دختر با حيا

 

حضرت علي (ع) فرمود: روزي مرد نابينايي از دختر پيامبر؛ فاطمه زهرا (ع) اجازه ورود خواست. آن بانوي بزرگوار، خود را از وي پوشانيد، چادر به سر كرد و اجازه ورود داد.

پيامبر اكرم (ص) فرمود: دخترم چرا چادر به سر كردي؟ او كه تو را نمي بيند؟!

فاطمه(س) گفت: پدر! اگر او مرا نمي بيند، من كه او را مي بينم. علاوه بر اين، او بوي مرا استشمام مي كند!

رسول خدا (ص) فرمود، گواهي مي دهم كه تو پاره تن من هستي!

و در روايت ديگر آمده است كه:

امام علي (ع) مي فرمايد: روزي با گروهي از اصحاب خدمت رسول خدا (ص) بوديم. آن حضرت از يارانش پرسيد: صلاح و مصلحت زن در چيست؟

هيچ كس نتوانست جواب صحيحي بدهد. وقتي اصحاب پراكنده شدند، من به خانه رفتم و موضوع سؤال رسول اكرم(ص) را به فاطمه (ع) گفتم. فرمود: « من جوابش را مي دانم. صلاح زن در اين است كه مردان بيگانه را نبيند، مردان بيگانه هم او را نبينند »!

هنگامي كه خدمت پيامبر(ص)  رسيدم، عرض كردم: فاطمه (ع) در پاسخ سؤال چنين گفت. پيغمبر اكرم(ص)  از سخن او تعجب كرد و فرمود: « فاطمه، پاره تن من است »!.      

منبع: دنياي دختران ؛ نويسنده: محمدعلي كريمي نيا   ؛ ناشر: قم – انتشارات پيام مهدي(عج)