نقش اختلافات دختر و پسر در ازدواج .
نقش اختلافات دختر و پسر در ازدواج .
چاقي و لاغري . زشتي و زيبايي . بلندي و كوتاهي . سياهي و سفيدي . تحصيلات بالا و پايين ...
اختلافاتي از اين دست چقدر در خوشبختي و يا بدبختي دو زوج اثرگذار است ؟
آنچه در فرآیند مشاوره ازدواج در این مرحله مورد توجه است، رعایت اصل تناسب و اصل اولویت بندی است. بر اساس اصل تناسب گفته میشود هر اندازه افراد از لحاظ شرایط مادی ، فرهنگی و شخصتی ، تحصیلی متناسب با یکدیگر باشند ازدواج موفقتری خواهند داشت. به همان اندازه که ازدواج یک فرد از طبقه اقتصادی بسیار بالا با فردی از طبقه اقتصادی پایین ؛ عدم هماهنگی و در نتیجه احتمال عدم موفقیت را به همراه خواهد داشت .
مهمترين مسئله ؛ عقل و ايمان و بلوغ فكري است .
• خود را باور كنيد و با اعتماد به نفس عالي ، بر اساس حرفهاي مردم و كساني كه هيچ دركي از معنا و مفهوم زندگي ندارند تصميم نگيريد
خودتان باشيد ؛ تنها عقل و دين چراغ راه زندگي تان باشد . با آگاهي تصميم بگيريد ؛ محور زندگي تان را خدا قرار دهيد ؛ نه خواسته هاي پايان ناپذير و غير منطقي برخي مردم .
قصه ملا نصير الدين را بياد داريد : داشت با پسرش با الاغي پياده مي رفتند ؛ اعتراض مردم بلند شد كه چقدر نادانند ؛ چرا پياده .
پدر سوار الاغ شد ؛ گفتند : عجب پدري . دريغ از يك جو رحم . بيچاره بچه .
پسر سوار الاغ شد ؛ گفتند : عجب ادبي . دريغ از يك جو ادب . پدر پير پياده و پسر سواره .
هر دو سوار شدند ؛ گفتند : بيچاره الاغ . زبان بسته چه رنجي مي كشد . چرا هر دو .
* بر اساس آمار منتشر شده در سال هاي اخيردرصد دانشجويان دختر در دانشگاه بيشتر از پسران است . در سال هاي آينده دختران بايد خودشان را آماده كنند كه با پسراني كه از نظر تحصيلات پايين ترند ازدواج كنند ؛ و الا تو خانه خواهند ماند .
و گرچه اين مسائل صد در صد باعث موفقيت و عدم موفقيت يك ازدواج به شمار نمي آبد اما چند گزينه است ممكن است اين ويژگي ها را با اهميت جلوه دهند :
الف - خانواده : براي اين دو بلندي يا كوتاهي قد و يا زشتي يا زيبايي مهم نباشد اما دخالت خانواده در اين زمينه سبب تيره گي روابط بشود .
ب- ثبات عقيده پسر يا دختر : پسري كه امروز مي گويد : برايم زيبايي مهم نيست و من دلبستة اخلاق و رفتار پسنديده او هستم و يا دختري كه امروز مدعي است كه كوتاه قدي همسرم اصلاً برايم مهم نيست ؛ آيا 5 سال آينده هم به اين ادعا پايبند خواهد بود ؟ اينكه چگونه ثبات قدم او را بشناسيم بايد به گذشته او نگاه كنيم .
ج- درك و فهم بالاي دو طرف : زوجي از بلوغ فكري و عقل كافي برخوردار نيست ؛ معلوم نيست كه فردا اين ويژگي ها پتكي نسازد و بر سر همسرش بكوبد . و در هر شرايطي او را گامبو ؛ زرافه ؛ مورچه و يا زشت صدا نزند و خانه به جهنمي بدل نسازد . بله اگر مرد و زن زندگي باشند و به شخصيت طرف مقابل احترام بگزارند و خدا را در نظر بگيرند ؛ اين تفاوت ها هيچ مشكلي ايجاد نخواهد كرد .
زوج هاى موفق روش هاى حل اختلاف را مى آموزند. «جان گاتمن» روان شناس كه ۲۰ سال زندگى زوج ها را مطالعه كرده، عامل اصلى موفقيت با شكست ازدواج را توانايى، يا عدم توانايى حل اختلافات مى داند. حتى اگر همسرتان و شما كاملا با هم يكى باشيد، گاهى با نظر هم موافق نيستيد و اين مخالفت باعث ناراحتى مى شود. نبايد به اعتياد، خشونت و... رو بياوريد. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، بايد آن را حل كنيد. زوج هاى موفق با هم صحبت مى كنند، حتى اگر احساس بدى نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاكره مى كنند تا به نتيجه عادلانه برسند. آنان از يكديگر حمايت مى كنند و غر نمى زنند. آنان مى پذيرند در مواردى عشق، برتر از پيروزى است.
ما با بلندي و كوتاهي قد و يا چاقي و لاغري و يا با مدرك او كه نمي خواهيم ازدواج كنيم ؛ با عقل او مي خواهيم زندگي كنيم . با خداترسي و پارسايي او مي خواهيم زندگي كنيم .
فرداي نزديك كه دوره هيجان و احساسات سپري شد ؛ مي فهمد كه زنش و يا شوهرش پول دار است اما از زندگي هيچ درك درستي ندارد و عقل او به قدر ارزن نمي ارزد . مي فهمد زيباست ولي عقل زندگي ندارد . گرچه زيبايي هم پس از مدتي عادي مي شود .
الزاماً داشتن تحصيلات بالا ( فوق ليسانس و يا دكترا ) به معناي وجود عقل زندگي نيست . و الزاماً سواد بالا خوشبختي نمي آورد .
برويد ببينيد متأسفانه كساني كه از هم جدا مي شوند از چه طيفي اند . بالاترين آمار طلاق بر اساس شنيده ها در بين طيف فوق ليسانس ها و دكتراست . تحصيلات بالا يبب جدايي نيست ، بلكه فقدان عقل زندگي و بلوغ فكري و ندانستن آيين زندگي و همسرداري ( با وجود اين همه اطلاعات علمي كه دارند ) سبب ناكامي ها آنهاست .
* زيبا ترين چهره پس از مدتي عادي عادي مي شود . مگر هر چند وقت يك بار براي شما اتفاق نمي افتد كه زيباترين آوا ، زيباترين فيلم ، زيبا ترين تصوير پس از مدتي عادي ميشه و شما نسبت به آن بي حس مي شويد .
* سن :
- همسان بودن قطعاً بي اشكال است .
- سنّ دختر تا 2 سال بيشتر باشد اصلاً اشكالي ندارد .
- تا 6 سال تفاوت سنّي - پسر 6 سال بزرگتر باشد - ( بخاطر بلوغ زود رس دختران ) اشكالي ندارد .
- اما اگر سن دختر بيش از 2 سال باشد ؛ به دلايل ذيل احتمال دارد ازدواج با او موفقيت آميز باشد :
1- با وجود چند سال تفاوت سني طراوت و شادابي دختر شكسته نشده و همپاي همسرش مي تواند زندگي زيبايي را تجربه نمايد .
2- گرچه سنّ او بيشتر است اما دختر امتيازهايي دارد ( بلوغ فكري ؛ حسن اخلاق ؛ پاكدامني و حياء ... ) كه ارزش انتخاب را دارد . يا او را به خوبي مي شناسم و ... آري اگر گزينة ديگري بود كه هم سن او و يا پايين تر باشد - با همان امتياز ها - دختر دوم قطعاً ترجيح دارد .
• اختلاف سني اگر در حد معقول باشد قابل قبول است . اما اگر زياد باشد پذيرفتني نيست .
مهمترين اشكال اين ازدواج ( با اختلاف سني بالا ) اين است كه : مثلاً دختر 17 ساله در عوج شوخ و شنگي است ، پر انرژي و شاداب . اما خواستگار 35 ساله او شوخ و شنگي اش را از دست داده و همانند او نيست و احياناً نمي توانند هم ديگر را راضي كنند .
ما نمي توانيم از روي استثناها ؛ قانون بسازيم . آري زندگي پيامبر 25 ساله با خديجه 40 ساله از بهترين ازدواج هاي دنيا بوده است و نظيري هم براي او نيست . چه بركتي . چه علاقه اي . كانون خانواده اين دو زوج گرامي سرشار از نور و محبت و صميميت بود كه بركات اين ازدواج پس از قرن ها باقي است و بشر امروز دارد از آن بهره مي گيرد . اولياي الهي و چهره هاي هميشه ماندگار تاريخ از بركات اين خانه است . « اِنّا اَعطَيناكَ الْكوثَر فَصَلّ لِرَبّكَ و انْحَرْ اِنّ شانئَكَ هوَ الْاَبْتَر »
* اختلاف فرهنگ ها .
ازدواج ترك با فارس . شمالي با جنوبي . عرب با بلوچ . شرقي با غربي چگونه است ؟
جواب : اگر هر دو طرف عاقل و هوشيار باشند و با معيار درست ( عقل و ديانت ) تصميم به ازدواج گرفته اند بلا مانع است ؛ اما سختي هاي خاص خودش را دارد كه صبوري هر دو طرف را مي طلبد .
تفاوت هايي در آداب و رسوم : غذا پختن ( آش و پلو و فسنجون ... ) ، نوع نشستن ؛ زرنگي و ساده و بي آلايش بودن ؛ تميز و كثيف بودن ممكن است در ارتباطات براي دو طرف و يا خانواده هاي اين دو زوج درد سر ايجاد كند .
فرهنگ و آداب و رسوم هر كس براي خودش طبيعي و عادي عادي است ؛ ولي نا آشنا به اين فرهنگ ممكن است توهين تلقي بكند .
در بعضي از فرهنگ ها نشستن به صورت لميده را عادي بدانند ولي در بعضي جاها اين طرز نشستن را مؤدبانه ندانند .
ویژگیهای شخصیتی بسیار متنوع و متعدد هستند، اما برخی از آنها دخالت بیشتری در رضایت از زندگی مشترک دارند. مطمئنا فردی که بسیار به نظافت و تمیزی اهمیت قائل هست، نخواهد توانست با فردی که چندان در قید و بند این امور نیست زندگی موفقی داشته باشد.
مردم برخي از استان هاي كشورمان خيلي زرنگ اند ؛ زرنگي با چاشني شيشه خورده ؛ ولي برخي ديگر صاف و بي آلايش اند . اهل خاور مثلاً فسنجون را با شكر بخورند ولي اهل باختر آن را با نمك .
بايد آگاهانه و با لحاظ همة اين شرايط تصميم گرفت .
10- استخاره .
اولاً : خير الامور اوسطها .
افراط و تفريط و خروج از اعتدال در هر امري مذموم و غير قابل دفاع است .
مبناي تصميم هاي زندگي مان بايد بر اساس واقعيت ها باشد .
به حكم عقل و سفارش هاي مؤكد قرآن كريم و پيشوايان معصوم (ع) براي انجام هر كاري بايد انديشه كرد ؛ مشورت نمود ؛ و پرسشگر بود تا تصميم سازي بر اساس آگاهي باشد .
ثانياً : غالب اوقات در تصميم هاي زندگي ؛ با بكار گيري عقل و مشورت از اهل خبره و كسب اطلاع از منابع قابل اعتماد ؛ خير يا شر بودن كار برايم روشن مي شود . وقتي خوبي و يا بدي كاري با بكار گيري انديشه روشن شد استخاره صد در صد غلط و ناداني است .
بنا براين ؛ استخاره در موردي است كه كاملاً عقلم را بكار انداختم و از منابع اطلاعاتي مطمئن كه مي توانست به من در تصميم گيري بهتر ؛ كمك كنند استفاده نمودم ؛ اما هنور پنجا پنجاست ، هنوز ترديدم بر طرف نشده است . اينجاست كه از خداي رحمان براي رهايي از ترديد در تصميم مهم زندگي كمك مي طلبم و استخاره مي كنم .
در غير صورت خطاي بزرگ زندگي ات را مرتكب شدي . و پاسخ درستي از استخاره نخواهي ديد ؛ چون بر خلاف فرمان خداي رحمان در جايي كه جاي استخاره نبود استخاره گرفتي . و اين استخاره بي ترديد قابل اطمينان و عمل نيست .
ثالثاً : استخاره اگر بجا گرفته شود ؛ و پاسخ آن هم مثبت باشد ؛ به اين معناست كه انتخاب مناسبي است . نمره منتخب زندگي شما قابل قبول است ( نمره 14 مثلاً ) . ولي تضمين كننده خوشبختي نيست .
خوشبختي با استخاره تأمين نمي شود ؛ تو بايد با باور عالي و انديشه هاي زندگي آفرين و با شناخت و خود باوري و درك و احترام متقابل و ايمان به خدا و تصحيح رفتار غلط گذشته آينده اي بسازي كه پر از شادي ؛ طراوت ؛ خوشبختي باشد .
11- مهريه .
مهريه بايد معقول و منطقي و در شأن اين دختر خانم باشد .
در روايت مي خوانيم كه : از خوش يمني دختر است كه مهريه اش كمتر باشد .
و يا : مهرية زياد دشمني ايجاد مي كند .
انسان كجا و چند سكه طلا كجا ؟ زن كجا و چند سكه طلا كجا ؟ شما را به خدا به خاطر مهريه ( اگر دين و عقل او را پسنديديد ) خواستگاري را به هم نزنيد .
ارزش شما خانم ها خيلي بيشتر از چند سكه طلاست . چرا نگاه مان به زندگي و ارزش انساني مان بسيار غلط است ؟
بي ترديد فراواني غير منطقي مهريه ؛ سبب دوام زندگي و علت خوشبختي نيست . خوشبختي را بايد در جاي ديگر بايد جستجو كرد .
12- نامزدي .
توصيه مي شود كه در دوران نامزدي خيلي به نزديك نشويد . گرچه محرم هميد . اما بايد بين خودتان حريمي بگذاريد . حق نداريد هر شوخي كه خواستيد با همسرتان بكنيد .
همان طوري كه در دوران دوستي و براي پايداري آن ؛ اصولي از هر دو طرف رعايت شود وگرنه آسيب جدي خواهد ديد . در دوران نامزدي به ويژه بايد مرزها را رعايت كرد .
13- تحقيق .
اصلاً عجله نكنيد . مدتي ( يكماه يا دوماه ) وقت بگيريد . به ويژه اگر غريبه است بايد فراوان تحقيق كنيد . بسيار ديده شده كه طرف بدون تحقيق شايسته ازدواج كرده اما حالا فهميده كه طرف ديوانه است و يا داراي عيب بزرگي است ( الكلي است . نماز نمي خواند . حرفه اش كلا برداري است ... ) كه اگر زحمت تحقيق را برخود هموار مي ساخت گرفتار اين تصميم غلط نمي شد .
14- خانواده ها را چگونه راضي كنيم .
اولاً : بايد منطقي بود . چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد . نبايد تصميم مهم زندگي را از سر هيجان و احساس گرفت . اگر ديديم م3خالفت اينان كاملاً منطقي است . پسر اهل مشروب است . دختر نماز نمي خواند . و يا در روابطش با غريبه ها اصول اخلاقي را رعايت نمي كند . در اين صورت نبايد پافشاري كرد . اگر چشم ها را بستيم و گوش نكرديم ؛ اگر شكست خورديم جز خويشتن را نبايد سرزنش كنيم .
ثانياً : آرام آرام . ببينيد مادر يا پدر شما روي چه مسئله اي حساس اند . مخالفت ايشان براي چيست . اگر حساسيت ها را دانستيم و فهميديم كه بي مورد است . بايد در يك پروسه طولاني ( شش ماه ؛ يك سال ... ) اين مسئله را حل كنيم .
اگر مسئله حجاب دختر است ؛ اخباري از حجاب او و نجابت او ببريم .
اگر مسئله نماز است ؛ اخباري از ديانت او ، نماز خواندن او ببريم .
گاهي هم دختر يا پسر براي بابا يا مامانش نامه بنويسد . ( خيلي مؤدبانه نياز خود و ضرورت اين مسئله را براي آنها بنويسد .
و يا كسي را كه در خانواده او محترم است و به حرف او گوش مي دهند واسطه قرار بدهد . تا اين شخص با خانواده اش سخن بگويد .