روان شناسي روابط دختر و پسر در قرآن

 

              عشقهايى كز پى رنگى بود    عشق نبود عاقبت ننگى بود

 

            زانكه عشق مردگان پاينده نيست   ز انكه مرده سوى ما آينده نيست‏

 

 

در روايات واژه عشق به دو گونه مطرح شده است.

 

1- نكوهش از عشق هاي مبتذل :

چنانچه امام صادق (ع) در پاسخ به سؤالي درباره عشق فرمود: قلوب خلت عن ذكر الله فاذاقها الله حب غيره؛ دل هايي كه از ياد خدا خالي گردد خدا محبت غيرخود را به آن ها مي چشاند  (ميزان الحكمه، ج8، ص 3788)

2- تجليل از عشق هاي متعالي :

*فرمود : برترين بندگان خدا كسي است كه به عبادت حق تعالي عشق بورزد و در عشق ورزي عبادت را در آغوش بگيرد و خود را به آغوش عبادت بسپارد.

9و فرمود : هر كه عاشق شود پس آن را پنهان دارد و عفت بورزد و بميرد شهيد مرده است (ميزان الحكمه، ج 8، ص 3788)

عشق الهي ؛ رام كننده است . عشق مادي ؛ انسان را وحشي مي كند .

عشق الهي ؛ صبر آور است . عشق مادي صبر شكن است .

عشق الهي ؛ شادي آور است . عشق مادي ؛ غم افزاست .

عاشق خدا ؛ با فراق و ياد او لذت مي برد . عاشق غير خدا فقط با وصال دلخوش است و فراق برايش رنج زاست .

* 3-  روابط دختر و پسر از نگاه قرآن كريم :

 

سه ديدگاه در اين مسئله وجود دارد :

1-  ارتباط مطلقا ممنوع است .  2-  هيچ حدي براي ارتباط زن و مرد وجود ندارد ؛ آزادي مطلق .  3-  ارتباط مجاز ارتباطي است ؛

زن و مرد همديگر را انسان ببينند . اگر زن ؛ مرد را انسان ببيند نه جنس مخالف . و نيز پسر ؛ دختر را در يك رابطة ضروري انسان ببيند نه جنس مخالف ؛ از نگاه قرآن ممنوع نيست .

اليته كار آساني نيست . به صرف ادعا شدني نيست . زماني اين نوع رفتار انساني و الهي امكان پذير است كه شخص سرمايه هاي معنوي موسي را داشته باشد و از عشق الهي و باورهاي خدايي يوسف بهره اي برده باشد . پسر و يا دختري كه رابطه اش با خدا ضعيف است ؛ نماز را تجربه نمي كند او اگر ادعا كند رابطه ام با جنس مخالف انساني است نه جنسي ؛ نبايد باور كرد . 

۹۰در صد رابطه هاي تصويري در سينما و تلويزيون رابطه جنسي است نه یک رابطه کاملا انساني  .

 

عزيز دلم : تشخيص اين كه رابطه ات با جنس مخالف یک رابطه انساني است و يا غير انساني ؛ بسيار روشن است . نبايد خويشتن را فريفت .

·        در قرآن عزيز ما ؛ در چند مورد به صراحت اين مسئله شده است :

 

*  1-  داستان موسي (ع) و دختران حضرت شعيب  :

 

داستان مربوط به زمانی است که حضرت موسی از شهر مصر با حال ترس و نگرانی از دشمن به جانب مدين بيرون رفت .

چون به سر چاه آبی در حوالی شهر مدين رسيد ، آنجا جماعتی ديد که گوسفندانشان را سيراب می کردند . و دو زن را يافت که دور از مردان در کناری به جمع آوری گوسفندانشان مشغول بودند . موسی به جانب آن دو رفت و گفت شما اينجا چه کار می کنيد ؟ گفتند که منتظريم تا مردان ، گوسفندانشان را سيراب کرده ، باز گردند ، آنگاه گوسفندان خود را سيراب کنيم و پدر ما ،  مردی سالخورده است .

موسی گوسفندانشان را سيراب کرد و سپس رو به سايه آورد و دست

به دعا برداشت . و حضرت موسی هنوز از دعا  لب فرو نبسته بود ، كه ديد يکی از آن دو دختر با کمال وقار و حياء باز آمده گفت پدرم از تو دعوت می کند تا به منزل ما آيی و در عوض سقايت گوسفندان ما ، به تو پاداش دهد. چون موسی نزد پدر دختران ( شعيب ) رسيد و سرگذشت خود را با شعيب حکايت کرد ، شعيب گفت اينک هيج نترس که از شر قوم ستمکار نجات يافتی . در اين هنگام ؛ يکی از آن دو دختر ( صفورا ) گفت : ای پدر اين مرد را براي كار خود اجير کن که وي بهترين کسی است که مي توان براي انجام كار  به خدمت برگزيد ، چرا كه او هم امين است و هم توانا .

شعيب خطاب به حضرت موسي (ع) كرد و گفت : من اراده كرده ام که يکی از دو دخترم را به نکاح تو در آورم  ...

 

 

*  درسهايی از الگوی قرآنی در ارتباط دختر و پسر :

 

* امروزه آنچه در سطح جامعه ما به عنوان مشکل اساسی در سطح خانواده و محيطهای آموزشی مشاهده مي شود ؛ وجود روابط پنهانی بين دختران و پسران است . در برقراري روابط پنهاني می بايد به نقش اولين ارتباط دختر و پسر كه گاهي به استمرار روابط پنهانی منجر مي شود توجه كرد .

راه كار : اين است كه دختران در اولين برخورد تأثير گذار؛ آن را در فضاي خانوادگي شان مطرح كنند تا افراد مجرب و والدين سرد و گرم چشيده ، راهنمايي هاي لازم را در اختيار نسل جوان قرار دهند . چنان چه اگر دختر و پسر مشكلات و حوادث جديد و برخورد هاي قابل توجه روزانه خود را با افراد مجرب در فضاي خانواده مطرح كنند و والدين نيز بتوانند نقش مفيد و سازنده اي را ايفاء كنند ؛ جلوي روابط پنهاني و ناسالمي كه محتمل است متعاقب برخورد اول شكل گيرد ، گرفته مي شود .

در اين الگوي قرآني ؛ دختران حضرت شعيب (ع) آنچه را كه رخ داده بود در خانواده با پدر مطرح كردند و پدر حكيمانه نسبت به آن عكس العمل نشان داد . نه تنها آنان را از يك ارتباط انساني و ضروري سرزنش نكرد ، بلكه يكي از دخترانش را به دنبال آن فرد صالح فرستاد ؛ تا پيام پدرش را به او برساند

سورة قصص/23-27

/24      ترجمه : پس (موسى گوسفندانشان را) براى آنان آب داد، سپس رو به سوى سايه آورد و گفت: پروردگارا! همانا من به هر خيرى كه برايم بفرستى نيازمندم. 

    پيام ها :    

*- حريم ميان زن و مرد يك ارزش است كه دختران شعيب آن را مراعات مى‏كردند. «و وجَدَ من دونهم امرأتين»

*- دختران پيامبر خدا چوپانى مى‏كنند، ولى هرگز تن به ذلّت وگدايى نمى‏دهند. «امرأتين تذودان»

*- گفتگوى مرد با زن در صورت لزوم مانعى ندارد. «ما خَطبُكما»

*- سعى كنيم در حرف زدن با نامحرم، خلاصه سخن بگوييم. «ما خَطبُكما»

*- كار زن در خارج از منزل اشكالى ندارد، به شرط آنكه:

الف: زن در محيط كار، تنها نباشد. «امرأتين»

ب: با مردان اختلاطى نداشته باشد. «من دونهم - لانسقى حتّى يصدر الرّعاء»

ج: مردى كه توان كار داشته باشد، در خانواده نباشد. «أبونا شيخ كبير»

*- در كمك به ديگران، شرطى قرار ندهيم و سريع اقدام كنيم. «فسقى‏ لهما» حضرت موسى همين كه دليل منطقى آن دو زن را شنيد، بدون هيچ گونه پرسش و درخواستى، بى‏درنگ به رفع خواسته آنان پرداخت.

 *- خدمت به مردم را خالصانه انجام دهيم و حل مشكلات خود را از خداوند بخواهيم. «فسقى‏ لهما - ربّ انّى» (موسى گوسفندان آن دو دختر را سيراب كرد، ولى براى رفع گرسنگى خود به جاى استمداد از آنان، از خدا كمك طلبيد.)

•. /25       

ترجمه : پس (چيزى نگذشت كه) يكى از آن دو (زن) در حالى كه با حيا وعفّت راه مى‏رفت به نزد او آمد و گفت: همانا پدرم از شما دعوت مى‏كند تا مزد اينكه براى ما آب دادى به تو بپردازد. پس همين‏كه‏موسى به نزد آن پدر پير (حضرت شعيب) آمد و سرگذشت خود را براى او بازگو كرد، ا و گفت: نترس، تو از (دست) گروه ستمگران نجات يافتى. 

    پيام ها :    

*- رفت وآمد زن در بيرون خانه بايد براساس حيا و عفّت باشد. «تمشى على استحياء» (حيا، از برجسته‏ترين كمالات زن در قرآن مى‏باشد).

*- در دعوت، مرد از مرد و زن از زن دعوت كند. «اِنّ أبى يَدعوك»

*- پدر، بايد از رفتار فرزندان خود آگاه باشد و در مقابل حركات آنان عكس‏العمل مناسب نشان دهد. «اِنّ أبى يدعوك»