مكتب علوي عليه السلام و رسالت اسلام     قسمت سوم

( نامه استاد محمد رضا حكيمي به فيدل كاسترو )

امام علي (ع)


اينك چند نمونه از  سخنان و تعاليم و رفتار امام علی، در برابر انسانيت و عدالت و تاريخ.
امام علی: هر كس به قدرت رسيد نبايد نور چشمان و نزديكان خود را در كنار خود جمع كند، تا آنها به حقوق مردم دست درازی نكنند، و فرصتی برای سوء‌استفاده نيابند.
امام علی: خداوند بر حاكم اسلامی واجب كرده است، كه زندگی او و خانواده‌اش با پايين‌ترين فرد جامعه هم‌سطح باشد.
امام علی: مبادا گمان كنيد، جامعه بدون اجرای عدالت اصلاح می‌شود! ای كارگزاران حكومت اسلامی، پست و مقام، امانت است و در دست شما برای انجام وظيفه، نه دكه‌ای برای چپاول اموال عمومی.
امام علی: نظارت بر بازارها و نرخها لازم است و ناظرانی كه خيانت كنند بايد به سختترين كيفرها برسند.
امام علی: اگر حسن و حسين (دو فرزندش كه نواده پيغمبر نيز بودند)، خطايی كنند، كمترين گذشتی در حقشان نخواهم كرد.
امام علی: من قدرتمندان را خوار و ناتوان می‌كنم، تا حق ضعيفان را از حلقوم آنان بيرون كشم، و ضعيفان جامعه را چنان قدرت می‌دهم كه بتوانند به همه حقوقشان برسند.
امام علی: عالمان و آگاهان جامعه، در برابر محروميت محرومان بی‌پناه، و قدرت مالی و نفوذ ثروتمندان (ديكتاتوری مال)، در نزد خدا مسئولند.        : شبها برويد، و نياز مردم نيازمند را – حتی آنان كه در خوابند – برآورده سازيد.
امام علی: اگر حكومت، اسلامی باشد به احدی ظلم نمی‌شود، حتی غيرمسلمانان، و زندگی هيچ كس با محروميت و كمبود نمی‌گذرد، حتی غيرمسلمانان.
امام علی: روزی جمعی از شخصيتهای مسلمان نزد علی آمدند، و خدمات خود را به اسلام ذكر كردند، و امتيازهايی خواستند. علی (ع) فرمود: اين مال – كه در بيت‌المال نزد دولت است – مال خداست، و شما همه بندگان خداييد. و من در كتاب خدا (قرآن) نظر كردم و نديدم كه كسی را بر كسی امتياز داده باشد.
امام علی: اشخاص سازشكار، اشخاصی فسادپذير (و ضعيف‌النفس و دنيادوست)، و اشخاصی كه بخواهند به خود و نزديكانشان چيزی برسد، هيچ نمی‌توانند حكومت دينی تشكيل دهند، و جامعه را مطابق رضای خدا اداره كنند.
امام علی: (امام بزرگ، تا آن حد، درباره اموال عمومی احتياط می‌كرد كه به كارگزاران حكومت خويش می‌نوشت):
قلمهای خود را ريزتر كنيد! خطها را نزديك به هم بنويسيد! حرف زيادی ننويسيد! سعی كنيد فقط مقصود را، در سطرهايی نزديك به هم بنويسيد ! كه به اموال عمومی، به هيچ عذری، نمی‌توان زيان رسانيد.
امام علی: برای قضاوت، بهترين و بافضيلت‌ترين قاضيان را انتخاب كنيد، كه نه رشوه می‌گيرند، و نه هيچ رأيی بر آنان تحميل می‌شود.
امام علی: بدترين توشه‌ای كه انسان برای آخرت خود بفرستد، ظلم و تجاوز به حقوق مردم است.
امام علی: (امام خود هميشه مانند يك كارگر پركار، كار می‌كرد، و از زحمت خود و با دست خود نخلستانهايی پديد آورده بود. هنگامی‌‌كه درآمد اين نخلستانها را می‌آوردند – و گاه مبلغ فراوانی هم می‌شد – همه را به مستمندان و نيازداران می‌داد. و يكبار كه چنين كرد، بلند شد و به سوی بازار رفت و شمشير خود را برای فروش عرضه كرد، و گفت): اگر شام امشب را می‌داشتيم، شمشيرم را نمی‌فروختم. و در آخر هم همه نخلستانهايی را كه پديد آورده بود وقف كرد. و «اوقاف علی» معروف بود.
امام علی: (يكی از شخصيتهای بسيار برجسته و مشهور بصره را به نام ابوالاسود دئلی به قضاوت بصيره گماشت، سپس اندكی نگذشته بود كه او را – با وجود نداشتن نيروی انسانی كافی – از قضاوت عزل كرد. قاضی معزول پرسيد: چرا مرا عزل كردی، با اينكه نه جنايتی كرده‌ام، نه خيانتی؟! گفت: (درست است)، ليكن يك روز ديدم به هنگام سخن‌گفتن با مراجعه‌كننده به دادگاه، صدايت را كمی از او بلندتر كرده‌ای!
و آيا انسانيت تاكنون چنين مرزبانی برای ارزشهای خود ديده است، كه اجازه ندهد، قاضی سالخورده متشخصی، صدايش به هنگام گفتگو، با يك مجرم، از او بلندتر كند؟ هيهات! آيا تمدن روم و يونان چنين اخلاق قضاوتی داشته‌اند، يا در اروپای بعد از رنسانس چنين چيزی ديده شده است، آمريكا كه هيچ ...
امام علی«ع» در دستوری كه برای اداره مصر می‌نويسد (عهدنامه مالك اشتر) می‌نويسد، ۳۰ بار درباره حقوق و كرامت انسان سخن می‌گويد و سفارش می‌كند، اصلاً می‌توان گفت، كتاب «نهج‌البلاغه» او كتاب انسان است.
يكی از عالمان پردانش اسلامی، يعنی علامه جعفری – كه دوست من نيز بود، و ۴ سال پيش درگذشت – در رساله‌ای از مزايای اسلام سخن گفته است، بعضی نكات آن را برای ملاحظه شما می‌آورم. اين قسمت درباره حقوق اسلامی حيوانات است:
۱- هر جانداری كه در اختيار كسی قرار گيرد، بايد همه وسائل زندگی آن جاندار را تهيه و تأمين كند.
۲- اگر صاحب جاندار درباره مطلب يارش كوتاهی كرد، بايد حاكم اسلامی او را به اين كار وادارد، و اگر نشد بايد خود حاكم زندگی حيوان را تأمين كند.
۳- اگر جاندار، بچه شيرخوار داشته باشد، بايد به اندازه كفايت تغذيه بچه، شير در پستان مادر بماند، از اينرو شير فقط به اندازه غذای بچه بود دوشيدن مادر حرام است. ۴- كسی كه شير می‌‌دوشد، بايد ناخنهايش را بگيرد تا حيوان اذيت نشود.  ۵- دشنام‌دادن به حيوان و زدن و لعنت‌كردن آنها حرام است.  ۶- شكار حيوانات برای تفريح و بدون احتياج حرام است.  ۷- شكار جوجه پرندگان در آشيانه حرام است.  ۸- بايد كسی كه متصدی كار حيوانات می‌شود، آدمی خشن نباشد، تا ظلمی و اجحافی بر حيوان نرود.  ۹- بر حيوان سواری بايد آنقدر سوار نشد كه حيوان خسته گردد.  ۱۰- با حيوانی كه نقصی دارد و نمی‌تواند خوب راه رود بايد با كمال مدارا رفتار شود ... تا ماده ۳۰.
آنچه را بعنوان نمونه برای شما – از قرآن و پيامبر اكرم و امام علی – نقل كردم، برای شناختی اجمالی بسنده است، ليكن حق اسلام و سرمايه گرانقدری را كه اسلام برای بشريت بر جای گذاشته است درست شناخته نيست ....   به گفته خود شما: «روزی خواهد رسيد كه تاريخ بطور عينی نوشته شود، تاريخ ساخته خواهد شد، مردم، توده‌‌ها، تاريخ را می‌سازند ...»
و روزی كه تاريخ ساخته شد، و به همه چيز با چشم انصاف نگريسته گشت، معلوم خواهد شد كه در قلمرو طلوع خورشيد، از آغاز تمدن تاريخ و تمدن تاكنون، چنين هاديان و مربيان و پشتيبانانی برای بشر و حفظ حقوق بشر و پاسداری از كرامت انسان كمتر به هم رسيده است.
سخن از حقوق بشر به ميان آمد، آقای فيدل كاسترو! آيا اين حقوق بشر، حقوق بشر است، يا دستاويز قدرتهای شيطانی با حق «وتو»؟
آيا با همه عرض و طول تمدن معاصر، انسان امروز از هر روز بيچاره‌تر نيست؟ آيا تفاوت طبقاتی و فقر معيشتی امروز در جهان بيداد نمی‌كند؟ آيا در كشورهايی بهترين غذاها – بعنوان غذای زيادی – دور ريخته نمی‌شود، در حالی كه فرزند انسان در جای جای كره زمين از نداشتن قوت لايموت جان می‌دهند؟ آيا بيمارستانهای مجهز به بهترين تجهيزات در يكسوی جهان، و انسانها و اطفال بی‌دوا و درمان در سويی ديگر، برای انسانيت معنايی و آبرويی گذاشته است؟ آيا اين كاخ‌نشينان مدعی، حياتی انسانی دارند يا حيوانی؟
آيا انسانی كه در فكر انسان ديگر نيست و از غم او و گرسنگی او و درد معنوی و بيماری او رنج نمی‌برد، انسان است؟
آيا دانشمندان علوم نظامی و اسلحه‌سازی به بشريت جنايت نكردند، كه اين سلاحی مدرن را برای اين آدمخواران پوشت‌زده ساختند؟
آيا چه چيز در برابر اين كار گرفتند، كه ارزش اين جنايت كبير را داشت؟ جناب آقای كاسترو! آيا اين سازمان ملل، سازمان ملل است يا سازمانی دارای انواع سيستمها و تن ‌زدنها از بار تكليف و زبونی در برابر جباران.
آيا مردم فلسطين، بوسنی و هرزگوين، افغانستان و ... بشر نبودند و نيستند و حقوق بشری ندارند؟ و قبلاً مردم كوبا و مردم ژاپن و ...
آيا هر روز كه خورشيد بر كاخ سازمان ملل می‌تابد، با چشم تمسخر – كه حاكی از تمسخر انسانيت است به دست اين كاخ – به آن نمی‌نگرد؟ آيا دولتمردان آمريكا بويی از انسانيت برده‌اند؟ مگر اين ظلم بی‌پايان و برون‌ از اندازه آنان نيست، كه مظلومانی را به عكس‌العملی اندك وامی‌دارد (كه آنهم نبايد باشد). آنگاه همان را بهانه می‌كنند، و در هر جای زمين كه دستشان برسد، بدتر از هر حيوان خونخوار وحشی، خون انسانها را می‌ريزند؟ جناب آقای كاسترو! اگر با شما درد دل و گله‌گذاری نكنيم، با چه كسی درددل كنيم؟
ملت ما كه در اين عصر اخير توانست سلطنتی بسيار قدرتمند را ساقط و نابود كند، و ارتشی مجهز را در برابر خود خاضع سازد، و مستشاران فاسد و مفسده‌انگيز و سراسر سوء‌نيت آمريكايی را – با آن شمار بسيار – از كشور ايران بيرون اندازد، و لانه جاسوسی را (كه نام مستعار سفارت بر خود داشت)، باز پس گيرد، و دو تن از رجال آمريكا را – كه قصد سفر به ايران را داشتند – در ميان هوا و زمين توقيف كند . نگذارد پا به ايران گذارد (و مجبوراً در تركيه فرود آيند)، و همچنين هشت سال جنگ نابرابر تحميلی را تحمل كند، و همه تحريمها را از سر بگذراند، همه از اين بود، كه دوباره روحی از «قرآن» در كالبد او دميده شد، و خونی از «عاشورا»، در رگهای او به جوش آمد. و اگر هر سال در مجالس می‌نشست و بر حسين و ياران و خاندان اسيرشده او – به دست اشقيا – گريه می‌كرد، در عاشورای انقلاب، در معابر و ميدانها بپا خاست، و خون حسين را بر رواق بلند زمان پاشيد، و زندگی ظلم‌پذير را زندگی ظلم‌ستيز كرد.
البته ما هنوز موفق نشده‌ايم، احكام سياسی، اقتصادی، قضائی و اجتماعی و انسانی اسلام را در اين مملكت عملی كنيم، عوامل فراوان و ايادی طرار نفوذی و مهاجمات گوناگون دشمن، و عده‌ای سست عنصر و دنياطلب در داخل – حتی داخل نظام – مانع اسلامی‌شدن راستين كشور شده‌اند ، اما به تعبير شما، «بايد به اصطلاحات دردناك و اجتناب‌ناپذير» دست زد، و اميد است كه مقامات بالای كشور گوش‌شان را برای شنيدن حقايق و چشمشان را برای ديدن واقعيات – با هر وسيله‌ای كه ممكن است – بگشايند – تا اسلام را عملی كنند – همه اسلام را – و ملت را نجات دهند ما همه ملت را، و دست تطاثر و سرمايه‌داری و ارتجاع و كم‌عقلی را از دامان انقلابی خورشيد‌سان كوتاه سازند. و به گفته شما: «در شرايط حاضر، فوق‌العاده شخصی صحبت كنند، با عينيت فوق‌العاده، صراحت، صداقت و درستی، و مخفی‌نكردن هيچ چيز ...»
من سخنانم را، بنام «سخنان اسلام» - در لحظاتی تاريخی – با يكی از مردان بزرگ تاريخ معاصر در ميان گذاشتم، مدارك همه آنها موجود است، و مقداری عمده در كتاب «الحياة» ذكر شده است. در نامه نياوردم – نه مدارك را و نه متن عربی آيات و احاديث را – تا نوشته بسی بطول نينجامد. اميدوارم آن‌جناب در فرصتهايی اين نامه ويژه را از نظر بگذرانند.
من از درگاه خداوند متعالی می‌خواهم كه عدالت را بر جهان بگستراند، و زمينه‌های رشد انسان و انسانيت را فراهم سازد، و ملتها – بويژه ملت نجيب و مقاوم كوبا – را از سلامتی، آزادی، عدالت، رشد و سعادت برخوردار سازد. و سايه آن مرد حركت و تأثير را، و حماسه و اقدام را، بر سر ملت خويش مستدام بدارد، و بازوی شما و يارانتان را در برابر آمريكا هر چه پرتوان‌تر سازد، و قلبتان به مقاومت نگاه دارد، و همه مستضعفان جهان را نجات بخشد. و رنج وجدان بشری را از اينهمه تفاوت و ظلم، با سرنگون‌سازی ظالمان و مستكبران، زايل گرداند.
والسلام ، با احترام بسيار ، محمدرضا حكيمی

گروه معارف اسلامي واحد بافت