ازدواج موفّق
· ازدواج موفّق
1- ضرورت و اهمیت مشاوره قبل ازدواج
« من آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا إليها و جعل بينَكم مودّه و رحمه ؛ إن في ذلك لَآياتٍ لقومٍ يتفكرون » روم/21
ازدواج مساله بسیار مهمی است که بسیاری از جنبههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر قرار میدهد. امروزه شمار روز افزون موارد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران به فکر پیدا کردن راه حلهایی باشند که یک ازدواج موفق و سالم را فراهم سازند مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمینه مسائل پزشکی و ژنتیکی آغاز گردید و امروزه کم کم در زمینه مسائل شخصیتی و روانی و روابط نیز در حال شکل گیری و کاربرد است .
تصميم هاي زندگي هر كس به ويژه ( انتخاب همسر ؛ انتخاب شغل و انتخاب محل زندگي ) بسيار در آينده شخص تأثير گذار خواهد بود . ماييم كه با مجموعه اي از تصميم ها و انتخاب هاي زندگي ؛ آينده خويش را مي سازيم و يا مي سوزانيم .
خداي رحمان مسؤوليت اداره زندگي را به ما واگذار كرده است . « ألّا تزر وازره وزر أخري * و أن ليس للإنسان الا ما سعي * و أن سعيه سوف يُري * ثم يُجزاه الجزاءَ الأوفي * نجم / 39-41 »
« ( در همة كتب آسماني است ) كه هيچ كس بار ديگري را به عهده نخواهد گرفت . و اينكه براي انسان جز آنچه تلاش كرده ( بهره ديگري ) نيست . و اينكه تلاش و سعي او را به زودي به وي بنمايد . سپس جزاي كامل آن را به او بدهند .
# هستي ميدان تلاش و كار و نتيجه گيري است .
# ايمان به بقاي عمل و نظام عادلانه كيفر و پاداش ، انسان را در برابر رفتار خود ؛ هم دلگرم و تشويق و هم محتاط و مسؤول مي كند
# هيچ عملي در هستي محو نمي شود .
- يكي از باورهاي غلط ؛ پذيرش شانس در زندگي است . امام صادق (ع) فرمود : كسي كه به شانس باور دارد ؛ براي خدا شريك قائل شده است .
دستاورد زندگي ما ؛ محصول بينش ها و گرايش ها و رفتارهاي ماست . و خداي رحمان ( العياذ بلله ) به هيچ كس ستم روا نداشته است .
در كائنات خدا همه چيز براي بهروزي و موفقيت تو وجود دارد ؛ اين تويي كه بايد تسخير كني و از لحظه لحظه هاي زندگي ات لذت ببري
و يقين كن كه خواستن توانستن است . خداي سبحان به تو كه نماينده او در روي زميني ؛ مي فرماييد تو بخواه ؛ ارده كن ؛ آنگاه من به همه كائناتم فرمان مي دهم كه ترا به اوج ببرند و تو خليفه خدا بتواني اهداف زندگي ات را در آغوش بگيري . ( أُدعوني أستجبْ لكم ) آري خواستن توانستن است . تا تو اراده نكني هيچ اتفاقي در زندگي ات رخ نمي دهد . موفقيت ها از تصميم ها آغاز مي شوند .
* ازدواج محبوب ترين كانون ؛ نزد خداست : « هيچ كانوني در اسلام بر پا نشده است كه نزد خداوند محبوب تر و عزيزتر از كانون ازدواج باشد » بح/ 14/6
2- راه هاى ارضاى غریزه ى جنسى
- از آن جا كه اسلام روابط آزاد را توصیه نمى كند، براى جلوگیرى از روابط نامشروع چه راه حلّى پیشنهاد مى نماید؟[9]
برخى مى گویند: بى اعتنایى به همه ى ارزش ها چاره ى رفع تعارضات یك جامعه ى تكثرگراى فرهنگى است; هم چنان كه امروزه در خارج از كشور، روابط بیرون از محدوده ى زناشویى، و هم جنس بازى، امرى روا شمرده مى شود.[10]
* راه هاى ارضاى غریزه ى جنسى
براى پاسخ گویى به نیازهاى جنسى دختر و پسر دو راه وجود دارد:
1. ازدواج قانونى و شرعى; زن و شوهر با عشق و محبّت و شادى، زندگى مشترك را پایه گذارى كنند و از شیرینى هاى زندگى و لذایذ مشروع بهره مند گردند . باید محیط كار و فعّالیّت و برخوردهاى دیگر باشد.
2. بى بندوبارى و هرج و مرج جنسى; كوچه و خیابان و مغازه ها و محیط هاى ادارى و مراكز تفریحى و ... آماده ى انواع كامیابى هاى جنسىِ نظرى و لمسى و... بوده و دختر و پسر آزادانه با هم ارتباط داشته باشند.
* اسلام و آرامش غریزه ى جنسى
· الف . ارتباط قانونى و انضباط جنسى
مطابق آیین اسلام، در آغاز هر ارتباطى باید تعهّدى میان افراد به صورت رسمى وجود داشته باشد; بعد از انجام این تعهّد (به صورت عقد دایم و یا موقّت) ارتباط، جایز و پسندیده است .
اشباع غرایز و سركوب نكردن آن، یك مطلب است و آزادى جنسى و رفع مقررات و موازین اخلاقى مطلب دیگر. مى توان امیال غریزى را به حدّ كافى اشباع كرد و پاسخ گفت و جلوى هیجان هاى بى جا و ناراحتى ها و احساس محرومیت ها و سركوب شدن هاىِ ناشى از آن را گرفت.[11]
اسلام اصرار فراوانى دارد كه محیط خانوادگى آمادگىِ كامل براى كامیابى زن و شوهر داشته باشد و خواسته هاى یك دیگر را به گونه اى بر آورده سازند كه با خروج از خانه، همه ى هیجان ها فرو خفته باشد و محیط اجتماع، محل كار و فعّالیّت و تلاش براى رشد و تعالى فرد و جامعه بوده و از هر نوع كامیابىِ جنسى در آن محیط خوددارى شود. فلسفه ى تحریم نظربازى[12] و تمتّعات جنسى از غیر همسر قانونى و حرمت خود آرایى[13] و تبرّج زن براى بیگانه همین است.
اما كشورهاى غربى راه دوم را انتخاب كرده و كامیابى هاى جنسى را از كانون خانوادگى به محیط اجتماعى كشانده اند و به نام آزادى، لیبرالیسم جنسى را رواج داده اند و بر اساس نظر «فروید و راسل» و امثال آنان، آزادى بى قید و شرط و شهوترانى را پذیرفته اند و اكنون شاهد آثار هولناك و مخرّب آن مى باشند كه آمار فاجعه هاى شهوانى در روزنامه ها و رسانه ها و نوع روابط ناهنجار دختر و پسر، و مرد و زن و ... شاهد گویاى این مطلب است.[14]
اگر بر فرض، از وجود فرزندان نامشروع، بى سرپرست، نوزادان پیدا شده در زباله دان ها و توالت ها، كورتاژها، قتل ها و ضایعه هاى دیگر اخلاقى و انسانى آزادىِ جنسى چشم پوشى كنیم و همه را فراموش شده بگیریم، با این فاجعه ى بزرگ، كه شخصیّت انسانىِ زن، نابود شده، تبدیل به توپ شهوانى مى شود كه هر لحظه مورد حمله ى چشم ها و لمس ها و قوّه ى شهوانى مردانِ شهوتران است، چه كنیم؟
در چنین جامعه ى پر التهابى از در و دیوار آن، از كوچه و خیابان و مدارس و اداره ى آن، جز شهوت و خود نمایى و ناز و نیاز چیز دیگرى دیده نمى شود و همه چیز در عین رنگارنگ بودن تنها یك رنگ دارد; آن هم لذّت بیش تر، با غفلت كامل از عواقب و پیامدهاى آن. تنها ملاك، منافع شخصى و لذّت فردى است و این كه چه بر سر دیگران و جامعه و فرهنگ و آینده ى نسل بشرى مى آید، اهمّیّتى ندارد.
متفكّر شهید «مطهرى» در این باره مى گوید:
در مورد غریزه ى جنسى و برخى غرایز دیگر، برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعى را مى میراند و طبیعت را هرزه و بى بندوبار مى كند. در این مورد هر چه عرضه بیش تر گردد، هوس و میل به تنوّع افزایش مى یابد ... راسل در كتاب زناشویى و اخلاق اعتراف مى كند كه عطش روحى در مسائل جنسى، غیر از حرارت جسمى است. آن چه با ارضا تسكین مى یابد، حرارت جسمى است نه عطش روحى[15].
و «ویل دورانت» تصریح دارد: میل به تنوّع، گر چه از همان آغاز در بشر بوده، ولى امروزه به سبب اصالتِ فرد در زندگىِ نو و تعدّد محرّكاتِ جنسى در شهرها و تجارى شدن لذّت جنسى، ده برابر گشته است.[16]
* هدایت و حمایت جوان
به عقیده ى اسلام براى آرامش غریزه دو چیز لازم است :
1. ارضاى غریزه در حدّ حاجتِ طبیعى; ازدواج دایم به عنوان راه حل اساسى و ازدواج غیر دایم در شرایط خاص.
2. جلوگیرى از تهییج و تحریكِ آن در سطح جامعه و رسانه ها.[17]
البته ایجاد میدان سالم فعّالیّت اجتماعى، فرهنگى و ورزشى و گسترش آن، مى تواند نقش بسیار مؤثّرى در كنترل و هدایت نیروى جوان داشته باشد و در صورتى كه این میادین، مطابق با موازین اخلاقى و به دور از اختلاط و هم دوشى برپا شود، توجّه جوان را از مسائل جنسى به سوى خود معطوف داشته ، سبب سلامت و رشد او خواهد شد.
در نتیجه مى بینیم، تعالیم دینى ما به این نیازها توجّه نموده و به آن ها پاسخ درست داده است; ولى اگر در اجراى دستورهاى الهى و راه كارهاى دینى، هنوز مشكلى باقى است ، این ایراد به جامعه و افراد آن باز مى گردد; نه به دین اسلام. بنابراین جوانانى كه مدّعى سنت شكنى و عدم رعایت ضوابط اجتماعى و یا خانوادگى اند، چه خوب است در راه صحیح و شرعى آن گام برداشته، خویشتن و جامعه را از ناپاكى و انحراف دور نگه دارند.
3- اهداف ازدواج چیست؟ و چه آثار و فوایدى دارد؟ [25]
همان گونه كه گفتیم، خداوند در قرآن، خلقت زن و شوهر و محبّت و مودّت میان آن ها را از نشانه هاى حكمت خود معرفى مى كند.[26]
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «هیچ كانونى در اسلام بر پا نشده كه نزد خداوند محبوب تر و عزیزتر از ازدواج باشد.»[27] و هم چنین امام صادق(علیه السلام)مى فرماید: «دو ركعت نماز انسان متأهّل افضل و بالاتر از هفتاد ركعت نماز انسان مجرّد است.»[28]
از جمله ى مهم ترین هدف هاى ازدواج نیل به آرامش و سكون، تأمین نیازهاى جنسى، بقاى نسل، تكمیل و تكامل فردى و اجتماعى، سلامت و امنیّت و سرانجام، تأمین نیازهاى روانى و اجتماعى فرد را مى توان نام برد.[29]
اهداف ازدواج
1. ایجاد محیطى خصوصى براى آرامش و آسایش: خداوند مى فرماید: «یكى از نشانه ها این است كه براى شما همسرى از جنس خودتان بیافرید تا با او انس گیرید و در كنارش آرامش بیابید.»[30]
2. تأمین نیازهاى جنسى : اسلام، غرق شدن در هوى و هوس و ارضاى آزاد و نامشروع را صحیح نمى داند، چون جز تشنگىِ سیرى ناپذیر و تنوّع طلبى و اضطراب، چیز دیگرى در پى نخواهد داشت; بنابراین فرد پس از ازدواج مى تواند این غریزه ى مهمّ حیاتى را با شیوه اى مطلوب و معقول و اجتماع پسند ارضا كند و در سایه ى آن، به آرامش دست یابد.[31]
3. دوستى و محبّت و عشق: آدمى در هر سن و مرحله اى از حیات خویش، به محبّت احتیاج دارد و علاقه مند است كه دیگران به او مهر بورزند.[32] استاد شهید مطهرى در این باره مى گوید:
پسر و دخترى كه هیچ كدام آن ها در زمان تجرّدشان در هیچ چیزى نمى اندیشیدند مگر آنچه مستقیماً به شخص خودشان ارتباط داشت، همین كه به هم دل بستند و كانون خانوادگى تشكیل دادند، براى اوّلین بار خود را به سرنوشت موجودى دیگر علاقه مند مى بینند. شعاع خواسته هایشان وسیع تر مى شود و چون صاحب فرزند شدند، به كلّى روحشان عوض مى شود ...[33]
4. تكمیل و تكامل : جوانان با گزینش همسرى شایسته، موجبات رشد و تكامل خود را فراهم مى كنند و در مسیر زندگى، از نظرات و تشویق ها و حمایت هاى یك دیگر بهره مند مى شوند.
«شهید مطهرى» درباره ى نقش تربیتى ازدواج مى گوید: یك پختگى هست، كه جز در پرتو ازدواج و تشكیل خانواده پیدا نمى شود، در مدرسه پیدا نمى شود، در جهاد نفس، نماز شب و ارادت نیكان پیدا نمى شود، این را فقط در همین ازدواج و تشكیل خانواده باید به دست آورد.[34]
5. تولّد فرزند و بقاى نسل و سلامت آن : میل به داشتن فرزند و تداوم نسل ها و پرورش انسان ها از انگیزه و اهداف مهمّى است كه در طول دوره هاى گوناگون، همواره عامل مهمِّ ازدواج و تشكیل خانواده بوده است.
تشكیل خانواده، ایجاد كانون پذیرایى نسل آینده است و سعادت نسل ها بستگى به وضع خانوادگى دارد و سلامت امنیّت فرزندان در گرو استحكام خانواده مى باشد.[35]
6. سلامت و امنیت فردى و اجتماعى : قرآن كریم زن و شوهر را به لباس یك دیگر تشبیه نموده است.[36]
همان طور كه انسان همیشه با لباس است و لباس، هم مایه ى آراستگى و زیبایى و هم جامه ى ستر و عفاف اوست، زن و شوهر نیز همین گونه اند. لباس از همه چیز به تن انسان نزدیك تر است و مَحرم تر; و آن گاه همین لباس در عین نزدیكى به تن، بدن را از دیگران مى پوشاند و دور مى سازد; همان طور كه از نوع لباس فرد مى توان به شخصیّت و افكار او پى برد، از نوع همسرى كه بر مى گزیند نیز مى توان به شخصیّت و هویّت او پى برد.
تفاوت دختر و پسرى كه تشكیل خانواده مى دهند با دختر و پسرى كه در یك جامعه ى بى بند و بار، رابطه ى جنسى بر قرار مى كنند، این است كه زن و شوهر مطابق تمثیل قرآنى در حكم لباس یك دیگر و مایه ى عفت و پوشیدگى هم مى باشند و حال آن كه دو تاى دیگر موجب برهنگى و بى عفتى یك دیگر مى شوند.[37]
«ویل دورانت» درباره ى نقش ازدواج مى گوید:
اگر با جوانى خرد و تعقّل یار مى بود، عشق را از هر چیزى گرامى تر مى داشت و روح و جسم را براى پذیرایى عشق، تمیز و پاكیزه نگاه مى داشت و ایّام عشق را با ماه هاى نامزدى ؛ طولانى تر مى ساخت و آن را با ازدواجِ پر از آداب و تشریفات، تضمین مى كرد و با تصمیم و جدِّ تمام، همه را پیرو آن مى ساخت. اگر عقل و حكمت با جوان بود، عشق را عزیز مى داشت و آن را با اخلاص تقویت مى كرد و با فداكارى عمیق تر مى ساخت و با آوردن فرزند به آن حیات و زندگى مى بخشید.[39]
. [9]. از پرسش هاى رسیده به مركز. [10]. ماه نامه ى كیان، بهمن 77، مصاحبه با آقاى فولادوند. [11]. مرتضى مطهرى، اخلاق جنسى در اسلام و جهان غرب، ص 69.
[12]. ر.ك. سوره نور، آیه ى 31. [13]. ر.ك. سوره ى احزاب، آیه ى 33. [14]. در بخش هاى بعدى به این آمار و ارقام خواهیم پرداخت. [15]. مرتضى مطهرى، مسئله ى حجاب، ص 113 و 114.
[16]. ویل دورانت، لذات فلسفه، ص97. [17]. مسئله ى حجاب، ص130. [18]. مرتضى مطهرى، اخلاق جنسى در اسلام و غرب، ص 10. [19]. راسل، زناشویى و اخلاق، ص 25 و 26، به نقل از اخلاق جنسى در اسلام و غرب، ص 10. [20]. وسائل الشیعه، ج 3، ص 3. [21]. سوره ى روم، آیه ى 21. [22]. مرتضى مطهرى، اخلاق جنسى در ...، ص 15. [23]. وسائل الشیعه، ج 14، ص 75، باب 49 نكاح و ص 83 باب 57 نكاح. [24]. وسایل الشیعه، كتاب التكاح، ج 14، ص 9 و 74 و 75 و 83 و 118. [25]. از پرسش هاى رسیده به مركز. [26]. ر.ك. سوره ى رم، 21. [27]. وسائل الشیعه، ج 14، ص 3. [28]. همان، ص 6. [29]. شكوه نوابى نژاد، مشاوره ى ازدواج و ...، ص 5. [30]. سوره ى روم، 21. [31]. همان، ص 6 و 7; براى مطالعه درباره اهداف ازدواج ر.ك: آیت الله امینى آیین همسر دارى، ص 11 ـ 23). [32]. استادان طرح جامعه و آموزش خانواده، جوان و تشكیل خانواده، ص 109 و 129. [33]. شهید مرتضى مطهرى، جاذبه و دافعه ى على(علیه السلام)، ص 40.
[34]. جوان و تشكیل خانواده، ص 108 و 129; كتاب مشاوره ى ازدواج، ص 5 ـ 10. [35]. مرتضى مطهرى، تعلیم و تربیت در اسلام، ص398. [36]. ر.ك. سوره ى بقره، 178. [37]. غلامعلى حدال عادل. فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، ص 72. [38]. ایور موریش، درآمدى بر جامعه شناسى تعلیم و تربیت، ص 172. [39]. ویل دورانت، لذات فلسفه، ص462.
4- هيجان يا عشق !
دختر و پسر در اولين برخورد دچار هيجان مي شوند و به غلط نامش را عشق مي نهند . ( همانند هيجاني كه با خريدن كفش نو ، لباس نو و يا منزل حاصل مي شود . )
براي موفقيت در زندگي و گرفتن تصميم هاي درست و آينده ساز چاره اي جز كنترل هيجانات و احساسات نداريم .
تصميم گيري در اين حالت ( كه هيجان و احساسات بر ما غالب است ) خسارات فراواني را به بار مي آورد . شكست ؛ مشروطي ؛ از دست رفتن حيثيت اجتماعي و ...
بايد تمرين كنيم كه تصميم هاي مهم زندگي را با فرصت كافي و بكاري عقل و خرد بگيريم تا با حوادث تلخ رو به رو نشويم .
يكي از دلایل توجیه كنندگان روابط آزاد احترام به عشق است .
* الف - احترام به عشق
آیا عشق، این گوهر گران بهاى زندگى، ناپسند و مذموم است؟[6]
عاشق شدن گناهى ندارد. اگر عشق نباشد، هیچ چیز زیبا نیست. بگذارید دختران در مدارس ؛ آماده ى زندگى، عشق و ازدواج شوند.[7] زیباترین و تعالى بخش ترین جنبه ى هستى انسان، عشق است; ولى حاكمیّت در ایران، به تصویر كشیدن رابطه ى عاشقانه بین دو انسان، ولو زن و شوهر باشند، را گناه آلود مى داند.[8]
عشقِ اصیل و حقیقى، والاترین تجربه اى است كه یك انسان مى تواند به آن برسد و تنها چنین عشقى است كه شكوفایى نهایى استعدادهاى جسمى و روحى و عاطفى زن و مرد و غور آن ها در اعماق ضمیر خود و یا هستى را ممكن مى سازد. عشق، لازمه ى استمرار زندگى و مایه ى نشاط روحى و عمیق ترین ارتباط قلبى و محكم ترین تعهّد انسانى است. اگر زن و مرد، پروانه هاى شمع عشق باشند، زیباترین زندگى را به تصویر مى كشند. عشق مافوق نیازهاى جسمى و مادّى است; زیرا نیاز مادّى و شهوانى، چیزى جز یك نیاز موقّتِ بدنى نیست كه به مجرّد تخلیه ى انرژىِ فشرده ى جنسى به پایان مى رسد; اما شور عشق همیشه باقى است. میان عشق و هوس و شهوت فرق بسیار است. بنابراین به پاس احترام عشق و عاشقى و براى پاسدارى از این موهبت الهى، ترویج روابط آزاد پسندیده نیست.
به اعتراف دانشمندان اروپایى، در جوامع آزاد كه جاذبه هاى ظاهرى و شوق جنسى حاكم است، عشق، اوّلین قربانى است.[9]
در این صورت، عشق هاى برخاسته از نهاد و درون، به افسانه تبدیل شده، جز مدّعیان دروغین، كسى یافت نمى شود; زیرا پسرى كه هر روز با دخترى مى گردد و هر دم كه نگاه مى كند، عده اى را در حال جلوه گرى مى بیند، دیگر تنوّع طلبى در او حاكم شده و از عشق و انتظار به دور است.
به راستى آیا جوانى كه همیشه به دنبال چشم چرانى است، مى تواند مدّعىِ عاشقى باشد؟!
عاشق كسى است كه در راه رضاى معشوق، از هر چه دارد بگذرد و چشم از همه، جز جمال محبوب ببندد. عاشق نه تنها از خواب و خوراك، بلكه از غریزه ى جنسى و خواسته هاى قلبى خویش نیز غافل مى شود و جز یاد معشوق به كسى نمى اندیشد; اما جوانى كه در پارتى هاى شبانه با دختران و پسران است و در كوى و خیابان و... دل به عشق بازىِ این و آن سپرده است، آیا چیزى جز شهوت و هوس مى داند؟!
«موریس مترلینگ» مى گوید: عشق در تمامى موجودات وجود دارد، ولى درك آن تابع شرایطى است كه تا آن شرایط جور نشود امكان آن وجود ندارد ... بعضى آن را منحرف مى كنند و ندانسته به صورت تمتّع از لذّات، مصرف مى نمایند و هیچ از حقیقت آن برخوردار نمى شوند.[10]
بدون تردید گسترش و عادى سازى روابط دختر و پسر، هیجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى خواهد بخشید و تجربه هایى را برایشان میسّر ساخته، لذت هاى زودگذرى را فراهم مى آورد. با تكرار این صحنه ها هوس جانشین عشق، تنوّع طلبى به جاى وفادارى، و دلِ هر جایى و سیرى ناپذیر جایگزین دلدادگى و تعهّد مى شود.
هر كه خود را رایگان و ارزان به این و آن بفروشد، معلوم مى شود از بازار قیمت انسان بى خبر است. هر كسى هم كه زود عاشق شود و مرتّب معشوق عوض كند، معلوم است كه عشق را به بازى گرفته یا خودش بازیچه ى هوس شده است. بازى گر و بازیچه بودن، هر دو، مایه ى شرمندگى است. باید درباره ى مرز میان عشق و هوس بیش تر اندیشید.[11]
عشقى كه نه عشق جاودانى است *** بازیچه ى شهوت جوانى است
عشق آیینه ى بلند نور است *** شهوت ز حساب عشق دور است.[12]
«كارون هورناى» در بیان فرق میان محبّت واقعى و ابراز علاقه اى كه ناشى از احتیاج به جلب محبّت و براى كمبودهاى روحى است مى گوید: فرق بین عشق، و نیاز به جلب محبّت، آن است كه در عشق، احساس دوستى و محبّت بر همه چیز مقدم است; در حالى كه در نیاز عصبى به جلب محبّت، همواره نیاز به رفع تشویش درونى مقدم است. بسیارى از این نوع روابط بین انسان ها گرچه اساسش سود جویانه است، مع ذالك ماسك عشق و دل بستگى به چهره مى زنند ... به همین جهت یكى از مشخّصات عشقِ حقیقى، پایدار بودن احساس محبّت مى باشد.[13]
بنابراین عشقِ جنسى و هوس پرستى كه به قول «ویل دورانت» [14] آغاز آن با ترشّحِ غددِ جنسى و پایان آن ارضاى شهوتِ زودگذر جسمانى است، هرگز نمى تواند تعهّدآور بوده و مایه ى پایدارى روابط انسانى; به ویژه زندگى زناشویى باشد.
جوانان پرظرفیّت، با نامه ى «فدایت شوم» و «برایت مى میرم» و «اگر تو نباشى من هیچم»، خود را نمى بازند. پشت این نگاه هاى مسموم و محبّت هاى فریبا، درّه هاى هولناك و شب تیره و بدبختى هول انگیزى نهفته است. فقط كافى است نورافكنى بیندازیم و عمق این تیرگى هاى وحشتناك اما به ظاهر زیبا و پر جلوه و رنگارنگ را بنگریم.
[6]. از پرسش هاى رسیده به مركز. [7]. ایران جوان، 5/10/78، ش 156، ص 2. [8]. ایران فردا، 22/10/78، ش 66، ص 30، ناصر ایرانى. [9]. مرتضى مطهرى، مسئله ى حجاب، ص 73 و 74.
[10]. موریس مترلینگ، عقل و سرنوشت، ج 3، ص 146. [11]. جواد محدثى، نگاه تا نگاه، ص 7. [12]. نظامى گنجوى. [13]. عصبانى هاى عصر ما، ص 138 و 139. [14]. لذات فلسفه، ص 214.
* آثار عشق مجازي
اين عشق، ويژگىها و پىآمدهاى خاص خود را دارد كه برخى از آنها عبارتند از:
تقويت خودپرستى : عاشق پيش از اين كه عاشقِ معشوق باشد، عاشق خويشتن است؛ چرا كه عاشق، معشوق را براى خود مىخواهد و اين همان «خودپرستى» است. پس كسانى كه به تمجيد و ستايش از اين نوع عشق مىپردازند، در واقع ديگران را به سوى لجنزار خودپرستى سوق مىدهند و انسانها را از عشق حقيقى محروم مىكنند.
اسارت باطنى : عشق واقعى آن است كه آدمى را به «آزادى معنوى» برساند نه اسارت باطنى . در اين نوع عشق، عاشق همه هستى را در چشم و ابرو و لب خلاصه مىكند و حاضر نيست آنى از اين حصار بيرون بيايد.
بى ثباتى : در عشق مجازى، عشق عاشق بهرهاى از ثبات و استقامت ندارد؛ زيرا معشوق، دايم در حال تغيّر و نقصان است. زيرا در اين نوع عشق، گرچه معشوق داراى زيبايى ظاهرى است، امّا از نقصها و زشتىها نيز مبرّا نيست، علاوه بر اين كه روز به روز از زيبايىهاى او كاسته و بر زشتىهايش افزوده مىگردد. در اينجاست كه به اندازه كاسته شدن از زيبايىهاى معشوق، عشق عاشق هم تنزّل مىيابد به گونهاى كه ارزش معشوق در نظرش كم مىشود و به تدريج مرغ عشق از آشيانه روح عاشق بيرون مىرود.
مولوى، معشوق عشق مجازى را همانند آتشى مىداند كه ناخالص است و در درون خويش دود سياه دارد:
چون رود نور و شود پيدا دخان بفسرد عشق مجازى آن زمان
چون شود پيدا دخان غم فزا بفسرد نى عشق ماند نى هوا
خيال گرايى : كه عاشق به ساختههاى خود عشق مىورزد و با اين كه در اوهام زندگى مىكند، مىپندارد به موجودى خارج از خود دل بسته است. وى غافل از آن است كه به خويشتن و ساختههاى خود مهر مىورزد.
پس در اين گونه عشقها، حسّ زيباگرايىِ عاشق، با ناتوانىِ درونى وى، يك جا جمع شده و به صورت مطلق درآمده و آن را به معشوق خود نسبت مىدهد و در نتيجه به او عشق مىورزد؛ يعنى در واقع سازنده عظمت معشوق، روح نامتعادل عاشق است.
جنايت زا : عشقى كه از چهرهاى زيبا آغاز شود و به پستترين اعضاى بدن، پايان يابد و روحِ نفسپرستى را در آدمى بدمد. بىترديد در صورت تزاحم و تعارض، جنايت مىآفريند ؛ بدين معنا كه عاشق با مشاهده عشق ورزى ديگران به معشوقش، تحمّل را از دست داده جنايت مىآفريند
عشق مجازى تبعات منفى ذيل را دربر دارد:
اوّل، نفى جهان هستى با تمام قوانين و عظمتش و اثبات چهره و دو چشم و ابرو؛
دوم، بردگى و اسارت ابدى و سپردن اختيار خود به دست معشوق؛
سوم، پا گذاشتن روى همه نواميس جهان هستى؛
چهارم، از بين بردن ارزشها از قاموس زندگى؛
پنجم، حركت برخلاف نظام هستى و عدم همآهنگى با آن.
* معيار توهم عشق در نخستين نگاه :
- كشش جنسي و هيجانات زودگذر : عامل علاقه ؛ كشش جنسي و هيجانات زودگذر است و اولين برخورد فوق العاده مهم است و گاهي يك رفتار مناسب و يا يك احترام ( حال به هر انگيزه اي كه باشد ؛ انساني و يا سود جويي ... ) سبب شيفتگي افراد مي شود .
- القائات و وسوسه هاي ديگران : بسيار از ديگران واژه « عشق » را شنيده ، كه به لذات لحظه اي ؛ و رفتارهاي صد در صد غير انساني و سودجويانه و پر از فريب را عشق ناميدند و بدان مباهات مي كنند ؛ از اين رو او هم مي خواهد تجربه كند براي مباهات آه خدايا ؛ چقدر سقوط . آدم ها به چه چيز مباهات مي كنند . ذلت تا كجا ؟ خود فراموشي تا كجا ؟
* متهم شدن اين فرد كه تو توان عاشق شدن را نداري . و اين وسوسه ها ( يوسوس في صدور الناس ) موجي مي سازد سهمگين و آدم ضعيف النفس و بي اراده را با خود مي برد .
- انتقام : دختري پسري را غال مي گذارد و او براي جبران اين شكست ، براي ديگري دام پهن مي كند و با ناموس خدا طرح دوستي سراسر گناه مي بندد .
- ناتواني در ذكر حداقل چند ويژگي مثبت معشوق
عزيزان من توجه كنند كه ؛ كساني براحتي دلبسته مي شوند و براي عشق و محبت ؛ قوانين جهان هستي را زير پا مي گذارند ؛ بدانند كه اينان عشق پايدار را از دست مي دهند .
عشق هايي كز پي رنگي بود عشق نبود عاقبت ننگي بود .
5- در زندگي دنبال نمره 20 نباشيم .
تخيل گرايي ويژگي سن بلوغ و جواني به شمار مي آيد .
يـكـى از ويـژگـى هاى دوره جوانى , تخيل گرايى و روى آوردن به امور خيالى و افسانه اى است .
جوانان گاهى آن چنان وارد دنياى خيال و اوهام مى شوند كه تصور مى كنند دنياى ديگرى غير از عالم خيال , تحقق ندارد و گاه آن چنان , اين حالت بر آنان مسلط مى گردد كه روحشان را سخت مـتاثر مى كند و در نتيجه آنان را از امور واقعى و درك حقايق زندگى باز مى دارد .
و اين حس آن قـدر قـوى اسـت كه مى توان گفت : جوانان در دوره جوانى با افكار خود زندگى مى كنند .
دوره جوانى , دوره علاقه به امور موهوم و عشق به خيال هاى ناشدنى است .
جـوانـان چـون تـجربه زندگى كردن را ندارند و تازه پا به جاده زندگى گذاشته اند, گاهى آن چـنـان بـه فـرداى خـود فـكـر مى كنند كه آرزوهاى شيرين خود را به صورت كاخ هاى مجلل و افـسـانه اى در مى آورند و از مشاهده آن , غرق در شادى و مسرت مى شوند و گاهى هم به ناكامى خود مى انديشند و از تصور آينده ناموفق , گرفتار ياس و نا اميدى و دلسردى مى شوند ...
اما با اين حال تخيل گرايى اگر در حد طبيعى باشد و جوانان را در آرزوها و خـيـال هـاى ناشدنى غرق نكند, خالى از فايده نيست
و روان شناسان مي گويند : ضريب خيال پردازي در دختران در اواخر دبيرستان و اوائل دانشگاه 7/1 برابر پسران است .
در ذهن او همسرآينده اش داراي همه زيبايي هاست . هر چه خوبان دارند ( او ) به تنهايي داراست .
و گاهي زمينه اختلافات همين است كه او در ذهنش به غلط به همسرش ( مادر ؛ خواهر شوهرش را و يا مادر ؛ خواهر خانمش را ) نمره بيست داده بود . اما حال مي بيند نمره شان 12 و 14 و يا كمتر است . و چون واقعيت را بر خلاف انتظار مي بيند و بر مي آشوبد .
از همسرتان انتظارات غيرواقعي نداشته باشيد. اجتناب از انتظارات غيرواقعي مي تواند از بروز بسياري درگيري ها، عصبانيت ها و سرخوردگي ها جلوگيري كند. انتظار نداشته باشيد همسرتان كامل و بي نقص باشد. در ضمن هيچگاه او را با ديگران مقايسه نكنيد.
* هيچ كس ايده آل نيست . انتظارات را بايد بر اساس واقعيت ها تنظيم كرد . ( بي عيب تنها خداي رحمان و اولياي خاص اويند ) ، با مشاهده برخي عيوب در همسرش گمان مي كند كه ديگران از اين عيب برخوردار نيستند .
و با خودش مي گويد چه اشتباهي كردم كه به او جواب مثبت دادم . من چه خواستگاراني داشتم كه اگر با آنها ازدواج مي كردم خوشبخت مي شدم .
قرار نيست عيوب ديگران را در سر كلاس يا در خيابان و يا با ديدار چند ساعته بفهميم . اما وقتي بنا شد كه مدت ها كنار هم باشيم دعواي مان مي شود . اختلاف سليقه و يا اختلاف نظر سبب مي شود گاهي با هم دعوا كنيم و يا سر هم داد بكشيم .
* يكي از ترفند هاي شيطان اين است كه مرتب به ما مي گويد : فلان خانم و يا فلان آقا چقدر ايده آل اند ؛ ولي همسرمان چي !
6- خواستگاري دختر از پسر .
آيا حتماً آقايان بايد به خواستگاري خانم ها بروند و يا خانم ها هم مي توانند ؟
جواب : در طبيعت جنس مذكر به دنبال جنس مذكر مي رود . خروس به خواستگاري مرغ مي رود . و زن مظهر ناز است و معشوقه واقع مي شود و مرد عاشق .
ولي قانوني ( آيه شريفه اي و يا حديثي ) نداريم كه مرد بايد به خواستگاري برود و زن نبايد .
در فرهنگ عمومي جامعه ايراني بدترين گزينه ممكن اين است كه دختر خانم مستقيماً به خواستگاري بروند . و به آقا پسر بگويد كه من علاقه مندم با تو ازدواج كنم .
چرا ؟ چون نوع آقايان ، ظرفيت چنين تقاضايي را ندارند و بعدها ممكن است از اين واقعه پتكي بسازند كه در سر هر فرصتي بر سر خانم محترم بكوبند : تو مرا بيچاره كردي ؟ تو پيشنهاد ازدواج دادي ، من داشتم درسم و مي خوندم . تو بودي كه مرا گرفتار كردي .
* راه كار : راه كار صحيح اين است كه با يك واسطه فهيم و عاقل بدون اينكه پسر متوجه بشود به او بگويد : شنيدم كه در صدد انتخاب همسري مناسب هستي ؛ اگر بخواي كمكت مي كنم ؛ من يك مورد مناسبي را سراغ دارم ؛ خواستي معرفي خواهم كرد و شما با فرصت مناسب و تحقيق لازم اگر شايسته ديدي انتخاب كن .
اين قضيه هيچ منافاتي با حيا ندارد . نيازش را آن هم منطقي و انساني مطرح ساخته است . روابط غير منطقي و خلاف عقل و شرع ؛ با حيا منافات دارد . روابط سودجويانه و از سر هوس ، ناديده انگاشتن قانون عقل و وحي است كه با حيا و عفت منافات دارد .
* يك توصيه به پدران و مادران : فضاي خانه بايد چنان باز باشد كه دختر يا پسر بتواند براحتي نيازش را مطرح سازد ؛ و بگويد : بابا . جان بابا . من يك رايانه مي خوام . به چشم عزيزكم .
بابا جون من ... من ... بگو پسرم ؛ چرا لال شدي .
بابا من ... من زن مي خوام . و باباي مهربون هم در جواب بگه . اي به چشم نور ديده ام .
7- ديالگ خواستگاري .
اگر بيش از حد معقول مضطرب هستيم و يا گفتگو با هماهنگي قبلي شكل نگرفته نبايد به صحبت هاي شب خواستگاري و يا آن شرايط خاص خيلي اعتماد كرد . چون به دلايلي هر دو هيجان زد ه اند . شرم و يا اضطراب جلسه ؛ و يا به خاطر اينكه نمي خواهند همديگر را از دست بدهند و يا به دليلي كه تصور مي كنند همسر رؤيايي اش را پيدا كرده است ؛ در آن شرايط هر پيشنهادي كه از طرف مقابل مطرح مي شود ؛ بدون توجه به عواقب آن ؛ آنها را مي پذيرد .
ولي فرداي نزديك كه جاي هيجان و اضطراب را ، عقل و منطق گرفت ؛ مي بيند اشتباه كرده است ، كه گاهي جبران ناپذير است
راه كار : شب خواستگاري و شب قرار و مدار ، حتماً از انسان هاي با تجربه و آدم شناس كمك بگيريم . و اگر از يك روان شناس خبره و با ايمان كمك بگيريم بسيار عالي خواهد بود .
* از چه بپرسيم : - از محل زندگي - از شغل - از ادامه تحصيلات .
گفت و گوي دختر و پسر قبل از ازدواج
زوج هاى موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت مى گويند. زوج هاى موفق قبل از ازدواج، توقعاتى كه از يكديگر دارند مطرح مى كنند، اگر توافق اساسى با هم ندارند (براى مثال مرد فرزند مى خواهد ولى خانم مخالف است)، مى توانند به شروع و يا خاتمه ازدواج به طور جدى فكر كنند. بعد از ازدواج، زوج هاى موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظارات شان با هم صحبت مى كنند و اگر اختلافى پيش آمد، آن را به زمان ديگرى موكول مى كنند تا همديگر را درك كنند و به توافق برسند.
از مهم ترين و مؤثرترين راه هاي شناخت يكديگر قبل ازدواج صحبت و گفت و گوي رو در روي دختر و پسر است. لازم و ضروري است كه دختر و پسر، " مذاكره ي مستقيم " داشته باشند و در فضايي آرام و بدون خوف و فشار از طرف ديگران، مسائل و نظرات خود را بررسي كنند. اين گفت و گو بايد خونسردانه و با آمادگي قبلي باشد. بين تصميم گفت و گو و انجام آن ، بايد فاصله باشد تا طرفين بتوانند خود را آماده كنند و آنچه را مي خواهند مطرح كنند، يادداشت نمايند.
اگر اين مذاكرات ، چند جلسه و با فاصله ي زماني بين جلسات باشد ، بهتر است . به طور كلي ، هرچه" وقت " نياز دارند ، بايد در اختيارشان گذارده شود.
يكي از فايده هاي مهم اين گفت و گوها اين است كه : از سخنان شخص و صحبت با او، مي توان تا حد زيادي به مكنونات دروني اش پي برد و از احوال و صفاتش آگاه شد .
اميرمؤمنان (ع) دراين باره مي فرمايند: " انسان هرچه را در دل و درونش پنهان كند، از لغزش هاي زبان و حالت هاي چهره اش آشكار مي شود !".
اين يكي از اصول روان شناسي است كه امام به اين گونه بيان فرموده اند كه : مسائل پنهاني و احوال دروني انسان، گاهي از زبان او مي پرد و گاهي قيافه و حالات چهره اش به آن گواهي مي دهد. و اين دريچه ي خوبي براي راه يافتن به درون و ضمير باطن اشخاص است .
پدران و مادران – كه سعادت فرزندانشان را مي خواهند – بايد آنان را در اين مسئله ي مهم ياري كنند و زمينه ي انجام آن را فراهم نمايند و آرامش لازم را برايشان به وجود آورند. مبادا – خداي ناخواسته – از اين كار جلوگيري كنند و تعصب بي جا به خرج دهند. اين گفت و گو ، از نظر اسلام و عقل ، پسنديده است . مبادا از اسلام ، داغ تر شويم و از پيغمبر اكرم ، مسلمان تر! بسيار ديده ايم كه پدر و مادر دختر، از اين گفت و گو ممانعت مي كنند و اين كارشان را به حساب اسلام و غيرت مي گذارند! در صورتي كه اسلام و غيرت ، حكم مي كنند كه وسائل سعادت و خوشبختي فرزندان را فراهم كنيم . و اين گفت و گو، در سعادت و تفاهم بين زن و شوهر ، تأثير به سزايي دارد.
· دستور كار جلسه!
موضوعات قابل طرح در اين گفت و گو و مذاكرات ، مختلف است ؛ زيرا افراد ، عقيده ها ، آرمان ها ، هدف ها و خواسته هاي آنان ، گوناگون هستند. اما بعضي از مطالب، عمومي است و لازم است مطرح شود و روي آنها مباحثه صورت گيرد . بنابراين بعضي از آنها را بيان مي كنيم تا جوان بتوانند از آنها به عنوان "دستور كار جلسه !" استفاده كنند:
1- بيان خط مشي كلي زندگي آينده
2- گفت و گو درباره ي اهداف آينده
بيان هدف هايي كه قصد دارند در زندگي آينده شان دنبال كنند. هدف ها و آرمان هاي علمي ، اخلاقي ، اجتماعي ، شغلي و...
3- بيان صادقانه صفات و اخلاق و خصوصيات خود
4- بيان خواسته ها و انتظارات طرفين از يكديگر
5- بيان نظرات خود درباره ي چگونگي برخورد و رفتار و رابطه با خانواده و بستگان و خويشان يكديگر
6- طرح نظرات خود درباره ي شيوه ي تربيتي فرزندان آينده
7- بيان عيب ها و نواقص و بيماري هاي خود ( دقت!)
اگر دختر و پسر، بيماري يا عيب و نقصي دارند، صادقانه و بدون كم و زياد، به يكديگر بگويند؛ زيرا:
اولاً : اين كار، واجب است و پرده پوشي و مخفي كردن عيب ها ، " تقلب " و " تدليس" و " كلاه گذاري " و" خيانت " محسوب مي شود و حرام است.
ثانياً: اگر از اول گفته شود، طرف مقابل ، يا او را با همان عيب مي پذيرد و يا رد مي كند . اگر پذيرفت ، خود را براي تحمل آن آماده مي كند و او را انساني صادق و بي تقلب و با شهامت مي بيند و محبتش را به دل مي گيرد و خود را در آينده " فريب خورده" احساس نخواهد كرد . اما اگر گفته نشود و بدون آگاهي طرف، وصلت صورت گيرد، در آينده از آن عيب و نقص باخبر خواهد شد و خود را " فريب خورده " و " خسارت ديده " و همسر و خانواده ي او را " فريبكار" و " خيانتكار " مي بيند ... و آن گاه مشكلات فراواني به بار خواهد آمد. محبت همسر از دلش بيرون مي رود و كينه ي اورا به دل مي گيرد ؛ زيرا انسان نمي تواند فردي " فريبكار" را دوست داشته باشد. اگر همين عيب و ايراد را قبلاً صادقانه به او گفته بودند، ممكن بود بپذيرد ، اما حالا مسئله فرق مي كند.
· توجه!
بعضي از عيب ها و بيماري ها و اشتباهات گذشته ، كه هيچ ربطي به حقوق همسر و زندگي آينده ندارد ، لازم نيست بيان شود.
اگر عيب و اشتباهي بوده و يا هست و نمي دانيد به حقوق همسر و زندگي آينده مربوط مي شود تا بيان كنيد، يا مربوط نمي شود تا بيان نكنيد ، درچنين حالتي با " راهنمايي دانا" مشورت كنيد.
· شروط و خواسته هاي " ناحق " را نپذيريد!
گاهي مشاهده مي شود كه دختر و پسر قبل از ازدواج شرط ها و خواسته هايي را براي هم مطرح و بر يكديگر تحميل مي كنند كه ناحق است و طرف را از حقوق مسلم و حتمي خود محروم و از او سلب اختيار مي كند .
اين شرط ها و خواسته هاي ناروا را به هيچ وجه نبايد پذيرفت . اختيارات و حقوقي را كه خداوند به هركدام از مرد و زن داده است ، نبايد با پذيرفتن شرط از دست داد . با خود نگوييد : " فعلاً مي پذيرم اما بعداً عمل نمي كنيم. " زيرا پذيرفتن شرط تعهد مي آورد . "المومنون عند شروطهم" مؤمنان بايد به شرط هايشان عمل كنند .
اختيارات و حقوق مرد و زن به دو گونه است : "مسلم و واجب" و "غير واجب" . درباره ي غير واجب ها مي شود گذشت كرد و با شرط از آنها صرفنظر نمود. اما حقوق و اختيارات مسلم و واجب را نبايد به كسي واگذار كرد. خداوند از روي حكمت و مصلحت آنها را واجب كرده است و از دست دادن آنها خلاف حكمت و مصلحت است و به زندگي لطمه مي زند و زندگي را از مسير طبيعي خود منحرف مي كند .
8- معيار هاي اصلي انتخاب
1- دينداري
2- با شناختي كه از او دارد ( اخلاق و روحيات و خانواده او ) تصور مي كند طرف چفت اوست و چفتي به معناي يكساني نيست ؛ بلكه بدين معناست كه مي توانند با هم سازگار باشند .
3- عاقل و فهيم بودن
4- بلوغ فكري ( طرف مرد زندگي و يا زن زندگي است )
9- نقش اختلافات دختر و پسر در ازدواج .
چاقي و لاغري . زشتي و زيبايي . بلندي و كوتاهي . سياهي و سفيدي . تحصيلات بالا و پايين ...
اختلافاتي از اين دست چقدر در خوشبختي و يا بدبختي دو زوج اثرگذار است ؟
آنچه در فرآیند مشاوره ازدواج در این مرحله مورد توجه است، رعایت اصل تناسب و اصل اولویت بندی است. بر اساس اصل تناسب گفته میشود هر اندازه افراد از لحاظ شرایط مادی ، فرهنگی و شخصتی ، تحصیلی متناسب با یکدیگر باشند ازدواج موفقتری خواهند داشت. به همان اندازه که ازدواج یک فرد از طبقه اقتصادی بسیار بالا با فردی از طبقه اقتصادی پایین ؛ عدم هماهنگی و در نتیجه احتمال عدم موفقیت را به همراه خواهد داشت .
مهمترين مسئله ؛ عقل و ايمان و بلوغ فكري است .
- خود را باور كنيد و با اعتماد به نفس عالي ، بر اساس حرفهاي مردم و كساني كه هيچ دركي از معنا و مفهوم زندگي ندارند تصميم نگيريد
خودتان باشيد ؛ تنها عقل و دين چراغ راه زندگي تان باشد . با آگاهي تصميم بگيريد ؛ محور زندگي تان را خدا قرار دهيد ؛ نه خواسته هاي پايان ناپذير و غير منطقي برخي مردم .
قصه ملا نصير الدين را بياد داريد : داشت با پسرش با الاغي پياده مي رفتند ؛ اعتراض مردم بلند شد كه چقدر نادانند ؛ چرا پياده .
پدر سوار الاغ شد ؛ گفتند : عجب پدري . دريغ از يك جو رحم . بيچاره بچه .
پسر سوار الاغ شد ؛ گفتند : عجب ادبي . دريغ از يك جو ادب . پدر پير پياده و پسر سواره .
هر دو سوار شدند ؛ گفتند : بيچاره الاغ . زبان بسته چه رنجي مي كشد . چرا هر دو .
* بر اساس آمار منتشر شده در سال هاي اخيردرصد دانشجويان دختر در دانشگاه بيشتر از پسران است . در سال هاي آينده دختران بايد خودشان را آماده كنند كه با پسراني كه از نظر تحصيلات پايين ترند ازدواج كنند ؛ و الا تو خانه خواهند ماند .
و گرچه اين مسائل صد در صد باعث موفقيت و عدم موفقيت يك ازدواج به شمار نمي آبد اما چند گزينه است ممكن است اين ويژگي ها را با اهميت جلوه دهند :
الف - خانواده : براي اين دو بلندي يا كوتاهي قد و يا زشتي يا زيبايي مهم نباشد اما دخالت خانواده در اين زمينه سبب تيره گي روابط بشود .
ب- ثبات عقيده پسر يا دختر : پسري كه امروز مي گويد : برايم زيبايي مهم نيست و من دلبستة اخلاق و رفتار پسنديده او هستم و يا دختري كه امروز مدعي است كه كوتاه قدي همسرم اصلاً برايم مهم نيست ؛ آيا 5 سال آينده هم به اين ادعا پايبند خواهد بود ؟ اينكه چگونه ثبات قدم او را بشناسيم بايد به گذشته او نگاه كنيم .
ج- درك و فهم بالاي دو طرف : زوجي از بلوغ فكري و عقل كافي برخوردار نيست ؛ معلوم نيست كه فردا اين ويژگي ها پتكي نسازد و بر سر همسرش بكوبد . و در هر شرايطي او را گامبو ؛ زرافه ؛ مورچه و يا زشت صدا نزند و خانه به جهنمي بدل نسازد . بله اگر مرد و زن زندگي باشند و به شخصيت طرف مقابل احترام بگزارند و خدا را در نظر بگيرند ؛ اين تفاوت ها هيچ مشكلي ايجاد نخواهد كرد .
زوج هاى موفق روش هاى حل اختلاف را مى آموزند. «جان گاتمن» روان شناس كه ۲۰ سال زندگى زوج ها را مطالعه كرده، عامل اصلى موفقيت با شكست ازدواج را توانايى، يا عدم توانايى حل اختلافات مى داند. حتى اگر همسرتان و شما كاملا با هم يكى باشيد، گاهى با نظر هم موافق نيستيد و اين مخالفت باعث ناراحتى مى شود. نبايد به اعتياد، خشونت و... رو بياوريد. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، بايد آن را حل كنيد. زوج هاى موفق با هم صحبت مى كنند، حتى اگر احساس بدى نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاكره مى كنند تا به نتيجه عادلانه برسند. آنان از يكديگر حمايت مى كنند و غر نمى زنند. آنان مى پذيرند در مواردى عشق، برتر از پيروزى است.
ما با بلندي و كوتاهي قد و يا چاقي و لاغري و يا با مدرك او كه نمي خواهيم ازدواج كنيم ؛ با عقل او مي خواهيم زندگي كنيم . با خداترسي و پارسايي او مي خواهيم زندگي كنيم .
فرداي نزديك كه دوره هيجان و احساسات سپري شد ؛ مي فهمد كه زنش و يا شوهرش پول دار است اما از زندگي هيچ درك درستي ندارد و عقل او به قدر ارزن نمي ارزد . مي فهمد زيباست ولي عقل زندگي ندارد . گرچه زيبايي هم پس از مدتي عادي مي شود .
الزاماً داشتن تحصيلات بالا ( فوق ليسانس و يا دكترا ) به معناي وجود عقل زندگي نيست . و الزاماً سواد بالا خوشبختي نمي آورد .
برويد ببينيد متأسفانه كساني كه از هم جدا مي شوند از چه طيفي اند . بالاترين آمار طلاق بر اساس شنيده ها در بين طيف فوق ليسانس ها و دكتراست . تحصيلات بالا يبب جدايي نيست ، بلكه فقدان عقل زندگي و بلوغ فكري و ندانستن آيين زندگي و همسرداري ( با وجود اين همه اطلاعات علمي كه دارند ) سبب ناكامي ها آنهاست .
* زيبا ترين چهره پس از مدتي عادي عادي مي شود . مگر هر چند وقت يك بار براي شما اتفاق نمي افتد كه زيباترين آوا ، زيباترين فيلم ، زيبا ترين تصوير پس از مدتي عادي ميشه و شما نسبت به آن بي حس مي شويد .
* سن :
- همسان بودن قطعاً بي اشكال است .
- سنّ دختر تا 2 سال بيشتر باشد اصلاً اشكالي ندارد .
- تا 6 سال تفاوت سنّي - پسر 6 سال بزرگتر باشد - ( بخاطر بلوغ زود رس دختران ) اشكالي ندارد .
- اما اگر سن دختر بيش از 2 سال باشد ؛ به دلايل ذيل احتمال دارد ازدواج با او موفقيت آميز باشد :
1- با وجود چند سال تفاوت سني طراوت و شادابي دختر شكسته نشده و همپاي همسرش مي تواند زندگي زيبايي را تجربه نمايد .
2- گرچه سنّ او بيشتر است اما دختر امتيازهايي دارد ( بلوغ فكري ؛ حسن اخلاق ؛ پاكدامني و حياء ... ) كه ارزش انتخاب را دارد . يا او را به خوبي مي شناسم و ... آري اگر گزينة ديگري بود كه هم سن او و يا پايين تر باشد - با همان امتياز ها - دختر دوم قطعاً ترجيح دارد .
- اختلاف سني اگر در حد معقول باشد قابل قبول است . اما اگر زياد باشد پذيرفتني نيست .
مهمترين اشكال اين ازدواج ( با اختلاف سني بالا ) اين است كه : مثلاً دختر 17 ساله در عوج شوخ و شنگي است ، پر انرژي و شاداب . اما خواستگار 35 ساله او شوخ و شنگي اش را از دست داده و همانند او نيست و احياناً نمي توانند هم ديگر را راضي كنند .
ما نمي توانيم از روي استثناها ؛ قانون بسازيم . آري زندگي پيامبر 25 ساله با خديجه 40 ساله از بهترين ازدواج هاي دنيا بوده است و نظيري هم براي او نيست . چه بركتي . چه علاقه اي . كانون خانواده اين دو زوج گرامي سرشار از نور و محبت و صميميت بود كه بركات اين ازدواج پس از قرن ها باقي است و بشر امروز دارد از آن بهره مي گيرد . اولياي الهي و چهره هاي هميشه ماندگار تاريخ از بركات اين خانه است . « اِنّا اَعطَيناكَ الْكوثَر فَصَلّ لِرَبّكَ و انْحَرْ اِنّ شانئَكَ هوَ الْاَبْتَر »
* اختلاف فرهنگ ها .
ازدواج ترك با فارس . شمالي با جنوبي . عرب با بلوچ . شرقي با غربي چگونه است ؟
جواب : اگر هر دو طرف عاقل و هوشيار باشند و با معيار درست ( عقل و ديانت ) تصميم به ازدواج گرفته اند بلا مانع است ؛ اما سختي هاي خاص خودش را دارد كه صبوري هر دو طرف را مي طلبد .
تفاوت هايي در آداب و رسوم : غذا پختن ( آش و پلو و فسنجون ... ) ، نوع نشستن ؛ زرنگي و ساده و بي آلايش بودن ؛ تميز و كثيف بودن ممكن است در ارتباطات براي دو طرف و يا خانواده هاي اين دو زوج درد سر ايجاد كند .
فرهنگ و آداب و رسوم هر كس براي خودش طبيعي و عادي عادي است ؛ ولي نا آشنا به اين فرهنگ ممكن است توهين تلقي بكند .
در بعضي از فرهنگ ها نشستن به صورت لميده را عادي بدانند ولي در بعضي جاها اين طرز نشستن را مؤدبانه ندانند .
ویژگیهای شخصیتی بسیار متنوع و متعدد هستند، اما برخی از آنها دخالت بیشتری در رضایت از زندگی مشترک دارند. مطمئنا فردی که بسیار به نظافت و تمیزی اهمیت قائل هست، نخواهد توانست با فردی که چندان در قید و بند این امور نیست زندگی موفقی داشته باشد.
مردم برخي از استان هاي كشورمان خيلي زرنگ اند ؛ زرنگي با چاشني شيشه خورده ؛ ولي برخي ديگر صاف و بي آلايش اند . اهل خاور مثلاً فسنجون را با شكر بخورند ولي اهل باختر آن را با نمك .
بايد آگاهانه و با لحاظ همة اين شرايط تصميم گرفت .
10- استخاره .
اولاً : خير الامور اوسطها .
افراط و تفريط و خروج از اعتدال در هر امري مذموم و غير قابل دفاع است .
مبناي تصميم هاي زندگي مان بايد بر اساس واقعيت ها باشد .
به حكم عقل و سفارش هاي مؤكد قرآن كريم و پيشوايان معصوم (ع) براي انجام هر كاري بايد انديشه كرد ؛ مشورت نمود ؛ و پرسشگر بود تا تصميم سازي بر اساس آگاهي باشد .
ثانياً : غالب اوقات در تصميم هاي زندگي ؛ با بكار گيري عقل و مشورت از اهل خبره و كسب اطلاع از منابع قابل اعتماد ؛ خير يا شر بودن كار برايم روشن مي شود . وقتي خوبي و يا بدي كاري با بكار گيري انديشه روشن شد استخاره صد در صد غلط و ناداني است .
بنا براين ؛ استخاره در موردي است كه كاملاً عقلم را بكار انداختم و از منابع اطلاعاتي مطمئن كه مي توانست به من در تصميم گيري بهتر ؛ كمك كنند استفاده نمودم ؛ اما هنور پنجا پنجاست ، هنوز ترديدم بر طرف نشده است . اينجاست كه از خداي رحمان براي رهايي از ترديد در تصميم مهم زندگي كمك مي طلبم و استخاره مي كنم .
در غير صورت خطاي بزرگ زندگي ات را مرتكب شدي . و پاسخ درستي از استخاره نخواهي ديد ؛ چون بر خلاف فرمان خداي رحمان در جايي كه جاي استخاره نبود استخاره گرفتي . و اين استخاره بي ترديد قابل اطمينان و عمل نيست .
ثالثاً : استخاره اگر بجا گرفته شود ؛ و پاسخ آن هم مثبت باشد ؛ به اين معناست كه انتخاب مناسبي است . نمره منتخب زندگي شما قابل قبول است ( نمره 14 مثلاً ) . ولي تضمين كننده خوشبختي نيست .
خوشبختي با استخاره تأمين نمي شود ؛ تو بايد با باور عالي و انديشه هاي زندگي آفرين و با شناخت و خود باوري و درك و احترام متقابل و ايمان به خدا و تصحيح رفتار غلط گذشته آينده اي بسازي كه پر از شادي ؛ طراوت ؛ خوشبختي باشد .