عرض كرد : آرى فرمود : شوق مردم به اين امـر(ولايـت و امامت ما) و پذيرش آنها را چگونه ديدى ؟
عرض كرد : به خدا قسم اندكند , كارهايى كرده اند اما كم است حضرت فرمود : بر تو باد به نوجوانان ,زيرا اين گروه در پذيرش هر نوع خوبى شتاب بيشترى نشان مى دهند.
آموختن در جوانى .
ـ پيامبر خدا(ص ) : هر كه در جوانى دانش آموزد علم او همچون نقشى است كه برسنگ حك شود و هر كه در بزرگسالى بياموزد , كارش همچون نوشتن برروى آب است .
ـ امام على (ع ) : آموختن دانش در خردسالى , همچون نقشى است كه بر روى سنگ كنده شود.
ـ پـيـامبر خدا(ص ) : هر كه در دوران خردسالى علم نياموزد و در بزرگسالى دنبال آن رود و (در ضمن تحصيل علم ) بميرد , شهيد مرده است .
ـ ايوب (ع ) : خداوند تخم حكمت را در دل كوچك و بزرگ مى افشاند , پس هرگاه خداوند بنده را در كـودكى حكيم گرداند , كم سالى او منزلت وى را نزد حكيمان پست نگرداند چون نور حكمت الهى را در وجود او مى بينند.
جوان و ترك تحصيل علم .
ـ امـام كـاظم (ع ) : اگر جوانى از جوانان شيعه را ببينم كه فقه نمى آموزد , او را با شمشير ضربتى مى زنم .
ـ امام باقر(ع ) : اگر جوان شيعه اى را نزدمن بياورند كه علم (دين ) نمى آموزد , او راتنبيه مى كنم .
ـ امام صادق (ع ) : دوست ندارم جوان شمارا جز در دو حال ببينم : دانشمند يا دانش آموز , زيرا اگر چنين نباشد كوتاهى كرده و چون كوتاهى كند , ضايع گشته و چون ضايع گردد , گنهكار باشد و چون گنهكار باشد , سوگند به آن كه محمد را بحق برانگيخت , درآتش جاى گيرد.
ارزش جوان عابد.
ـ پيامبر خدا(ص ) : خداى تعالى , جوان توبه كار را دوست دارد.
ـ هيچ چيز نزد خداى تعالى محبوبتر ازجوان توبه گر نيست و هيچ چيز نزد خداى تعالى منفورتر از پير پايدار بر گناهانش نمى باشد.
ـ خداى تعالى , به وجود جوان عبادت پيشه بر فرشتگان مى نازد و مى فرمايد :بنگريد اين بنده مرا! به خاطر من از شهوت خويش دست كشيده است .
ـ بـرتـرى جوان عابدى كه در جوانى خود ره بندگى پيش گرفته , بر پيرى كه دربزرگسالى به عبادت روى آورده , همچون برترى فرستادگان الهى بر ديگر مردمان است .
ـ هفت نفرند كه در آن روز كه سايه اى جز سايه خدا نيست , آنان در سايه خدا جاى دارند : پيشواى دادگر و جوانى كه با بندگى و عبادت خداى عزوجل نشو و نما يابد.
ارزشى كسى كه جوانيش رادر طاعت خدا گذراند.
ـ پيامبر خدا(ص ) : هيچ جوانى نيست كه دنيا و خوشيهاى دنيا را به خاطر خدا رهاكند و جوانيش را در راه طاعت خدا به پيرى رساند , مگر اين كه خداوند پاداش هفتاد ودو صديق را به او عطا كند .
ـ محبوبترين خلايق نزد خداى عزوجل جوان نورسته خوش سيمايى است كه جوانى و زيبايى خود را براى خدا و در راه طاعت او بگذارد خداوند رحمان به وجود چنين جوانى بر فرشتگانش مى نازد و مى فرمايد : اين است بنده راستين من .
ـ خداوند جوانى را كه جوانى خويش را در راه طاعت خداى تعالى بگذراند دوست مى دارد.
ـ ابـراهـيـم (ع ) چـون در مـحـاسـن خـود مـوى سپيدى را ديد گفت : سپاس و ستايش خداوند پروردگار جهانيان را كه مرا به اين مرحله از عمر رسانيد و چشم بر هم زدنى معصيت او نكردم .
معناى فتى .
ـ امام صادق (ع ) به سليمان بن جعفر نهدى فرمود : اى سليمان ! فتى كيست ؟
اومى گويد : عرض كردم : ما به جوان فتى مى گوييم حضرت فرمود : مگر نمى دانى كه اصحاب كهف همگى ميانسال بـودند , اما خداوند به سبب ايمانشان آنان را فتيه (جوانان ) ناميد؟
اى سليمان ! هر كه به خدا ايمان آورد و با تقوا باشد او فتى (جوان ,جوانمرد) است .
ـ به مردى فرمود : شما به چه كسى فتى مى گوييد؟
عرض كرد : به جوان حضرت فرمود : نه , فتى مـؤمـن اسـت اصحاب كهف همگى بزرگسال بودند اما خداوند عزوجل آنان را به سبب ايمانى كه داشتند فتيه (جوانان , جوانمردان ) ناميد.