ازدواج موفق


مقدمه


بسياري از ناكامي ها و شكست هاي آدمي ، محصول انتخاب هاي غير آگاهانه و غير عاقلانه اوست . كه اگر اشخاص مهارت هاي لازم را در انتخاب هاي زندگي كسب مي كردند بي ترديد تصميم هاي بهتري مي گرفتند و تصميم هاي عالي و آگاهانه است كه موفقيت ها را شكل مي دهد . و ازدواج مهمترين و مؤثرترين تصميم  زندگي است ، كه آيندة دنيا و آخرت مان را تحت تأثير قرار مي دهد .
در جامعه ما بخاطر كمبود مهارت هاي لازم در انتخاب همسر از سوي دختران و پسران و ضعف مهارت هاي همسرداري و ارتباطي با فرزندان ؛ سبب شده است كه كانون خانواده به طور جدي دچار بحران و آسيب پذير شود ؛ كه اگر صاحب نظران براي اين مسئله طرحي نو در نيندازند ، بر آمار طلاق و فرار دختران از خانه و اختلالات رفتاري و رواني نوجوانان و جوانان  ... بيش از پيش افزوده خواهد شد .
بسياري از كارشناسان مسائل خانواده بر اين باورند كه بيش از 70%  از طلاق هاي محضري و عاطفي و رفتارهاي غير منطقي دختران و پسران ، بخاطر فقدان مهارت هاي لازم ارتباطي پدران و مادران است . چون هنر همسرداري و عشق ورزيدن نمي دانند ، آرام آرام عشق ها به نفرت تبديل مي شود . و خانه اي كه بايد امن ترين مكان براي همسران و فرزندان باشد ، به فضايي از تنش و ناسازگاري بدل مي شود ؛ و آنگاه است كه بايد منتظر فاجعه بود .
از اين رو نگارنده در صدد بر آمده است كه به قدر توان و با استفاده از پيام هاي حيات بخش قرآن كريم و سخنان گهربار پيشوايان معصوم (ع) و بهره گيري از علوم روان شناختي و جامعه شناختي ، مهمترين و كاربردي ترين مسائل ازدواج را بررسي نموده و در اختيار جوانان و خانواده هاي محترم قرار دهد .

موسوي كاني سيد رضا

 

 

 

 


فصل اول  :  اهداف ازدواج

مسئله ازدواج در هر مكتبي به نگاهش در باره انسان و هدف نهايي اش بستگي دارد . آيا انسان مادي صرف است ، و با مرگش همه چيز پايان مي پذيرد و يا روح الهي در او دميده شده و توان اين را دارد كه به مقام خليفة الهي اوج بگيرد و مرگ آغاز حيات ابدي اوست .
از سوي ديگر ، عمل هنگامي داراي ارزش اخلاقي و سزاوار پاداش اخروي است كه علاوه بر حسن عمل ، انگيزة عامل ، تنها كسب رضايت خداوند باشد . پيامبر اسلام (ص) فرمود : « محققاً (ارزش) كارها به نيت هاست و فقط براي انسان آنچه نيت كرده است ( مي ماند ) »  و نيز فرمود : « نيت فرد مؤمن از عملش مهمتر است »  ازدواج هم زماني ارزش اخلاقي دارد و ابزاري است براي رسيدن به كمال مطلق  ، كه فاعل سودايي جز خشنودي خداي رحمان نداشته باشد .
برخي از روان شناسان ، نياز انسان را به چهار دسته تقسيم نمودند : جسمي ، رواني ، اجتماعي و معنوي ؛ و ازدواج موفق ، براي تأمين و ارضاي هر چهار نياز انسان پاسخي درخور مي دهد ، كه هر يك از آنها در صورت عدم ارضاي صحيح ، ممكن است مشكلات فراواني را براي فرد و جامعه به وجود آورد ؛ و نگارنده معتقد است كه امروز يكي از مهم ترين عوامل گسترش « پايين آمدن سنّ زنان خياباني ، روابط ويرانگر دختر و پسر ؛ و انحرافات جنسي همچون آزار جنسي و خود ارضايي ... مسئله بالا رفتن سنّ ازدواج است . و اگر جوانان به غلط احساس كنند كه فرصت ازدواج را از دست دادند و يا خواهند داد ، بي ترديد بايد منتظر رفتارهاي خود تخريب گر و آسيب هاي جدي رواني و اجتماعي آنان بود .
با مطالعه بر روي زنان خياباني دانسته شد كه سنّ شان از حدود 24 تا 30 سال در گذشته به 17 تا 24 سال كاهش يافته است ، و اينان در توجيه رفتار غلط جنسي شان مي گفتند : اولاً تصور مي كرديم كه شرايط ازدواج را از دست خواهيم داد يعني امكان ازدواج ، تقريباً براي ما صفر است ؛ و ثانياً شنيده بوديم كه آغاز سنّ لذّت جنسي هم ، از 17 سالگي است و اگر اين دوره بگذرد ؛ بعداً آن را نخواهيم چشيد . از اين رو به خودمان مي گفتيم كه : در اين صورت چه فرقي دارد كه دختر باشي و به سن 30 سالگي برسي و كسي به سراغت نيايد . و يا دختر نباشي و به اين سن برسي !
مشاوره در اين بخش
1ـ  بايد بحث امكان ازدواج به طور جدي مطرح شود . و براي حلّ اين معضل ، بايد از همة ابزارها بهره گرفت .
2ـ  اگر بحث امكان مهيا نشد ، بايد به نسل نوخواسته گفت : سلامت رواني و اجتماعي و معنوي تو ؛ در صورتي كه ازدواج فراهم نبود در چبست ؟ رضايت خداي رحمان كدام است ؟


بايد به دختران و پسران باوراند كه :


1ـ  به فرض هم ، فرصت ازدواج مهيا نشود ، مجاز نيستي كه مرزهاي اخلاقي را بشكني ؛ كه در آن صورت عظمت و بزرگي خودت را شكستي و رابطة عاشقانه ات را با خداي رحمان ، به عشق هاي دروغين و آلوده مبدل سازي !
2ـ  رازق فقط خداست ( رزق مادي و معنوي ) اما رزق با كوشش بدست مي آيد نه با اهمال . اهمال و عدم رعايت قانون زندگي ، سبب محروميت مي شود . ازدواج هم از اين امر مستثنا نيست . دختران و پسران بايد با رعايت اخلاق و اصول يك زندگي پويا و پاك « حيات طيب » تلاش كنند به اهداف زندگي شان برسند .
3ـ دست يابي به يك بخت و فرصت ، با ابزار حرام ، نتيجه ي نا مباركي دارد . نمي شود با ابزار حرام ، و زير پا گذاشتن اصول اخلاقي و الهي ، از لحظات زندگي لذت برد . امكان ندارد با ستم و توهين به حرمت و كرامت انسان هاي ديگر و يا آلوده ساختن ديگران ، كاميابي و شادكامي را تجربه كند . اين خلاف قانون نظام آفرينش است . از دوستان خواهش مي كنم كه به تجربه هاي گذشته و امروزشان مراجعه كنند و سرنوشت اين گونه آدم ها را ملاحظه بفرمايند ، تا به صحت گفتار فوق كه بر آمده از آيات و روايات است را يقين كنند .
4ـ اگر دختران و پسران وظيفه شناسي كنند ، بي ترديد مشمول لطف و عنايات بي كران الهي قرار خواهند گرفت .
5ـ  خواستگاري به شيوه مستقيم ، مناسب فرهنگ ما نيست ، اما اگر كسي مي خواهد انجام دهد بايد به نكات زير توجه كند  :
الف ـ  سعي نكند با زمينه سازي غير حلال و گناه به هدف برسد .
ب ـ به ويژه دختران ، مراقب باشند كه خودشان را بازيچه دست ديگران قرار ندهند . و با رعايت همه اصول شرعي و عقلي ، بدون دخالت احساسات خام و هيجانات زودگذر و مشورت با مشاورين كاردان تصميم بگيرد ؛ و يقين داشته باشند كه خداي رحمان ، رزاق مهربان و حكيم مطلقي است كه بندگان خوبش را سخت حامي است . 
ج ـ حتماً اين موضوع را به اطلاع خانواده ها برسانيد . اطلاع خانواده ها در كاهش ضريب خطر بسيار چشم گير است .


در اينجا به اختصار به مهمترين اهداف ازدواج موفق اشاره مي شود :


1ـ تأمین نیاز جنسى :  اسلام اصرار فراوانى دارد كه زن و مرد خواسته هاى همدیگر را به صورت منطقي ، با تشكيل خانواده بر آورده سازند و از هر نوع كامیابىِ جنسى در جامعه خوددارى ورزند ، از اين رو چشم چراني  و بهره وري نامشروع جنسى و خود آرایى براى بیگانه    را تحريم نموده است .
اما كشورهاى غربى كامیابى هاى جنسى را از كانون خانوادگى به محیط اجتماعى كشانده اند و به نام آزادى ، لیبرالیسم جنسى را رواج داده اند و بر اساس نظر «فروید و راسل» و امثال آنان ، آزادى بى قید و شرط و شهوترانى را پذیرفته اند و اكنون شاهد آثار هولناك و مخرّب آن مى باشند كه آمار فاجعه هاى شهوانى در روزنامه ها و رسانه ها و نوع روابط ناهنجار دختر و پسر ، و مرد و زن و ... شاهد گویاى این مطلب است .
متفكّر شهید «مطهرى» در این باره مى گوید : در مورد غریزه ى جنسى و برخى غرایز دیگر، برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعى را مى میراند و طبیعت را هرزه و بى بندوبار مى كند . در این مورد هر چه عرضه بیش تر گردد ، هوس و میل به تنوّع افزایش مى یابد ... راسل در كتاب زناشویى و اخلاق اعتراف مى كند كه عطش روحى در مسائل جنسى ، غیر از حرارت جسمى است . آن چه با ارضا تسكین مى یابد ، حرارت جسمى است نه عطش روحى . 
و «ویل دورانت» تصریح دارد : میل به تنوّع ، گر چه از همان آغاز در بشر بوده ، ولى امروزه به سبب اصالتِ فرد در زندگىِ نو و تعدّد محرّكاتِ جنسى در شهرها و تجارى شدن لذّت جنسى ، ده برابر گشته است . 
از نظر اسلام ، ازدواج ، پاسخ درست به نياز غريزه جنسي است . آدمي با ازدواج مي‌تواند اين غريزه سركش را مهار كند و خود را از درافتادن به گرداب فحشا و بي‌بند‌وباري جنسي در امان دارد. بدين صورت، جوان مؤمن با ازدواج هم غريزه خود را به طور كامل برآورده مي‌سازد و هم ايمان خود را از آسيب نگه مي‌دارد .


2ـ ارضاي نياز عاطفي :

آدمى در هر سن و مرحله اى از حیات خویش، به محبّت احتیاج دارد و علاقه مند است كه دیگران به او مهر بورزند .   و ازدواج اين نياز را بدرستي ارضا مي كند .
استاد مطهرى در این باره مى گوید : پسر و دخترى كه هیچ كدام آن ها در زمان تجرّدشان در هیچ چیزى نمى اندیشیدند مگر آنچه مستقیماً به شخص خودشان ارتباط داشت ، همین كه به هم دل بستند و كانون خانوادگى تشكیل دادند ، براى اوّلین بار خود را به سرنوشت موجودى دیگر علاقه مند مى بینند . شعاع خواسته هایشان وسیع تر مى شود و چون صاحب فرزند شدند ، به كلّى روحشان عوض مى شود   .
هر چقدر هم انسان داراي والديني مهربان ، برادران و خواهراني دلسوز و دوستاني صميمي باشد، باز هم احساس مي كند هنوز تشنه يك نفر ديگر است ، تشنه محبت ورزيدن و مورد محبت قرار گرفتن . همسر، كسي است كه وجود ما را از تك بودن و تنها بودن به يك وجود مجموعه دار و كاملتر تبديل مي كند و بواسطه همين تكميل شدن و ارضا شدن چند بعدي است كه وجود ما آرام تر و تسكين يافته تر مي شود.


3ـ آرامش و سلامت رواني :

الفت داشتن و هم‌نشيني انسان با كسي كه در مراحل دشوار زندگي ، دوش به دوش انسان گام بردارد و مايه آرامش قلبي و زدودن خستگي‌هاي جسمي و روحي انسان بشود ، نياز مبرم رواني او به شمار مي رود .
قرآن كريم مهمترين اثر ازدواج را سلامت رواني دختر و پسر مي داند ؛ كه خداي رحمان ، نقش اصلي آن را بر عهدة زن گذاشته است .  « هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا ؛ اوست خدايي كه همه شما را از يك تن بيافريد و از او نيز جفتش را مقرر داشت تا با او انس و الفت گيرد » 
« وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ؛ و يكي از نشانه‌هاي لطف الهي اين است كه براي شما از جنس خودتان، جفتي (و همسري) بيافريد كه در بر او آرامش يابيد و با هم انس گيريد و ميان شما، مهرباني و قرار ساخت. به يقين، در اين [نعمت] براي مردمي كه مي‌انديشند، نشانه‌هايي است »
علامه طباطبايي در تفسير «الميزان» در ذيل اين آيه مي‌نويسد : «هر يك از زن و مرد در حد خود و في نفسه، ناقص و محتاج به طرف ديگر است و از مجموع آن دو ، واحدي تام و تمام درست مي‌شود و به خاطر همين نقص و احتياج است كه هر يك به سوي ديگري حركت مي‌كند و چون بدان رسيد ، آرامش و سكونت مي‌يابد ؛ چون هر ناقصي مشتاق به كمال است و هر محتاجي مايل به زوال حاجت و فقر خويش است» 
همسران ، لباس يكديگرند : خداوند مي‌فرمايد : « هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ ؛ زن‌ها لباس شما هستند و شما (مردان) لباس زن‌ها هستيد » 
برخي استادان اخلاق براي لباس در اين آيه، سه معنا بر شمرده‌اند :
الف) زن و مرد، زينت يكديگر و مايه مباهات و افتخار همديگر هستند ؛ چنان چه لباس نيز زينت است .
ب) زن و مرد مايه تهذيب نفس يكديگرند و همديگر را از آلودگي به گناه باز مي‌دارند ؛ جنان جه لباس ، بدن را از خطرهايي مانند سرما حفظ مي كند .
ج) هم چنان كه لباس ، عيب‌ها و زشتي‌هاي بدن را مي‌پوشاند ، مرد و زن نيز عيب يكديگر را مي‌پوشانند و اصلاح مي‌كنند . 
د) همان طور كه از نوع لباس فرد مى توان به شخصیّت و افكار او پى برد ، از نوع همسرى كه بر مى گزیند نیز مى توان به شخصیّت و هویّت او پى برد .
« ویل دورانت » درباره ى نقش ازدواج مى گوید : اگر با جوانى خرد و تعقّل یار مى بود ، عشق را از هر چیزى گرامى تر مى داشت و روح و جسم را براى پذیرایى عشق، تمیز و پاكیزه نگاه مى داشت و ایّام عشق را با ماه هاى نامزدى ؛ طولانى تر مى ساخت و آن را با ازدواجِ پر از آداب و تشریفات، تضمین مى كرد و با تصمیم و جدِّ تمام، همه را پیرو آن مى ساخت. اگر عقل و حكمت با جوان بود، عشق را عزیز مى داشت و آن را با اخلاص تقویت مى كرد و با فداكارى عمیق تر مى ساخت و با آوردن فرزند به آن حیات و زندگى مى بخشید . 
خداوند مي‌فرمايد : يكي از نشانه‌هاي الهي اين است كه براي شما از جنس خودتان ، همسري بيافريد كه در كنار او آرامش يابيد و با هم انس بگيريد . 
پيامبر (ص) مي‌فرمايد: « براي مؤمن چه سودي بهتر از زن شايسته كه هرگاه او را مي‌بيند ، شادمان شود » 
يكي از مهمترين عوامل فشارهاي رواني و استرس هاي رو به افزايش در دنياي امروز كه گريبانگير بسياري از جوانان است، عدم ازدواج به موقع آنان است  . روان‌شناسان براي كساني كه از اين نعمت برخوردار نيستند ، عوارضي هم چون، «ضعف و خستگي و كوفتگي عمومي، هراس و دلهره از خطرهاي توصيف ناپذير، بي‌قراري و ناآرامي، بي‌خوابي، خستگي فكري و...»  را برمي‌شمرند. 
تحقيقات نشان مي دهد که ازدواج باعث پيشگيري از بيماريها وآشفتگي هاي رواني مي گردد. افراد متاهل کمتر افسرده شده و در مقايسه با مجردها از لحاظ عاطفي سالمتر هستند. از سوي ديگر محققان دريافته اند که زنان ومردان ازدواج كرده ،كمتر سيگار مي كشند و نيز کمتر به استعمال موادمخدر رو مي آورند. 
« بنياد تحقيقات استراتژيك هريتيج » آمريكا در تحقيق اخير خود در مورد ازدواج به اين نتيجه دست يافته است كه هرچند گرايش به ازدواج در ايالات متحده كاهش يافته ، اما ازدواج هنوز آثار مثبت اجتماعي و فردي خود را از دست نداده است . برخي از كاركردهاي مورد تائيد « بنياد هريتيج » عبارتند از :
1-  ازدواج اثر مثبتي در بهبود وضعيت اجتماعي افراد و مطمئن ساختن آن‌ها دارد .
2 ـ  ازدواج باعث خودداري افراد از دست زدن به كارهاي خطرناك مي‌گردد .
3 ـ  رفتارهاي ضداجتماعي افراد در اثر ازدواج كاهش مي‌يابد.
4ـ  ازدواج گرايشات خودمحورانه و خودخواهانه افراد را كاهش مي‌دهد .

5ـ  باعث سلامت جسمي و روحي بهتر زنان و مردان مي‌گردد و رفتارهاي آن‌ها را بهبود مي‌بخشد .
6 ـ  باعث بهبود روابط اجتماعي و كيفيت زندگي افرادمي‌شود . 
پژوهش هاي جامعه شناسان و روان شناسان نيز، حاكي از ارتباط مثبت سلامت روان و ازدواج است. درهمين زمينه، مطالعات اداره بهداشت عمومي امريكا درسال 1980 نشان مي دهد كه بين سلامت رواني و ازدواج ، ارتباط معني داري وجود دارد. افراد متأهل درمقايسه با افراد مجرد در وضعيت بهتري از سلامت رواني قرار دارند. نشانه هاي اضطرابي درمقايسه، كمتر در آنها ديده مي شود و درصد كمتري از آنها دربيمارستان هاي رواني بستري اند. همين فوايد ازدواج و تشكيل خانواده، يعني ايجاد اخلاق نيكو در افراد، سلامت و بهداشت رواني، انس، آرامش، مودت ورحمت است كه خانواده را بين ديگر نهادها ي اجتماعي، ناهمانند و منحصر به فرد ساخته است به طوري كه از آن به عنوان ريشه اي ترين نهاد اجتماعي ياد مي شود . 
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) واحد علوم پزشکي ايران ، مطالعات اخير پژوهشگران حاکي از آن است : افراد متأهل نسبت به کساني که مجردند زندگي شادتري دارند . اين مطالعات نشان مي دهد : ازدواج موفق يکي از مهمترين فاکتورهاي کاهش افسردگي محسوب مي شود. براين اساس افرادي که با همسرشان زندگي توأم با عشق و محبت را تجربه مي کنند از آرامش روحي قابل توجهي برخوردارند. 


4ـ طول عمر زياد و سلامتي بهتر :

طبق آمارها کساني که از ازدواج خود راضي هستند، نسبت به همتاهاي خود طول عمر بيشتري دارند ؛ کمتر دچار حمله‌ي قلبي، سرطان و ديگر بيماري‌ها مي‌شوند .
طبق يک مطالعه در دانشگاه هاروارد ، زنان متأهل 20 درصد کمتر از زنان مجرد به دلايل مختلفي چون بيماري قلبي، خودکشي و نارسايي کليه فوت مي‌شوند . مردان متأهل حتي از فوايد بهتري برخوردارند. آنها دو تا سه برابر کمتر از همتاهاي مجرد خود به خاطر اين عوامل جان خود را از دست مي‌دهند . همچنين آمارها نشان مي‌دهد که افراد متأهل تقريباً کمتر دچار خشونت ، بدرفتاري جنسي و ديگر جرايم وحشيانه مي‌شوند .


ازدواج هاي غير عاقلانه


1ـ ازدواج زودرس‏ يا  ازدواج خام و ناپخته : ازدواج با كسى كه به رشد عقلى نرسيده و زندگى مشترك و تعهد متقابل را درك نمى‏كند ، ازدواج زودرس گويند .
يكى از اصحاب امام صادق(ع) به ايشان عرض كرد : ما فرزندان خود را در كودكى همسر مى‏دهيم . امام فرمود : اگر در كودكى ازدواج كنند ، مشكل است با هم الفت يابند .
همسر و شوهر دادن پسر و دخترى كه هنوز به رشد عقلى نرسيده‏اند ، گرچه به رشد جنسى رسيده باشند ، ازدواجى است كه طرفين به هم علاقه‏مند نشده و همديگر را به عنوان همسر آينده انتخاب نكرده‏اند . احتمال اينكه بعد از رشد و فهميدن به هم علاقه‏مند شوند ، چندان قوى نيست . نبايد بناى مهم ازدواج را بر چنين زمينه سستى بنيان نهاد
2- ازدواج ترحم‏آميز :  ازدواج يك حركت دامنه‏دار و طولانى است ، نه موقت . و بعيد است فردى بتواند يك عمر بر خواسته‏هاى طبيعى خود سرپوش بگذارد . از اين رو ازدواج از روى ترحم ، بخاطر عدم وجود عشق و علاقه غير منطقي است ؛ زيرا در اين نوع ازدواج يك طرف براى خدمت به فردى ضعيف و مظلوم گذشت مى‏كند . معلوم نيست تا چه زمان بتواند روى خواسته‏هاى خود سرپوش گذاشته و بر خلاف ميل با همسرى كه بدو دلبستگى ندارد ، به خوبى سر كند .
3ـ ازدواج اجبارى‏ : ازدواج با فردى كه به او دلبستگى نداريد فقط به خاطر اطاعت از پدر و مادر ، شبيه ازدواج از روى ترحم و يك حركت اجبارى و غير پايدار است . از چنين اقداماتى بايد برحذر بود .
4ـ ازدواج با بى‏بند و بار :  ازدواج با فردى بى‏بند و بار ، ولنگار و بى‏قيد و بند هر چند قلب شما به او متمايل باشد ، كار پسنديده‏اى نيست ، زيرا اين افراد در طول زندگى اقداماتى مى‏كنند و كارهايى از آنان سر مى‏زند كه پسند هيچ كس نيست و مايه سرافكندگى شماست و مجبور مى‏شويد به خاطر هواى دل‏تان رنج سرشكستگى در اجتماع را تحمل كنيد و بر اقدامات ناپسند همسر محبوب ، ولى بى‏تربيت و لاابالى خود چشم ببنديد و شأن و حرمت اجتماعى خود را زير پا نهيد .
ازدواج با افراد تن‏پرور و تنبل‏ نيز كار صحيحى نيست . جوان بايد اهل كار و زحمت‏ و تأمين معاش خانواده باشد . كسى كه تن‏پرورى پيشه كرده‏ و از كار و كوشش ابا دارد و چشم به آسمان دوخته‏ تا روزىِ او بدون حساب‏ از آسمان فرو ريزد ، چوب جهالت و خوش‏خيالى‏ خود را خواهد خورد .
به عبارت ديگر زن بايد از ازدواج با مردي كه داراي ويژگي هاي زير است ، خودداري ورزد :
1- شرابخوار ؛ رسول اكرم (ص) فرمود : «هر گاه شراب خوار به خواستگاري دخترتان آمد ، به او زن ندهيد »  هم چنين امام صادق (ع) فرمود : هر كس دختر پاكش را به شراب خوار بدهد ، رحم خود را با او گسسته است .
2- بد اخلاق ؛ 3- بد چشم و بي بند و بار ؛ پيامبر اكرم (ص) فرمود : هر كس، دختر عزيز و با كرامتش را به مردي بي دين(و فاسق) شوهر دهد، هر روز هزار بار لعنت بر او نازل مي‌شود .  4- بدبين (سوء ظنّ ، نه غيرت) ؛ 5- خسيس ؛ 6- بدون احساس مسئوليت ؛ 7- تنبل ؛ 8- سفيه و ناهنجار .
و از ازدواج با زني كه داراي خصوصيات زير مي باشد ، بايد خودداري كرد : 1- بي بند و بار ؛ 2- بي حجاب ؛ 3- بد اخلاق و عبوس ؛ 4- بي عفت ؛ 5- سفيه و ناهنجار ؛ 6- خودپسند و از خود راضي ؛ 7- كينه توز ؛ 8- لجباز و ناسازگار ؛ 9- بد زبان و درشت گفتار .
پيامبر اكرم (ص) در معرفي بدترين زنان فرمود : زني است كه در فاميل خود ذليل است و بر شوهر خويش، كبر و بزرگي مي‌فروشد، نازا و كينه توز است و از كار زشت پرهيز نمي‌كند. در نبود شوهر، خود را بيارايد و هنگام حضور شوهر بدون آرايش و زيور باشد. سخن شوهر را گوش نكند ، عذر شوهر را نپذيرد و از خطايش در نگذرد .  امام كاظم (ع) فرمود : « بهترين زنان ، زنى است كه بدو علاقه‏مند باشى و او شعور و ادب داشته باشد . در اين صورت به امر و نهى او محتاج نيستى ؛ در مرحله بعد ، زنى است كه او را دوست دارى ، ولى ادب نشده و بايد او را امر و نهى كنى ؛ در مرحله سوم، زنى است كه بدو علاقه‏مند هستى اما نه ادب شده و نه شعور دارد و نه ادب‏پذير است و به خاطر علاقه‏اى كه به او دارى ، تحملش مى‏كنى . اما زنى كه نه بدو علاقه‏مندى و نه شعور و ادب دارد ، مناسب است كه دريايى بيكران را بين خود و او فاصله قرار دهى ! »
فصل دوم  :  انتخاب همسر

چند كليد براي يك ازدواج خوب و ايده آل


مقدمه


« و من آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه ، إن في ذلك لآياتٍ لقومٌ يتفكرون » « و يكي از نشانه‌هاي لطف الهي اين است كه براي شما از جنس خودتان، جفتي (و همسري) بيافريد كه در بر او آرامش يابيد و با هم انس گيريد و ميان شما، مهرباني و قرار ساخت. به يقين، در اين [نعمت] براي مردمي كه مي‌انديشند، نشانه‌هايي است » (روم/21)
امام صادق(ع) فرمود : « زن مانند گردنبندى است كه به گردن مرد مى افكنند ، پس مراقب باش كه چه چيزى را بر گردن مى افكنى و براى زن نمى توان قيمتى تعيين كرد ، چه خوبش و چه بدش . اما ارزش زن هاى نيك را با طلا و نقره نمى توان تعيين كرد ، زيرا آنها از طلا و نقره ارزشمندترند و اما بدهاى آنها ، ارزش خاك را هم ندارند ، زيرا خاك از آنها بهتر است » ( اين سخن در مورد مرد نيز صادق است )
پيامبر اكرم (ص) فرمود : « هيچ كانوني در اسلام بر پا نشده است كه نزد خداوند محبوب تر و عزيزتر از كانون ازدواج باشد » (بح/ 14/6)


1ـ  مشاوره ي قبل از ازدواج را جدي بگيريم .


ازدواج مساله بسیار مهمی است که بسیاری از جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. امروزه شمار روز افزون موارد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران به فکر پیدا کردن راه حل هایی باشند که یک ازدواج موفق و سالم را فراهم سازند ؛ مشاوره قبل از ازدواج ، ابتدا در زمینه مسائل پزشکی و ژنتیکی آغاز گردید و امروزه کم کم در زمینه مسائل شخصیتی و روانی و روابط نیز در حال شکل گیری و کاربرد است .
تصميم هاي زندگي هر كس به ويژه انتخاب همسر ؛ انتخاب شغل و انتخاب محل زندگي ؛ بسيار در آينده شخص تأثير گذار است . ماييم كه با مجموعه اي از تصميم ها و انتخاب هاي زندگي ؛ آينده خويش را مي سازيم و يا مي سوزانيم .
انس با كتاب ، رفتن به كلاس هاي آموزشي و استفاده از سي دي هاي مهارت زندگي ... ؛ مهمترين روش براي كسب آگاهي است . و بدون به جان خريدن زحمت مطالعه ، نمي توان موفقيت را تجربه نمود . و كسي كه خود را بي نياز از مشاوره مي داند ، غافلانه همة فرصت هاي زندگي اش را نابود مي سازد .
در مشاوره ي ازدواج ، به مُراجع ( مراجعه كننده ) كمك مي شود ؛ تا مناسبترين همسر را انتخاب كند ؛ بنابراين مشاور بايد نسبت به شناخت زوجين و خانواده هاي آنان و تمام عواملي كه در زندگي زناشويي دخالت دارند ؛ تلاش كند تا مراجع را در جهتي كه به انتخاب مناسب بينجامد ؛ هدايت نمايد .
قطعاً با خانواده هايي روبرو شده ايد كه پس از ازدواج با مشكلات زيادي مواجه شده اند . گاه كانون خانواده به قدري ناراحت كننده است كه تنها راه حل ، طلاق و جدايي است : زن و شوهري كه از نظر فرهنگي فاصله دارند ؛ زن و شوهري كه از نظر درجه تحصيلات اختلاف دارند ؛ زن و شوهري كه معتقد به اديان متفاوت مي باشند ؛ زن و شوهري كه از نظر اجتماعي در طبقات متفاوتي قرار دارند ؛ زن و شوهري كه وضع مالي متفاوتي دارند ؛ زن و شوهري كه توافق اخلاقي ندارند و ... چنين افرادي احتمالاً نمي توانند به توافق برسند ، در نتيجه از زندگي شيرين خانوادگي ، محروم خواهند شد .
شرايط مشاور در امر ازدواج  :  معمولاً كسي كه مي خواهد ازدواج كند ، پدر ، مادر و بزرگان فاميل را در جريان مي گذارد و با آنان مشورت مي كند . گاه نيز از سالخوردگان نظر خواهي مي شود و بالاخره بعضي به استخاره نيز روي مي آورند . ولي اغلب والدين ، بزرگان فاميل و سالخوردگان ، براي مشاوره در اين امر مهم واجد شرايط نيستند . مشاور ايده آل در امر ازدواج ، بايد روان شناسي ، جامعه شناسي ، تعليم و تربيت و از همه مهمتر روان شناسي جوان و نوجوان را بداند و به اصول و فنون مشاوره آشنا باشد و در زمينه مشاوره خانواده و به ويژه مشاوره ازدواج تجربه داشته باشد . چنين فردي بايد حداقل داراي درجه فوق ليسانس در مشاوره با تخصص خانواده و ازدواج باشد ؛ همچنين صلاحيت هاي شخصيتي و اخلاقي لازم را دارا باشد ؛ تا از عهده اين امر مهم بر آيد . و چنانچه مشاور ، داراي صلاحيت لازم نباشد ؛ چه بسا مراجع را به سويي هدايت كند كه نه تنها مشكلي از او حل نكند ، بلكه مشكلات ديگري نيز برايش ايجاد نمايد .
موارد مراجعه در مشاوره ازدواج انواع مختلفي دارد كه به چند مورد اشاره مي شود :
-  دختراني كه خواستگاران متعدد دارند و مي خواهند از بين آنان يكي را انتخاب كنند؛ كمك مشاور به اين گونه مراجعان انتخاب احسن است. انتخاب احسن زماني صورت مي گيرد كه اطلاعات لازم از مراجع و خواستگاران وي كسب و خصوصيات آنان با هم مقايسه گردد. فردي كه خصوصيات وي با مراجع هماهنگي بيشتري داشته باشد؛ انتخاب احسن خواهد بود.
-  پسراني هستند كه دختري  را در نظر گرفته و درباره ي وي بررسي ها و تحقيقات لازم را انجام داده اند؛ و به اين نكته رسيده اند كه او انتخاب مناسبي است ؛ ولي مي خواهند در اين زمينه اطمينان لازم را به دست آورند. مشاور بايد ضمن كسب اطلاعات و بررسيهاي مورد نياز به مراجع اطمينان بخشد كه گزينش انجام شده مناسب است و در صورتي كه نامناسب تشخيص دهد ؛ آگاهي و اطلاعات لازم را به مراجع بدهد و او را در تصميم گيري مناسب كمك كند. همين حالت مي تواند در مورد دختر در رابطه با پسر نيز مطرح باشد .
-  پسران و دختراني هستند كه براي انتخاب همسر تحت فشار پدر و مادر يا ساير اقوام قرار دارند؛ و كسي را مي جويند كه آنان را در مقابل عوامل فشار كمك كند. در اين موارد مشاور بايد با پدر و مادر و ساير عوامل فشار ديگر، جلسات مشاوره اي داشته؛ آنان را در رابطه با عواقب ازدواجهايي كه با اكراه همراه است؛ بصيرت دهد و بالاخره كار را به جايي برساند كه آنها، به دختر و پسر  در انتخاب همسر آزادي بيشتري بدهند.
-  پسراني هستند كه به بهانه ي ازدواج با دختري رابطه برقرار مي كنند؛ ولي واقعيت آن است كه آنها قصد ازدواج ندارند. اين گونه پسران پس از مدتي دختر را رها كرده؛ به سراغ دختر ديگري مي روند. در اين موارد چون دختران از نظر آبرو و حيثيت آسيب پذيرترند؛ بايد به آنان در رابطه با اين موارد آگاهي لازم داده شود تا با شناخت اوليه، اين گونه پسران را ترك كنند و به آنان اجازه تماس هاي بعدي را ندهند ؛ و به علاوه والدين خود را در جريان بگذارند . يكي از وظايف مشاوران ، دادن آگاهي و پيشگيري از وقوع حوادث ناگوار در رابطه با جوانان و نوجوانان مي باشد .
-  دختراني هستند كه خواستگاراني داشته اند ؛ ولي به عللي آنها را رد كرده اند ؛ و به همين علت به سني رسيده اند كه ديگر خواستگار مناسبي ندارند و به اصطلاح پير دختر شده اند. اين گونه دختران به مشاور مراجعه مي نمايند و راه چاره اي را براي خواستگار جديد طلب مي كنند. مشاور در قبال اين گونه مراجعان كه احتمالاً در انتخاب همسر مناسب سختگير بوده اند؛ بايد راههاي شوهريابي را ارايه دهد. (در اين مورد در قسمت هاي بعد بحث خواهد شد) و به آنان تفهيم نمايد كه فكر ايده آلي هيچ گاه تحقق نمي يابد. همه چيز نسبي است و انتخاب بايد با تعديل و انعطاف انجام گيرد.
بعضي از افراد به غلط اظهار مي دارند ازدواج يك سنت محمدي (ص) است ؛ چه بهتر كه بدون تشريفات و بررسي هاي وقت گير انجام شود ؛ و چنانچه ناسازگاري يا مشكلي وجود داشت ؛ مشاوران خانواده در رفع آن اقدام كنند . پاسخ آن است كه پيشگيري ساده تر از درمان است و علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد . چنانچه در امر ازدواج مطالعات و بررسي هاي لازم بر اساس اصول مربوط انجام گيرد ؛ مشكلات و ناسازگاري هاي بعد از ازدواج به شدت كاهش خواهد يافت و در نتيجه روان درماني هاي وقت گير به حداقل خواهد رسيد .


2ـ  وساطت افراد خانواده ، بويژه والدين ، مناسب ترين راه براي همسريابي است .


 راههاي  همسريابي عبارتند از :


الف ـ  وساطت افراد خانواده ، بستگان و بخصوص والدين


متدوال ترين روش در فرهنگ ملي و ديني همين روش شناسايي به واسطه افراد خانواده و يا فاميل و بستگان است. افراد خانوداه اغلب به دليل شناختي که از فرد و روحيات و عقايد و خواسته هاي وي دارند و همين طور شناختي که از افراد مورد نظر دارند و يا مي توانند با تحقيق هاي همه جانيه شناخت کافي پيدا کنند ؛ بهتر مي توانند به ميزان هم گرايي آنها آگاهي پيدا کنند . اين روش ساده ترين روش عملي براي کسب اطلاعات اوليه و ارتباطات بعدي است . سهولت ، سرعت کسب اطلاعات و ارتباطات ، فارغ از حب و بغض هاي شخصي ، اطمينان نسبي بيشتر به صداقت و دلسوزي واسطه (که خانواده و والدين هستند) و شناخت بيشتر روحيات ، سوابق و خواسته هاي طرفين از امتيازات اين روش به شمار مي آيد . و مهمتر اينكه اين آشنايي تحت تأثير احساسات و عواطف غريزي طرفين که اغلب در ارتباطهاي مستقيم به وجود مي آيد ، خالي است .


ب ـ  وساطت مراکز همسريابي : مي توان با مراجعه به برخي مراکز مشاوره ازدواج که به منظور شناساندن دو فرد براي ازدواج تأسيس شده است، فرد مطلوب و مطابق با خواسته ها و توقعات خود را يافت. هرچند چنين مراکز مشاوره محدود هستند و يا کمتر با فرهنگ ملي و بومي ما اين گونه شناسايي تناسب دارد ، افراد کمتري براي شناسايي فرد مورد نظرشان به اين مراکز مراجعه مي کنند. ولي اگر چنانچه مرکز مشاوره ازدواج مورد اعتماد در محيط هاي دانشگاه يا غير آن يافت شد و از طرف ديگر امکان همسريابي بواسطه راه اول يعني وساطت خانواده به هر دليلي امکان پذير نيست مي توان به کمک اطلاعاتي که چنين مراکزي در اختيار دارند اقدام به گزينش نمود. تأکيد مي شود اين مراکز مشاوره بايد داراي کارشناسان دلسوز، با تجربه و مورد اعتماد و سابقه روشن و مطمئن باشند. معمولا اين مراکز مشخصات داوطلبان ازدواج را جمع آوري کرده و شرايط مقتضي مورد نياز در فرد مورد درخواست وي را اخذ و سپس با انطباق خصوصيات هر يک از داطلبين با ديگر داوطلبان و يافتن زوجهايي که نقاط مشترک بيشتري دارند مي توانند کمک شايسته اي به جوانان ارائه نمايند.


ج ـ  روش ارتباط مستقيم و بدون واسطه : 

راه ديگري که در حال حاضر و بخصوص در محيط هاي اجتماعي مختلط مثل دانشگاه ها از آن استفاده مي شود ، روش ارتباط مستقيم و بدون واسطه است . در اين روش جوانان آمادة ازدواج ، مستقيماً اقدام به خواستگاري يا جلب خواستگار مي کنند . به نظر ما اين روش تناسبي با فرهنگ مكتبي ما ندارد و معمولاً موجب بروز و ظهور روابط ناسالم مي شود ، زيرا اين روش که در ميان مردم « دلباختگي در يک نگاه » يا « عشق در نخستين نگاه » معروف است ، تصميم گيرنده بدون توجه به معيارها و ارزشهاي تعيين شده در شرائط همسر ايده آل و متناسب ، و بدون توجه به هدف مورد نظر خود و صرفا به خاطر جلب توجه به ظواهري همچون زيبايي ، ثروت ، تحصيلات ، پست و مقام و ... شيفته طرف مقابل شده و تصميم گيري اش در يک فضاي احساسي و عاطفي و گاهي بر اساس خواسته هاي نفساني انجام مي گيرد . و بي ترديد محور قرار دادن و اصالت دادن به آنها صحيح نيست ، بلکه بايد به موازين اساسي و ارزشهاي اخلاقي و احترام به والدين اصالت بخشيد و آنها را محور تصميم گيري قرار داد . و تصميم گيري بر اساس ارتباط هاي مستقيم و بدون واسطه معمولاً عواقب نامطلوبي دارد . بنابراين توصيه ما اين است که اگر كسي را مناسب ديديد و پس از بررسي هاي مفيد ، تا حدودي دانستيم كه فرد مناسب انتخاب همسر است ، حتماً خانواده ها را مطلع سازيم تا از تجربه هاي آنان كه دلسوز ترينند بهره گرفت و از ارتباط مستقيم چه حضوري و چه تلفني و چه مکاتبه اي بدون اشراف و نظارت خانواده هاي دو طرف پرهيز شود . 


چه بايد كرد ؟


1ـ در يك رابطه ضروري و حداقلي ميان دختر و پسر ؛ بايستي رفتار ، نگاه ،  پوشش و گفتار آن دو  بر اساس اصل « حياء »  باشد . « حيا » يعني کنترل ارادی رفتار ، به منظور حفظ حريم بين خود و ديگران است . خداي رحمان در توصيف راه رفتن دختر شعيب مي فرمايد : « تمشی علی استحياء » زيرا سبک سخن گفتن ، نحوه لباس پوشيدن و شيوه ارتباطي آن دختر با حضرت موسي ، از حياي او حكايت مي كرد . (قرائتي ، محسن ، تفسير نور) « فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » (قصص/25)
2ـ پدران و مادران بايد بر رفتار فرزندان شان ، غير مستقيم ، به دور از هر گونه توهين و سرزنش و با احترام به شخصيت آنان نظارت كنند .
3ـ نوجوانان و جوانان عزيز ، بايد براي جبران نقص اطلاعات و تجربه خود ، با مطالعه كتاب هاي سودمند و مشورت از مشاوران حكيم و دلسوز  ؛ خود را از تصميم هاي فرصت سوز نجات بخشند .
در داستان موسي و دختران شعيب مي خوانيم ، وقتي كه بر خلاف عادت هر روزه ، دختران شعيب ، زودتر به خانه برگشتند ، پدر با تعجب پرسيد : چه شد که امروز زود بازگشتيد ؟ دختران گفتند : مرد صالحی بر سر چاه بود که با مشاهده وضع ما بر ما ترحم کرد و گوسفندان مان را آب داد و ما زود تر به خانه آمديم .
4ـ  بايد از نگاه ناورا ( چشم چراني ) خودداري ورزيد . که از آن به « غضّ بصر »   تعبير شده است . فرمان قرآن در اينجا اين است كه بايد از نگاه خيره ، هوس آلود و کنترل نشده پرهيز نمود .


راه كار :


اوّلاً : بايستي ميان والدين و فرزندان ، روابط صميمي حاكم باشد . كه فرزندان بتوانند در يك محيط سالم و قابل اعتماد ، براحتي مشكلات خود را با والدين در ميان بگذارند .
ثانيا : والدين بايد شرايط نسل جديد را درك كنند ؛ واقعيتها را ببينند ؛ سعة‌ صدر داشته باشند ،‌ تا با درايت و گفتگوي منطقي با آنان براي حل مشكل اقدام نمايند . از سوي ديگر دختران و پسران مسلمان و پاك بايد بياموزند كه در اولين برخورد تأثير گذار با جنس مخالف ؛ آن را با پدر و يا مادر و يا با يك مشاور آگاه و مسلمان مطرح كنند تا بتوانند از تجارب علمي و عملي آنان بهره برده و قبل از اينكه دچار آسيب هاي جدي شوند تصميم عاقلانه اي بگيرند . چنان چه اگر دختر و پسر مسائل و برخورد هاي قابل توجه روزانه خود را با افراد مجرب مطرح كنند و والدين و مشاوران نيز بتوانند در حلّ مسائل شان نقش مفيد و سازنده اي را ايفاء كنند ؛ مي توان اميدوار بود كه جلوي بسياري از روابط پنهاني و ناسالمي كه احتمال دارد بعد از برخورد نخستين ، شكل بگيرد ، گرفته مي شود .
3ـ آگاهي از معيارهاي يك همسر مناسب ، بسيار مهمّ و ضروري است .
در جامعه بايد آگاهي هاي لازم در مورد معيارهاي انتخاب يك همسر مناسب ، در اختيار جوانان قرار گيرد ، تا آنان با گامهايي استوار و با دانايي لازم ، راه صحيح را شناخته و تفاهم و آرامش را تجربه كنند ؛ چرا كه انتخاب درست ، راهي جهت پيشگيري از مشكلات پس از ازدواج خواهد بود .


ويژگي هاي يك همسر مناسب


الف ـ  ايمان به خدا و پايبندي به ارزش هاي مكتبي


ايمان مذهبي ، يكي از معيارهاي مهم و اساسي انتخاب همسر است . يعني فرد به حقايق ايماني كه قرآن كريم به آن اشاره نموده است باور قلبي داشته باشد و به آنها ارج نهد . اعتقادات مذهبي ، شخص را ديندار مي كند ، يعني هميشه و همه جا ، به ارزش هاي مكتبي پايبند است و پايبندي او موسمي نيست . در شادي و غم خدا را حرمت مي نهد . بنابراين مؤمن ، بايد با مؤمن ازدواج نمايد ، چرا كه همسر مؤمن همسرش را به عمل صالح و توجه به خدا تشويق مي كند ، مال ، آبرو و حرمت او را حفظ مي كند ، و اگر در اين امر ، متفاوت باشند ، احتمالاً ممكن است سازگاري و علاقه آن دو نسبت به هم آسيب مي بيند .
مردى خدمت رسول خدا (ص) آمد تا در امر ازدواج با حضرت مشورت كند ؛ رسول خدا (ص) فرمود :  « با زن ديندار ازدواج كن ، تا خدا به زندگى تو بركت دهد . » 
پيامبر اكرم (ص) فرمود : « ازدواج كن و بر تو باد كه با همسري دين‌دار ازدواج كني »      
امام صادق (ع) فرموده است : « هر كس با معيار ايمان ، با زني ازدواج كند ، خداوند مال و جمال هم به او روزي مي‌دهد »  


ب ـ  حسن خلق


حسن خلق دو معنا دارد : احسان و خوش رفتاري با مردم و يا صفات خوب داشتن .
1ـ دينداري فقط به نماز و روزه نيست . بلكه اخلاق انساني و اسلامي ، مهمترين نشانة دينداري است و با امانتداري و وفاي به عهد و اجتناب از مال حرام و رعايت حقوق ديگران ، مي توان ميزان دينداري فرد را تشخيص داد . امام صادق (ع) فرمود : « به نماز و روزة مردم فريب نخوريد ، زيرا برخي از مردم به نماز و روزه عادت كرده اند ، ... آنها را به وسيلة راستگويي و امانتداري امتحان كنيد »   
2ـ ديندار كسي است كه بخاطر اعتقادات مذهبي ، به ارزش هاي وحياني ارج مي نهد . چرا كه ايمان به خداي رحمان ، همة زندگي انسان مؤمن را خدايي مي كند ؛ يعني رفتار ، اخلاق ، احساسات ، ارتباطات شخصي و اجتماعي و تصميم گيري هاي او را ، بر اساس قوانين شفا بخش آسماني تنظيم مي كند : صداقت و عدم آزار ديگران در گفتار ، تواضع در رفتار ، اهل گذشت و نيكى به ديگران ، لجباز نبودن ، قناعت و مخالفت با تجمل گرايى ، عفيف و پاكدامن بودن ، احترام به حقوق ديگران ، رعايت حدود شرعي و اجتماعي در روابط اجتماعى ، نظم در زندگي .
نكته قابل توجه اين است كه اگر همه را دارا نيست ، اينها را ارزش بداند و بر داشتن آنها اهتمام ورزد . آقايي مي گفت : « بارها به همسرم گفته ام كه صداقت در زندگى نشانه ايمان زن و شوهر به يكديگر و عامل استحكام خانواده و عزت و سربلندى ماست ، پس چرا با ما روراست نيستى ؟ او در جواب مى گويد : من همينم كه هستم ، هر كارى مى خواهى بكن ، من اينطور تربيت شده ام »
3ـ كسي كه به برخي از دستورات ديني پايبند است و به برخي ديگر ، مثلاً در ارتباط با همسر و فرزندانش ، اخلاق را رعايت نمي كند ، مؤمن كامل نيست .
4ـ اگر در مرحله انتخاب همسر ، موردى را يافتيد كه ويژگي هاي فوق را ، همانند شما ، ايده آل آن را ندارد ( كه اغلب هم اينگونه است ) او را بپذيريد و با يكديگر قرار بگذاريد كه براى اصلاح و بهبود وضع اخلاقى و تجربه يك زندگى عاشقانه ، همديگر را يارى نماييد .
فردى به امام حسن (ع) عرض كرد : دخترم را به ازدواج چه كسى درآورم ؟ امام فرمود : « او را به ازدواج كسى در بياور كه تقواى الهى داشته باشد كه اگر او را دوست بدارد ، اكرامش مى كند و اگر از او خوشش نيامد ، آزارش نمى دهد » 
اخلاق پسنديده مي‌تواند خستگي‌هاي روحي و جسمي همسر را به آساني بر طرف نمايد ، چرا كه اگر همسري ، از بيشترين ثروت و زيبايي و شهرت برخوردار ، ولي بد اخلاق باشد ، مشكلات بسياري را پديد خواهد آورد .
به همين دليل ، احاديث اسلامي بر خوش زباني ، خوش خلقي ، گذشت ، ادب ، نرم خويي ، فروتني ، مهرباني ، عدالت ، شرح صدر و بردباري همسر ، پاي مي‌فشارند . هر يك از اين ويژگي‌ها مي‌تواند بسياري از اختلاف‌ها و كشمكش‌هاي خانوادگي را برطرف سازند ؛ زيرا بيشتر اختلافات خانوادگي ، از نبود همين عناصر سرچشمه مي‌گيرد
پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد : « با كسي كه اخلاق و دينش پسنديده است (و ايمان و اخلاق نيك دارد) ازدواج كنيد ، كه اگر چنين نكنيد ، فتنه و فساد بزرگي در زمين پديد مي‌آيد »    
فردي به امام رضا (ع) نامه نوشت كه فردي از بستگانم به خواستگاري دخترم آمده است . ولي اخلاق خوبي ندارد و بداخلاق است، چه كنم ؟ امام (ع) فرمود : « اگر بداخلاق است ، به او دختر نده »  « اخلاق زشت همانند تند خويي ، خشم ، دروغگويي ، لجبازي ، كينه توزي ، بد بيني ، بد زباني ، پر توقعي ، بخل ، كثيف بودن و ولخرجي » 
امام علي (ع) ، آسان‌گيري ، نرم‌خويي و سازگاري را ، از جمله ويژگي‌هاي بهترين زنان شمرده شده است . 
مردى به امام رضا (ع) نوشت : يكى از بستگانم از دخترم خواستگارى كرده است ، ولى او اخلاق بدى دارد . حضرت فرمود : « اگر بدخلق است دخترت را به ازدواج او درنياور »
رسول خدا (ص) : « اگر كسي به عنوان خواستگاري به نزد شما آمد كه خلق و دينش را مي پسنديد با او ازدواج كنيد و اگر به اين دستور عمل نكنيد فتنه و فساد بزرگي در زمين به وجود خواهد آمد »  


ج ـ  عفت و پاكدامنى


عفت عبارت است از تسليم شهوت در برابر عقل ؛ يعني قوة شهواني ، بر اساس دستور عقل فعاليت كند . و عفيف به كسي گفته مي شود كه در حد اعتدال و در چارچوب عقل و شرع ، از شهوات بهره ببرد و به وادي افراط و تفريط كشيده نشود . عفت جنسي ، يعني كنترل غريزة جنسي و محدود ساختن آن ، در چارچوبة عقل و شرع . امام باقر (ع) فرمود : « هيچ عبادتي برتر از عفت شكم و عفت جنسي نيست » 
بين پاكدامني و استحكام خانواده ، رابطة مستقيمي وجود دارد ، يعني پاكدامني سبب استحكام خانواده و استحكام خانواده ، سبب حيا و پاكدامنى زن و مرد است . چرا كه اگر زن ، نيازهاى روحى و روانى خود را در كنار همسر تأمين شده بيابد ، دليلى ندارد كه به خودنمايى و خودآرايى بپردازد و همچنين اگر شوهر به زن و فرزندش عشق بورزد ، روز به روز دلبستگي اش به آنها بيشتر مى شود .
عفت و حياي دختر ، وسيله اي است دفاعى كه مي تواند از ميان خواستگاران خود ، شايسته ترين آنان را برگزيند ، يا خواستگاران خود را مجبور سازد كه قبل از ازدواج با او ، خود را از ناپاكي ها پاك سازند . عفت زنان ، مانعي است در برابر هوس هاي برخي مردان و سببي است براي ايجاد عشق در محيط امن خانواده و سلامت رواني همسر و فرزندان . از اين رو توصيه مى شود فردى را به همسرى برگزينيد  از هر نوع فساد اخلاقى و بى بندوبارى جنسى و غريزى پاكيزه باشد .
بر اساس نظر سنجي هاي انجام شده ، اغلب ارتباطات ناسالم دختر و پسر ، قبل از ازدواج ، به ازدواج منتهي نمي شود ؛ و درصدي از آنها كه به ازدواج مي انجامد ، ممكن است پس از مدتي ، جو بدبيني و سوء ظن آن دو نسبت به هم  ، فضاي زندگي شان را ، تيره سازد ؛ به اين معنا پسر به خود مي گويد : دختري كه به راحتي با من رابطه نامطلوب برقرار نمود ، از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست ؛ بنابراين از كجا معلوم قبل از ارتباط با من ، با فرد ديگري هم دوست نبوده ؛ از كجا معلوم كه در آينده ؛ پس از ازدواج با من ، با ديگري ارتباط برقرار نكند ؟ در مقابل دختر نيز ، همين تصور را نسبت به پسر خواهد داشت . بنابراين اين گونه ازدواج‏ها ، احتمالاً پايدار نخواهد بود و تجربه مشاوران خانواده و ازدواج هم اين مسئله را تأييد مي كند .
«  بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا ، زوج‏هايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مي‏كنند ، زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديده‏اي رو به رو است و منجر به طلاق مي‏شود . به گزارش ايسنا ، دكتر «كاترين كوهان » ، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت : طبق آخرين تحقيقات ، افرادي  كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشته‏اند ، بعد از ازدواج ، در حلّ مشكلات خود عاجزند ، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند . كوهان گفت : طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزه‏اي براي حل درگيري‏ها و حمايت از مهارت‏هاي خود ندارند . وي افزود : ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبوده‏اند ، سرد و منجرّ به طلاق مي‏شود. وي در پايان گفت : مي‏توانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نمي‏شود »  
حال اگر شما با گذشته چنين همسري با خبر شديد و برخي از آدم هاي شيطان صفت ، آن را به گوش شما رساندند , چه واكنشى خواهيد داشت ؟ مراقبت عاقلانه و سنجيده از چنين همسرى و به روى خود نياوردن نسبت به گذشته او ، بهترين راه مقابله با اوست . سعى كنيد آنچنان نيازهاى غريزى و روحى او را تامين كنيد كه از گذشته خود پشيمان شود و به شما وفادار و علاقه مند بماند . كنترل هاى بى حساب و آشكار ، ابراز بدبينى و سرزنش او ، نه تنها طريق اصلاحى نيست ، بلكه فضاى زندگى را تيره تر و پرده درى طرف مقابل را بيشتر مى كند .
رسول خدا (ص) فرمود : «خداوند متعال مي فرمايد : وقتي اراده كنم كه خير دنيا و آخرت را براي يك مسلمان جمع كنم قلبي خاشع و زباني ذاكر و تني صابر بر بلا به او عطا مي كنم و همسري به او مي دهم كه از نگاه كردن به وي شادمان شود و در غياب او از نفس خودش و مال شوهرش نگهداري كند . »  
حضرت صادق (ع) فرمود : « هم كفو بودن همسر ، در اينست كه عفيف باشد و از امكانات اقتصادي نيز برخوردار باشد »   


دـ  سلامت جسماني :

منظور از نقص جسماني ، نداشتن اندام يا ديگر نقص‌هاي بدني نيست ، بلكه بيشتر به بيماري‌هاي خطرناكي مانند : جذام ، پيسي  وايدز و نظير آن برمي‌گردد . اين تأكيد بدان دليل است كه اسلام مي‌خواهد مسلمانان ، جامعه و نسلي پاك و سالم داشته باشند .


 ه ـ  سلامت عقلاني  :

عقل ، نيرويي است براي تشخيص درست از نادرست و تفكيك حق از باطل ؛ عقل ؛ اساس مديريت و تنظيم روابط خانوادگي و حسن روابط است ؛ همسر عاقل امكانات خانواده و شرايط زندگي را خوب درك مي كند ، توقعات بيجا ندارد ؛ عاقل ، باگذشت و بردبار است و با بهانه هاي كوچك ، زندگي را متلاشي نمي سازد ؛ عقل و هوشِ پدر و مادر ، در فرزندان تأثير دارد . براي نمونه مردي كه از سلامت عقلاني برخوردار نباشد ، نه مي تواند نقش همسري را ايفا نمايد و نه نقش پدرانه را براي فرزندانش . به همين دليل ، امامان معصوم (ع) ، مسلمانان را از ازدواج با كساني كه در زمينه روحي و عقلي كمبود دارند ، بر حذر مي‌دارد .
از امام باقر (ع) پرسيدند : آيا مي‌توان با همسر ديوانه ، ولي زيبا ازدواج كرد ؟فرمود : خير .
هم‌چنين پيامبر(ص) در فرازي از دعاهايش مي‌فرمايد : خدايا ! پناه مي‌برم به تو از ... همسري كه با كودني و حماقت و بدخلقي خود ، مرا پيش از وقت ، پير كند و ... . 
امام علي (ع) فرمود : با انسان احمق ازدواج نكنيد زيرا معاشرت با او بلايي است عظيم و فرزندانش نيز ضايع خواهند شد .        
رسول خدا (ص) فرمود : يا علي ! هيچ فقري بدتر از ناداني و جهالت نيست و هيچ مالي سودمندتر از عقل نيست .         
امام صادق (ع) مي فرمايد : هر كس عاقل باشد ديندار است و هر كس ديندار باشد داخل بهشت خواهد شد .
رسول خدا (ص) مي فرمايد : اساس موجودیت انسان عقل او است و کسی که عقل ندارد دین ندارد. 
علی(ع) فرمود : خداوند متعال مردم را به مقدار عقلی که در دنیا به آن ها داده است محاسبه می کند.                     
پیامبر(ص) فرمود : انسان ممکن است اهل جهاد و نماز و روزه و ... باشد اما روز قیامت به اندازة عقلش به او پاداش داده می شود.   
نشانه هاى عاقل : 1ـ  ترك شهوت ؛ 2ـ  كنترل زبان ؛ 3ـ  فريب نخوردن ؛ 4ـ  تشخيص ضرر كمتر ؛ 5ـ  بردبارى ؛ 6ـ عفو و گذشت ؛ 7ـ  فروتنى ؛ 8ـ  سبقت در نيكى ؛ 9ـ  عاقبت انديشى به هنگام سخن ؛ 10ـ پناه بردن به خداوند به هنگام بلا ؛ 11ـ سرعت به فضيلت ؛ 12ـ  جدا نشدن از حيا ؛ 13ـ عدم ظهور حرص ؛ 14ـ  ايمنى از شرّ     15ـ  انتظار خير و صلاح ؛ 16ـ  انفاق ؛ 17ـ  عدم خستگى از تحصيل علم .
قال على عليه السلام : العاقل من هجر شهوته و باع دنياه بآخرته . غرر الحكم / 1727
قال على عليه السلام : العاقل من عقل لسانه . غرر الحكم / 1591
قال الصادق عليه السلام : لا يلسع العاقل من جحر مرّتين . بحار / 1 / 132
قال على عليه السلام : ليس العاقل من يعرف الخير من الشر ولكن العاقل من يعرف خير شرّين . بحار / 78 / 6