ازدواج موفق                        قسمت دوم


و ـ  جمال و زيبايي


اسلام افزون بر جنبه معنوي و اخلاقي همسر آينده ، بر مسأله زيبايي همسر نيز تأكيد مي‌كند . انسان خواه ناخواه ، زيبايي را دوست دارد و از زشتي‌ ظاهري و نازيبايي ، اجتناب مي كند ، چنان كه خداوند نيز « خود زيباست و زيبايي را دوست دارد » .  در احاديث اسلامي، زيبايي ، در كنار ديگر ملاك‌هاي اسلامي قرار دارد .
« هر كسي براي زيبايي زن با او ازدواج كند ، خداوند زيبايي زن را براي مرد وبال و سنگيني قرار مي‌دهد»     
امام كاظم (ع) مي‌فرمايد : «سه چيز نور چشم را جلا ميبخشد ، نگاه به سبزه ، آب جاري و صورت زيبا » 
پس اسلام از يك سو همه چيز را در زيبايي چهره خلاصه نمي‌كند و از سوي ديگر ، از آن بي‌اعتنا نيز نمي‌گذرد . در احاديث ، روي سفيد ، چهره زيبا ، بلندي و زيبايي مو ، گندم گون بودن ، خنده‌ي زيبا و... به عنوان زيبايي زن معرفي شده است .
امام باقر (ع) فرمود : « هرگاه خواستيد با زني ازدواج كنيد ، از موي او بپرسيد »    
از امام صادق(ع) سؤال شد : آيا مردى كه مى‏خواهد با زنى ازدواج كند ، مجاز است به مو و جمال زن بنگرد ؟ امام فرمود: به شرط آنكه دنبال كامجويى و لذت بردن حرام (سوء استفاده) نباشد .       
معمولاً زنها‏ ، به جمال و زيبايى ظاهرى مردان ، اهميت زيادي نمي دهند ، از طرف ديگر ، جمال و زيبايى مردها آشكار است و در برخوردهاى اتفاقى هم مى‏توان آن را مشاهده كرد ؛ اما در يك جامعه اسلامى ، زنان مؤمن و با حيا پوشيده‏اند و در برخوردهاى خارج از خانه و با نامحرم ، اندام و زيبايى‏هاى آنان پنهان است و نمى‏توان در برخوردهاى اتفاقى ، آن را يافت ؛ اما زيبايى و جمال زن ، براي مردان مطلوب است و در دوام زندگى مشترك بسيار اثر دارد . بنابراين لازم است مرد در فرصتى قبل از ازدواج ، بتواند ويژگى‏هاى ظاهري همسر آينده‏اش ( قد و قامت و زيبايى اش ) را در محيطى امن ، مشاهده كند ، تا با آگاهى و چشم باز انتخاب كند .
در زمان رسول خدا (ص) شخصى زنى را خواستگارى كرد و مى‏خواست با او ازدواج كند اما وى را نديده بود و انتخاب او بر مبناى شنيده‏ها بود. رسول خدا (ص) به او فرمود : كاش او را مى‏ديدى ، زيرا در اين صورت اميد سازش و توافق و دوام زندگى‏تان بيشتر بود .» « لَوْ نظرتَ إليها فإنّه اَحْرى‏ أنْ يدوم بينكما »
زن عفيف ، پاك‏دامن و مقيد به پوشش ، بايد هنگام رويارويى با خواستگار ، براى آگاهى يافتن او از جمال و زيبايى‏هاى همسر آينده‏اش با او همكارى كند و اجازه دهند جوان خواستگار حداقل از پسِ چادر نازك ، چهره ، مو ، اندام و قد و بالاى او را ببيند تا بتواند تصميم بگيرد . خود نيز با دقت قد و بالا و اندام مرد را برانداز كند ، آنگاه تصميم بگيرد .
استاد ابراهيم امينى از كارشناسان ازدواج و خانواده مي نويسد : « به پسران و دختران توصيه مى‏شود از ديدن مانع نشوند و هر يك اجازه بدهد ديگرى او را ببيند . اگر نديده ازدواج كنند ، احتمال دارد نارضايتي ايجاد شود ، و كارشان به طلاق برسد يا ناچار باشند عمرى را در ناراحتى و دلسردى و اختلاف بگذرانند »
چهره ، مو ، اندام و محاسن زن اگر مورد پسند مرد باشد ، در صفا ، صميميت و گرمى زندگى بسيار مؤثر مى‏باشد . آنچه ابتدا زن و مرد را به هم متمايل مى‏كند و پيوستگى زندگى را تضمين مى‏نمايد ، زيبايى‏هاى ظاهرى و جسمى و اندامى است . ديگر عوامل پايداركننده پيوند ، بعداً پيدا مى‏شوند . اگر اين عامل وجود نداشته باشد ، تداوم زندگى تا پيدا شدن عوامل ديگر و اصولاً پيدا شدن آن عوامل مورد ترديد است .
ممكن است بعضى از متدينان بگويند كه مادر و خواهر خواستگار كه زن هستند مى‏توانند دختر را ببينند ، بعد براى پسر توصيف كنند تا او انتخاب كند و تصميم بگيرد . در پاسخ مي گوييم : هر انسان سليقه اي دارد . چه بسا دخترى كه به نظر مادرى زيبا نيست ، ولي از نظر پسر ، زيبا و خوش‏اندام جلوه كند . مشهور است ليلى دخترى لاغر و گندمگون بود . روزى امير آن سامان وى را ديد و شناخت و به او گفت : اين چهره و اندام ، شايسته آن همه دلدادگى مجنون نيست . چرا بايد مجنون دلداده چنين فردى باشد كه رنگش سبزه است و مويش فرفرى و قدش كوتاه و اندامش لاغر و ... ،  ليلى سخن و كلام امير را شنيد و در جواب گفت : اين برداشت شما از قد و قواره من است اما ؛ اگر بر ديده مجنون نشينى‏    بجز زيبايى از ليلى نبينى‏ . بنابراين اكتفا به توصيف مادر و خواهر و تصميم بر ازدواج گرفتن با تكيه بر توصيف‏ها ، همه جا درست و كافى نيست . شايسته‏تر آن است كه دو طرف در ملاقات حضورى و مطابق با دستور شرع همديگر را ببينند . نگاههاى خريدارانه اگر در مرحله نهايى و پس از توافق دختر و پسر باشد ، از نظر شرع مجاز مى‏باشد .
در برخي از روايات ، در توجيه جواز نگاه كردن مى‏فرمايد : « زيرا او را به گران‏ترين قيمت مى‏خرد »  به نظر مى‏رسد اين تعبير داراى مفهومى وسيع‏تر از هزينه‏هاى مالى و مادى است  ، بدين معنا كه مرد هنگام گزينش همسر مى‏خواهد فردى را انتخاب كند كه شريك زندگى‏اش ، محرم اسرارش ، مادر فرزندانش و وصله تنش باشد . در حقيقت نيمه كامل‏كننده خود را برمى‏گزيند ، همان گونه كه زن هنگام ازدواج ، شريك زندگى ، ياور همراه ، پدر فرزندان و مايه افتخارش را برمى‏گزيند. چه قيمتى بالاتر از اين ؟!
اگر در روايت نگاه‏كننده ، مرد بيان شده است ، از آن‏روست كه سؤال از مجاز بودن مرد است كه در حالت عادي ديدن موى زن ، مجاز نيست ، اما ديدن جمال و اندام مرد ، احتياج به اجازه فوق‏العاده نيست ، در هنگام انتخاب ، هرگاه اراده كرد مي تواند ببيند .
امام صادق (ع) مى‏فرمايد : « ببين جانت را كجا قرار مى‏دهى [ به چه كسى دل مى‏بندى‏] و چه كسى را در مالت شريك مى‏كنى و بر دين و راز خود آگاه مى‏گردانى »    
مردي به حضرت صادق (ع) عرض كرد : آيا مرد مي تواند به زني كه قصد دارد با او ازدواج نمايد نگاه كند و مو و زيبايي هايش را ببيند ؟ فرمود : در صورتي كه در نگاه كردن قصد لذت جويي نداشته باشد ، مانع ندارد .       
حضرت صادق (ع) : مرد در صورتي كه قصد دارد با زني ازدواج كند مي تواند به صورت و موضع دستبندش نگاه كند .          
تذكر : 1ـ زيبايي اقسامي دارد : زيبايي محسوس ؛ زيبايي معقول ( صداقت ، راستگويي ، عفت دامن و زبان ، ايثار ... ) ؛ زيبايي مافوق معقول يعني بيش از سايرين با خدا ارتباط دارد و در فراق او ، خداي بي نهايت رحمت اشك مي ريزد و براي وصال محبوب واقعي تلاش مي كند ... » 2ـ زيبايي مقوله ايست نسبي و در تعريف آن گفتند : « وجود هماهنگي و تناسب ، ميان اجزاء و اعضاي يك شيء » 3ـ گرجه در امر ازدواج ، نمي توان زيبايي را ناديده انگاشت ، اما نبايد بيش از حدّ بدان امتياز داد و دچار وسواس شد . ابتداءً بايد ايمان ، دينداري ، اخلاق و عقل را ملاحظه كرد ، و بعد از اطمينان به وجود آنها ، وجود زيبايي هم كمال محسوب مي شود ؛ چرا كه شيريني زندگي ، تنها به زيبايي چهره و اندام نيست ، بلكه بيش از آن ؛ زيبايي هاي رفتاري و اخلاقي است كه جاذبيت فوق تصور ايجاد مي كند و حتي ممكن است زشت را زيبا جلوه دهد .


ز ـ  اصالت خانوادگي  : 

 
ـ اصالت خانوادگي يعني خانواد ه اي است با سابقه ي خوب و شناخته شده ، كه با بستگان و مردم ارتباطي مؤثر و انساني دارد و در ارتباطات داخلي با فرزندان و همسرش ، از ثبات كافي برخوردار است . بنابراين اگر خانواده اي با نزديكانش هيچ ارتباطي ندارد و از ديگران بريده است و در ارتباطات داخلي داراي ثبات نيست و اغلب با همسر و فرزندانش درگير است و يا با انسان هاي شرور و گروه هاي ضدّ اجتماعي رفت و آمد دارد ، مي گوييم اين خانواده داراي اصالت خانوادگي نيست .
ـ اختلافات عميق خانوادگي در ميان شان رايج نيست ، و حريم ديگران را نيز نگه مي دارند . در مقابل خانواده ي فاقد اصالت ، باكي ندارد كه به ديگران فحش دهد و به او فحش دهند .
ـ در گذشته انسان هاي آبرومندي بودند و در حفظ آن كوشايند .
ـ خانواده ي اصيل ، نزد مردم پذيرفتني و جاه افتاده اند . بر خلاف خانواده اي كه تا از آن مي پرسي ، اغلب تصوير روشني از آنان ارائه نمي شود ، و احياناً از زشتي هاي اخلاقي و رفتاري آنان سخن مي گويند .
ـ خانواده هاي اصيل ، ارزش هاي اخلاقي و اجتماعي براي شان مهم است ، و به چيزهاي با ارزش و داراي اصالت بها مي دهند .
اهميت اصالت خانوادگي از اين روست كه معمولاً رفتار و اخلاق هر انساني ، زاييده تربيت و اخلاق خانواده اي است كه در آن رشد كرده است . بررسي وضعيت خانواده فرد مورد نظر از نظر اجتماعي ، اخلاقي ، تربيتي و ديني ، در شناخت بهتر همسر آينده به ما كمك خواهد كرد .
« اين دختر و يا پسري كه قصد داري با او ازدواج كني ، شاخه اي از همان درخت است ؛ نيك بنگر كه فرزندت را در كجا قرار مي دهي ؛ چه كسي را براي مادري يا پدري فرزندت انتخاب مي كني ؛ زيرا عِرقْ و خصوصيات ارثي ، به صورت پنهاني و بدون اختيار منتقل مي شود و تأثير مي گذارد » .      
روزي پيامبر اكرم (ص) فرمود : « اي مردم ! از سبزه‌زاري كه در بستر منجلاب روييده باشد ، بپرهيزيد ؛ و هنگامي كه از معناي آن پرسيدند ، فرمود : زن زيبايي است كه در خانواده ي بدي رشد كرده باشد .   يعني ملاك شرافت و اصالت خانوادگي نجابت ، پاكي ، دين‌داري و كرامت آدمي است ، نه ثروت و قدرت و شهرت .
برخى مى‏پندارند : جوان در آينده مى‏خواهد با همسرش زندگى كند نه با پدر ، مادر ، برادر يا خواهر او ، از اين‏رو ويژگى‏هاى شغلى و اخلاقى و جسمى افراد خانواده همسر ، از جمله نزديكان درجه اوّل يعنى پدر و مادر و برادران و خواهران ، اثر و نقشى در زندگى ندارد و نبايد براى خواستگار اهميت داشته باشد ؛ در حالى كه چنين نيست ؛ وقتى پسر و دختر با هم ازدواج مى‏كنند ، دو خانواده به هم وصل مى‏گردند ، كه اين اتصال ، بيشترين تأثير را بر دختر و پسر مى‏گذارد . هر كدام از آن دو ، بعد از ازدواج علاوه بر پدر و مادر و خويشاوندان خود ، داراى پدر و مادر دومى مى‏شود و برادران و خواهران همسر ، به اندازه برادران و خواهران خود يا كمتر و بيشتر با او رابطه پيدا مى‏كنند . ايمان ، اخلاق و رفتار وابستگان همسر با برقرارى ارتباط ، در او هم اثر خواهد گذاشت . اگر آن وابستگان مؤمن ، نيكوكار ، تلاشگر و اخلاقي باشند ، او را به درستكارى سوق مى‏دهند ؛ اما اگر ولنگار ، تنبل ، تبهكار و ...  باشند ، او را به سوى زشتى‏ها مى‏كشانند . اگر محترم و عزتمند باشند ، انتساب به آنان ، سبب عزت و احترام مى‏گردد ؛ اما اگر بدنام و منفور باشند ، او هم بدنام و منفور مى‏گردد . او نمى‏تواند از پيامدهاى مثبت يا منفى حاصل از انتساب فرار كند و قطع رابطه با خانواده همسر تقريباً ناممكن است ، زيرا همسر به علت انتساب و علاقه‏اى كه به خانواده‏اش دارد ، به طور طبيعى متمايل به آنان است و قطع رابطه ، ضربه شديد روحى به او وارد مى‏كند ، حتى اگر مدتى بتواند به سختى قطع رابطه را تحمل كند ، بالاخره روزى طاقتش تمام مى‏شود و خواهان ارتباط با خانواده‏اش مى‏گردد و از بى‏اعتنايى يا نفرت همسرش از خانواده‏اش ، دل‏آزرده مى‏شود و موجبات اختلافات و جدايى فراهم مى‏آيد . البته استثناهايى وجود دارد ؛ چه بسا زن يا مردى از خانواده خود و عقايد و اخلاق و رفتار آنان بيزار بوده و با فردى ازدواج كند كه مانند خودش از چنين عقايد ، اخلاق و رفتارى نفرت دارد و مى‏پذيرد كه هر دو با خانواده همسرش قطع رابطه كنند يا رابطه‏شان را به حداقل برسانند ، و با هم باصفا و صميميت زندگى كنند و سرزنش‏هاى خانواده نتواند در عزم محكم و استوار آن دو در زندگى و تداوم آن خللى ايجاد كند ؛ ولى همان گونه كه گفتيم ، اين موارد استثنا هستند و كسانى مى‏توانند چنين كارى كنند كه عزم جزمى داشته و تاب تحمل سرزنش‏ها و نامهربانى‏ها را داشته باشند ، يعنى نامهربانى پدر ، مادر ، برادر و خواهر ، عزم آنان را نشكند و از شيوه زندگى و همسرى كه انتخاب كرده ، دلسرد ننمايد . اگر دو طرف از چنين عزم و اراده‏اى برخوردارند ، مى‏توانند با هم زندگى كنند و نامهربانى‏ها را ناديده بگيرند ، اما چنانچه دو طرف يا يكى از آنها از چنين عزم و اراده‏اى برخوردار نباشند ، قطعاً ازدواجى موفق نخواهد بود .
اگر پدرِ همسر شما مردى تبهكار باشد و يا اگر مادر همسرتان اخلاق زشت و رفتارهاى ناپسند داشته باشد و خانواده همسرتان در جامعه به بدنامى شناخته شده باشند ، آيا مى‏توانيد با چنين افرادى ارتباط و انتساب داشته باشيد ؟ آيا از بدنامى‏ها و رفتارهاى ناپسند بى‏تاب نخواهيد شد و از آن وضع ناپسند فرار نخواهيد كرد ؟ آيا مى‏توانيد خودتان و همسرتان با آنان به طور كامل قطع رابطه كنيد ؟ اگر خانواده شما از بعضى شغل‏ها ، برخى رفتارها و اخلاق‏ها متنفر باشند و همسر شما يا يكى از اعضاى خانواده‏اش ، آن شغل ، رفتار و اخلاق را دارد و در صورت ازدواج مورد قهر و سرزنش خانواده قرار مى‏گيريد ، برايتان اهميت ندارد ؟ چقدر مى‏توانيد در مقابل سرزنش‏ها و قهرها ايستادگى كنيد ؟ وقتى توان‏تان تمام شد ، چه مي كنيد ؟!
ح ـ  همتايي  : 

 تناسب ، همتايي و هماهنگي دختر و پسر عامل مهم ديگري است كه بر آن بسيار تأكيد شده است ؛ زيرا اگر زن و مرد در جنبه‌هاي گوناگون ديني ، اخلاقي ، سني ، علمي و ... تناسب نداشته باشند ، احتمالاً دچار مسئله خواهند شد . با  اين حال ، آن چه بيشتر اهميت دارد ، همتايي دختر و پسر از نظر اخلاق و باورهاي مذهبي است .
قرآن كريم ، زنان پاك را شايسته مردان پاك مي داند »  اهميت همتايي ، به گونه‌اي است كه حتي پيامبر (ص) درباره حضرت علي(ع) و حضرت زهرا (س) فرموده است : « اگر علي (ع) آفريده نمي‌شد ، هيچ همتايي براي ازدواج با فاطمه (س) نبود »
4ـ  با آگاهي از راه هاي شناخت همسر مناسب ، عاقلانه تصميم بگيريم .
با انجام تحقيق است كه خواستگار نقاط قوّت و ضعف فرد مورد نظر را مى‏يابد و مى‏تواند آگاهانه تصميم بگيرد و از پيامد تصميم خام و مبتنى بر احساس و جهل در امان باشد . به قول يكى از نويسندگان :  نبايد به دخترى پيشنهاد ازدواج دهيد مگر اينكه بعضى از عيوبش را كشف كرده باشيد .
بنابراين جوانانى كه مى‏خواهند براى ازدواج اقدام كنند و فردى را به عنوان همسر در نظر گرفته و به او دلبستگى پيدا كرده‏اند ، لازم است در اوّلين مرحله ، تحقيقات پيرامونى خود را انجام دهند و نسبت به موارد هم‏شأن بودن تحقيق كافى كنند ، آنگاه بعد از اطمينان از مناسب بودن شخص مورد نظر از جهات مختلف ، براى خواستگارى اقدام كنند و مقدمات ازدواج را فراهم آورند .
ضروري است كه در اين مسئله ، بر خداي رحمان توكل كنيم و چشم اميد به عنايت او  بنديم ، تا با لطف بي كرانش ، مهمترين تصميم زندگي را ، به بهترين نحو اخذ نماييم . چرا كه خود وعده فرموده است كه : « و من يتوكل علي الله فهو حسبه »
شخصي آمد خدمت امام صادق (ع) ؛ امام به او فرمود : اگر من به تو بگويم 1000 دينار به تو مي دهم باور خواهي كرد . گفت : آري . فرمود : چرا ؟ گفت : چون شما معصومي و فرزند معصوم . امام فرمود : مگر خداي رحمان نفرمود : » و من يتوكل علي الله فهو حسبه » چرا باور نمي كنيد .
امام صادق (ع) به يكى از اصحابش فرمود : « هر گاه يكى از شما خواست ازدواج كند، دو ركعت نماز بخواند و خداى بلندمرتبه را بستايد و به پيشگاه او عرض كند : خدايا ! مى‏خواهم ازدواج كنم ؛ پس ، از زنان آنكه نيكوخُلق‏ترين ، رعناترين و عفيف‏ترين است برايم مقدّر گردان . زنى كه عفت خود را در غياب من حفظ كند و حافظ مال ، پُر روزى و پر بركت باشد ؛ و از او فرزندانى پاك ، روزى من كن تا خَلَف و جانشين صالح من در دوران زندگى و بعد از مرگم باشند »  
1ـ بررسي همه جانبه و انتخاب : دختران و پسران عزيز بايد در انتخاب همسر ، با دقت پيش روند و از اقدام شتابزده ، قبل از تحقيق كافى و اطمينان يافتن به مناسب بودن شخص مورد نظر ، خوددارى ورزند . ابتدا لازم است هر كدام از طرفين در باره شريك احتمالى زندگى ، سن ، شغل، صفات جسمى و اخلاقى و خانوادگى او تحقيق كافى كنند و در اطلاعات دريافتى تأمل نمايند و بدون حاكميت احساسات زودگذر ، قضاوت نمايند كه آيا مى‏توانند با فردى كه اين ويژگى‏ها و خصوصيات را دارد ، زندگى كنند .
2ـ مشورت با افراد فهيم و امين : هر يك از ما ، اولاً از نظر قدرت تفكر و وسعت علمى محدوديت داريم . ثانياً از تجربه كافي و لازم در اين امر برخوردار نيستيم ، از اين رو مشورت با اشخاص آگاه و امين ضرورت مي يابد .
خدامحورى ، آگاهى ، آزادگى در ارائه نظرات بى‏هيچ ترس و مصلحت‏انديشى ، دلسوزى و حفظ امانت در مشاور ، جوان را در شناخت همسر آينده مدد مى‏رساند . البته تصميم نهايى و سخن آخرين از سوى جوان مطرح شود ؛ بى‏آنكه شتابى در تصميم يا كندى در اراده صورت گيرد .
3ـ  بهره‏مندى از واسطه يا معرّف : نبايد براي انتخاب همسر با هر كس صحبت كرد . بايد با كسي مشورت كرد كه شما را مي شناسد . آگاهي مذهبي دارد . با مهارت هاي انتخاب همسر آشناست . در اينجا دروغ و مسامحه كاري خيانتي است بزرگ .
هرگاه هدف معرّف تنها « پيوند » باشد ، خطرات اين شيوه بيش از بركات آن است ، اما اگر با توجه به جوانب مختلف افراد و خانواده‏ها ، پيوندى آگاهانه صورت گيرد ، « نيّت » و « عمل » هر دو خير خواهد بود .
4ـ  بديهى است كه براى شناختن هر كس بايد گذشته او را مورد بررسى قرار داد . بايد ديد كه با چه نوع افرادى دوست صميمى و معاشر بوده است ، زيرا دوستان صميمى , آينه اخلاق و رفتار انسان هستند . از اين رو تحقيق از دوستان ، همكلاسي ها ، همكاران ، مربيان و معلمان ، همسايگان و خويشان حتّى از « دشمنان » شخص ، گرچه ممكن است احياناً صادقانه اظهار نظر نكنند ، ما را در چينش يكايك اطلاعات و نتيجه‏گيرى نهايى ، مفيد و مؤثر و گاه حياتى است .. بنابراين تحقيق از وضعيت اخلاقى ، اجتماعى و مكتبى شخص از مهمترين كارهاست . سعى كنيد به صرف ادعاى او و يا دوستان و اطرافيانش اعتماد نكنيد . بلكه با كسانى كه با او معاشر بوده و او را در زمانها و مكانهاى مختلف آزموده اند هم مشورت كنيد .
حضرت على(ع) مى فرمايد : « هرگز به كسى اطمينان و اعتماد نكن تا اينكه او را بيازمايى »
5ـ  بررسي اخلاق خانواده : اغلب پسران و دختران ، با اخلاق و رفتار پدر و مادر تربيت مي شوند . خانواده ي سازگار و با اخلاق و با حيا ، معمولاً فرزنداني اينگونه پرورش خواهند داد .
« بررسى احوال و صفات اقوام و نزديكان فرد » هم مي تواند راه مطمئني باشد كه ما را به طور نسبى به تصميمى معقول هدايت كند. همان گونه كه امام على (ع) به برادر خود عقيل اين شيوه را پيشنهاد كرد و پس از تحقيق عقيل « فاطمه كلابيه » يعنى امّ‏البنين را انتخاب نمود . اين معيار ، راهنما و راهگشاى خوبى در امر تحقيق است ، زيرا شاخ و برگ‏ها از ريشه‏ها تغذيه مى‏شوند و صفات و روحيات فرزندان همانند پدران و مادران و اجداد مى‏گردد . از اين‏رو پيشوايان دين گاه امر به ازدواج با گروهى خاص مى‏كردند و دليل آن را عفت مردان‏شان بيان مى‏نمودند .
6ـ  گفتگو و معاشرت : اگر دختر و پسر ، در چند جلسه با هم ، درباره برنامه زندگي و هدف ازدواج و وظايف زن و شوهر و توقعات آنها و مشكلات احتمالي و راه حل ها با هم گفتگو كنند ؛ مي توانند تا حدودي با اخلاقيات يكديگر آشنا شوند . و اگر از يكديگر سؤال كنند كه آيا نقطه ضعف اخلاقي برجسته اي ، در خودت سراغ داري ؟ توصيه مي شود كه صادقانه به هم بگويند كه من اين ضعف را دارم ، و اگر تصميم دارد و واقعاً هم تصميم دارد كه آن را اصلاح كند ، به او بگويد ؛ پس از بيان واقعيت ، از دو حال خارج نيست : يا با همين واقعيت ، تصميم به ازدواج خواهد گرفت ، كه در اين صورت بردباري اش در آينده بيشتر خواهد شد و يا نمي پذيرد . اين بهتر از اين است كه شما را فريبكار بداند و در نهايت به ناسازگاري و جدايي منجر شود و يا عمري را در ناراحتي زندگي كنيد.
در فقه اسلامى تصريح شده كه اگر آرايشگرى ، آگاهانه دخترى را آرايش كند به گونه‏اى كه دختر ، زيبا جلوه كند و چهره زشت او را در پس آرايش پنهان نمايد ، و سبب فريب و گمراه شدن خواستگار گردد ، گناه و حرام محسوب مي شود . و نيز كسى كه در صحبت چهره به چهره با خواستگارش ويژگى‏هاى روحى ، اخلاقى ، رفتارى ، خانوادگى و ايده‏آل‏هايش را پنهان كند و مطالبى اظهار نمايد كه حقيقت نداشته باشد ، و خواستگار را به گمراهى بيندازد ، علاوه بر اينكه گناه كرده ، زمينه ايجاد بنيانى را فراهم آورده كه بعداً در معرض فروپاشى است . منهدم شدن اين بنيان علاوه بر اينكه به ضرر خواستگار خواهد بود ، براى خودش هم ضرر در پى دارد .
7ـ در تحقيق بايد جزئيات را بررسى كرد و داده‏هاى مختلفى را به دست آورد ، سپس هر يك را كنار هم چيد و درباره آنها تفكر و مشورت كرد تا جزئيات امور ، انسان را به كليات و نتيجه نهايى برساند .
8ـ جواز غيبت در امر تحقيق : بيان نقاط ضعف و عيوب دختر و پسر ، بنابر فتواى همه فقها ، در خصوص امر ازدواج ، نه تنها غيبت و حرام نيست ، بلكه نگفتن آنها ، كتمان و گناه است . اجازه افشاى عيوب ، به خاطر اهميت پيوند و ازدواج است ؛ يعنى اگر شما براى تحقيق در مورد جوانى ، به فردى مراجعه كرده و از او درباره خصوصيات و ويژگيهاى روحى و اخلاقيش سؤال و مشورت كرديد ، او مى تواند در حدى كه مربوط به سؤال شما و مرتبط با ازدواج است ، چنانچه ايراداتى از او سراغ دارد به عنوان « مشاور دلسوز » با شما در ميان گذارد .
5ـ  هر چه همساني دو همسر بيشتر ، زندگي مشترك پايدارتر است .


موارد همتايي و تناسب دختر و پسر


1ـ  همتايي ايماني


امام صادق (ع) مى فرمايد : « در ازدواج همتا كسى است كه عفيف و پاكدامن باشد و اندكى هم مال داشته باشد »
چه بسيارند دختران و پسرانى كه هم شأن يكديگرند و از پاكدامنى لازم و ثروت اندك برخوردارند ، اما به خاطر فرهنگ غلط بعضى خانواده ها و توقعات بيش از حد برخى والدين در هزينه هاى مراسم عقد و عروسى و مقدار مهريه ، تن به ازدواج نمى دهند و يا براى برطرف شدن موانع غير منطقي و توقعات بيجا ، سال ها با فشار روحى و جنسى خود دست و پنجه نرم مى كنند .
« جويبر » ، مردى است كه از يمامه به مدينه آمده و مسلمان شده بود . او مؤمنى متعهد ، ولى در عين حال سياه پوست ، كوتاه قد ، مستمند و بى خانمان بود . روزى پيامبر (ص) به او فرمود : « چرا ازدواج نمى كنى ؟ » عرض كرد : چه كسى به اين بينوا زن مى دهد ؟ فرمود : اسلام ، هر خوار و ذليلى را عزيز كرده است . نزد « زياد بن لبيد » كه از اشراف انصار است برو و دخترش را خواستگارى كن . جويبر نزد زياد آمد و از قول آن حضرت دختر او را خواستگارى كرد . زياد گفت : ما دختران خود را فقط به همرديفان خود از انصار مى دهيم و با آنها وصلت مى كنيم . جويبر نزد پيامبر(ص) آمد و جريان را عرض كرد ؛ آنگاه حضرت به زياد فرمود : اى زياد ! جويبر مؤمن است و هر مرد مومنى ، هم شأن زن مؤمنه و هر مرد مسلمانى هم شأن زن مسلمان است »
مردي ازپيامبر اسلام (ص) پرسيد : با چه كسي ازدواج كنيم ؟ ايشان فرمودند : «الاكفاء» او پرسيد : « هم كفوها » چه كساني هستند ؟ حضرت فرمود : مؤمنان ، هم شأن همند .
رسول اكرم (ص) فرمود : « زمينه‌ ازدواج همتايان را فراهم آوريد و با همتاي خود ازدواج كنيد و آنان را براي به دنيا آوردن فرزندان شايسته برگزينيد »   
گلى خوشبوى در حمام روزى‏     رسيد از دست محبوبى به دستم
بدو گفتم كه مشكى يا عبيرى‏     كه از بوى دلاويز تو مستم‏
بگفتا من گِلى ناچيز بودم‏          وليكن مدتى با گُل نشستم
كمال همنشين در من اثر كرد     وگرنه من همان خاكم كه هستم‏
زن ديندار و پايبند به ارزش هاي اخلاقي ، بايد با انساني مانند خود ازدواج كند ، يا حداقل به هم نزديك باشند و يا ترجيحاً شوهرش تا حدودي از او بهتر باشد ، و گرنه اگر با همسري كه براي ارزش هاي مذهبي ارج نمي نهد  ازدواج كند و همسرش نخواهد خود را متحول سازد ، يا بايد همانند او شود و يا با مقاومت ، دائماً با هم به نزاع پردازند ؛ كه هر دو ، خسارت بزرگي است كه خود و فرزندان شان ، قرباني چنين ازدواجي خواهند شد . به عنوان مثال در فرانسه يكى از مسائل حقوقى كهبراي مسلمانان مشكل‏آفرين شده ، ازدواج مسلمانان با شهروندان اروپايى است . اكثر اين ازدواج‏ها به دليل اختلافات فاحش فرهنگى و مذهبى به طلاق منجر مى‏گردد .   
امام صادق(ع) فرمود :  زنى را كه به امامت معرفت دارد [ و شيعه است‏] جز به همسرى مردى كه به امامت معرفت دارد ، ندهيد .      

 
2ـ  همتايي و هماهنگي فكري :

براي ايجاد يك زندگي پويا و پربار ، بايد معماران اين كانون بتوانند يكديگر را درك نموده و در بسياري از مسائل ، تصميم مشترك و يكسان گرفته و برمبناي آن عمل كنند و در فراز و نشيب هاي زندگي ، ياور هم باشند و فرزندانشان را براساس يك طرح هماهنگ تربيت كنند .
امام صادق (ع) مي فرمايند : زن عارفه ( فهميده ي فرزانه ) بايد در كنار مرد عارف ( فهميده ي اهل معرفت) قرار گيرد ، نه غير آن . « العارفة لا توضع الا عند العارف » 


3ـ  همتايي اخلاقي  : 

 از مهم ترين موارد همتايي بين زن و شوهر ، تناسب اخلاقي است . گاهي ممكن است زن و شوهر از جهت ديني همتايند ، اما از جهت اخلاقي ، نمي توانند سازگارانه زندگي كنند .


4ـ  تناسب در تحصيلات و مدارج علمي : 

 بهتر آن است كه زن و شوهر از نظر معلومات و مدارج علمي ، تناسب داشته باشند ، تا تفاهم بيشتري را شاهد باشيم . البته اين خصوصيت را بايد با ويژگي هاي ديگر بررسي كرد . به اين معنا كه اگر زني داراي تكبر و غرور بي جاست و كم ظرفيت است ، نبايد تحصيلاتش بيش از همسرش باشد ؛ زيرا به احتمال قويّ ، دچار مسئله خواهند شد . اما اگر عاقل و متواضع بود ، احتمال بروز اين مشكل  كمتر است . در مورد « مرد » هم مسئله ، به همين شكل است .
امام خمينى (ره) اهل خمين بود كه به درس‏هاى دينى مشغول شده و براى تحصيل فقه و اصول به اراك و سپس به قم آمده بود . ايشان در سن ازدواج بودند و در بين آشنايان و اقوام دخترانى بودند كه مشتاق ازدواج با ايشان بودند ، اما به اقتضاى شرايط آن زمان در شهرها و روستاها ، از تحصيل بازمانده و اغلب بى‏سواد بودند . لذا ايشان به ازدواج با آنان رغبت نشان ندادند و اعلام كردند كه چون خودشان اهل علم مى‏باشند ، دوست دارند با دخترى از خانواده اهل علم و تحصيل‏كرده ، ازدواج كنند و وقتى فرد مورد نظر خود را پيدا كردند ، با او ازدواج نمودند .


5ـ  تناسب در زيبايي  : 

 توجه به تناسب ميان دو همسر در زيباييِ صورت و اندام و قيافه ي ظاهري لازم است . اگر يكي از آن دو ،  زيبا و خوش اندام باشد و ديگري بد اندام ، احتمال به وجود آمدن ناراحتي و مشكل براي هر دو ، و عقده هاي رواني و انحراف و حسرت و ...  برا ي فرد زيبا وجود دارد .


6ـ  تناسب سنّي  : 

در انتخاب همسر ، توجه به  تناسب سني  لازم است . تفاوت سن بلوغ  ، در دختر و پسر ، يك امر طبيعي است . پسر ، حدود 4 سال ديرتر از دختر به  بلوغ مي رسد ، پس شايسته است كه تفاوت سن آنان در امر ازدواج نيز به همين مقدار باشد (پسر ، بزرگتر باشد) . همتايي دختر و پسر از نظر سن ، تفاوت سن است. زيرا اين تفاوت ، در آفرينش آنان قرار دارد . البته رعايت اين تفاوت ، بهتر است ، نه يك ضرورت . اين خصوصيت را بايد با ديگر خصوصيات دختر و پسر بررسي كرد . ممكن است دختري سنّش ، كمتر از سن پسر نباشد ، اما امتيازات ديگري دارد كه آن را  جبران مي كند . اما ازدواج مرد پير با زن جوان يا زن جوان با مرد پير و ... به احتمال قوى بعدها مشكل‏ساز خواهد شد .
يكى از متخصصان امر خانواده مى‏گويد : « از آنجا كه ارضاى نياز جنسى ، يكى از عوامل مهم استحكام ازدواج و پاى‏بندى به قواعد خانواده است ، با توجه به اينكه خانم‏ها در سنين پايين‏ترى نياز جنسى خود را از دست مى‏دهند ، لذا اگر مثلاً يك دختر 28 ساله با يك پسر 24 ساله ازدواج كند ، دختر در سن 40 سالگى به بعد به يائسگى و افت شديد نياز جنسى مى‏رسد ، در حالى كه شوهر در آن زمان در سن 36 سالگى و اوج فعاليت جنسى است و اين امر ممكن است به ازدواج مجدد مرد و تنيدگى‏هاى ناشى از آن منجر شود . اگر سن مرد هم خيلى بيشتر از زن باشد، سبب مى‏شود كه نتواند نيازهاى روان‏شناختى ( عاطفي و احساسي ) زن را برآورده كند ، زيرا دختران جوان انرژى زيادى دارند و به مصاحبت و گردش و مانند آن علاقه‏مند هستند ، اما مرد به اقتضاى سن خود ، اين حالات را « كودك‏مانندگى » تلقى خواهد كرد »     


7ـ  تناسب مالي  : 

شايسته نيست كه دختر و پسر ، از نظر « مالي و ثروت » تفاوت زيادي داشته باشند . اگر با كسي ازدواج كرديم كه بخاطر ثروت مالي بيشتر ، با تكبر و غرور بيجا كه از حقارت باطني اش خبر مي دهد ، ما را تحقير كند و مسئله اي كه حلّ آن شايد آسان نباشد . معمولاً چنين است كه اگر پسري فقير يا متوسط ، از نظر مالي ، با خانواده اي ثروتمند وصلت كند ، بايد « نوكر و برده ي » آنان شود . و اگر دختري فقير ، عروس خانواده اي ثروتمند شود ، بايد « كنيز » آنان گردد ! البته استثناهايي نيز وجود دارد .
 داشتن شغل و امكان تأمين معاش خانواده ، شرط مهمي است كه هر مرد در شرف ازدواج بايد حائز آن باشد . طبق قوانين شرع و عرف ايراني ، تأمين مخارج خانواده و نيازهاي اوليه و اساسي زندگي مثل خوراك ، پوشاك و مسكن همسر و فرزندان ، آن هم بر طبق جايگاه و منزلت زن از وظايف و مسئوليت هاي اجتناب ناپذير مرد است . بنابراين بدون شغل مناسب ، و يا با تكيه بر اموال و دارائي خانواده و  والدين چگونه مي توان زندگي شاد و سالمي را پايه ريزي كرد ؟ شروع زندگي با مردي كه كار ندارد ، تنها به اميد آنكه در آينده شغلي خواهد داشت ، چندان منطقي نيست . اگر شغلي مناسب با شخصيت و توانائي هاي فرد يافت نشد ، نبايد از انجام كارهاي سالم و منطقي سرباز زد .


8ـ  تناسب خانوادگي و فرهنگى (آداب و رسوم) :

بسيار مهم است كه در انتخاب همسر ، پايگاه اجتماعي اش ملاحظه شود تا از جنبه موقعيت خانوادگي و آداب و رسوم ، يكسان باشيم . زيرا عوامل فرهنگي داراي ابعاد متفاوتي است كه ريشه در افكار انسان داشته و با رسوخ در تمام جوانب حيات ، به زندگي جهت مي بخشد . نحوه معاشرت ، برخوردها ، تربيت فرزندان ، ديدگاه نسبت به پسر يا دختر و ... متأثر از فرهنگ حاكم بر زيستگاه و ذهنيات ماست . تشابه يا تضاد فرهنگي ؛ در رفت و آمدهاي خانوادگي اثرگذار بوده و مستقيماً در زندگي زوج جوان مؤثر خواهد بود ؛ و كنار گذاشتن فرهنگ يعني ناديده گرفتن سيستم ارزشي ، افكار ، عقايد و به هم ريختن تمام ملاكهاي اخلاقي و اجتماعي ، بي هويت شدن و درهم ريختگي ارزش ها و سردرگمي فرد است . پس نمي توان به دليل علاقه به يك فرد ، تأثير فرهنگ و آنچه بايد باشد و آنچه هست را در زندگي ناديده گرفت .
حتي اگر فرض كنيم كه زوج جوان بتوانند در سايه علاقه و خصوصيات مشترك اخلاقي ، تحصيلي و ... راه مسالمت آميزي جهت پيوند فرهنگ هاي متضادشان بيابند ، تكليف خانواده ها چه خواهد شد ؟ ازدواج نه تنها پيوند دو فرد ، بلكه اتصال دو خانواده به همديگر است . چرا كه اختلاف در عقايد و سيستم ارزشي آنها ، تأثير مستقيمي بر شرايط زندگي و تعادل و سلامت خانواده خواهد داشت .
عوامل فرهنگي ريشه در ناخودآگاه ذهن انسان دارند . تجارب زندگي ما ، ريشه در فرهنگ و اعتقادات فرهنگي ما دارد . تجاربي كه خواه ناخواه در آيندة رفتاري ما آگاهانه يا ناخودآگاه مؤثر خواهد بود . بنابراين اگر انتخاب همسر با توجه به معيارهاي خانوادگي ، اجتماعي و فرهنگي صورت گيرد ، درصد موفقيت آن بسيار بالاست و اگر تناسب بين افراد و خانواده ها كم باشد ، زندگي ، سست و ناپايدار خواهد بود .
گرچه بعضى از آداب و رسوم ، غلط و غير عقلانى اند و پاى‏بندى به آنها صحيح نيست ؛ اما بسيارى از آداب و رسوم نيز ريشه‏دار و صحيح هستند ؛ و يا نمى‏توان به راحتي آنها را غلط شمرد و با آنها مبارزه كرد . تفاوت آداب و رسوم اگر به تضاد بينجامد ، مسئله‏ساز مى‏شود و رعايت همسانى در آداب و رسوم ، مهم و قابل توجه است .
دكتر محمدحسين فرجاد ، در بيان آسيب‏شناسى اجتماعى ستيزه‏هاى خانوادگى مى‏گويد : رعايت تناسب‏هاى روحى و اخلاقى و اجتماعى حتى‏الامكان لازم است . زنى كه در خانواده‏اى فقير ، مستقل ، قانع ، بى‏اهميت به زر و زيور و آرايش‏هاى آنچنانى بزرگ شده با مرد خانواده‏اى مرفّه ، اهل تجمل و آرايش و خودنمايى و تفاخر نمى‏تواند زندگى كند . 
ممكن است دختر و پسرى با همديگر تناسب زيادى حتى در فكر داشته باشند و خود را مقيد به آداب و رسوم ندانند ، ولى اگر خانواده‏هاى آنها داراي آداب و رسوم متفاوت و متنافى باشند ، به طور طبيعى با دخالت خانواده‏ها و ايرادهاى پى در پى آنان مواجه و كم كم شقاق و اختلاف حاصل خواهد شد .
اگر اين دو جوان از اراده قوى و تحمل فوق‏العاده در برابر سوزش‏هاى خانوادگى برخوردار نيستند ، مناسب است كه از ازدواج چشم بپوشند . ازدواج با يك فرد ، مساوي است با پيوند با يك خانواده و فاميل و نسل !
در مسئله ي « انتخاب همسر » ، معقول نيست كه انسان بگويد : « من مي خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كاري به خانواده و خويشان و فاميلش ندارم » زيرا :
1ـ  اين فرد  جزئي از همان خانواده و فاميل ، و شاخه اي از همان درخت است. و اين شاخه ، از ريشه هاي همان درخت ، تغذيه كرده است . مسلم است كه بسياري از صفات اخلاقي ، روحي ، عقلي و جسمي آن خانواده و فاميل ، از راه  وراثت و تربيت و محيط و عادات ، به اين فرد منتقل شده است.
پيامبر اسلام (ص) در اين باره مي فرمايند : « تَزّوجوا في الحِجرِ الصالح ، فاِنَّ العِرقَ دَسَّاسٌ » ، « با خانواده ي شايسته ، وصلت  كنيد ؛ زيرا عِرق (ژن و خصوصياتي كه به وسيله ي نطفه و وراثت از پدران و مادران به فرزندان و نسل هاي بعدي منتقل مي شود) تاثير مي گذارد »
2ـ اگر تو با آنان كار نداشته باشي ، آنان با تو كار دارند ! هرگز نمي تواني همسرت را  از آنان و آنان را از همسرت جدا كني . خودت هم نمي تواني رابطه ات را با آنان قطع كني . يك عمر بايد با آنها معاشرت و زندگي نمايي . اگر خانواده و خويشان همسر ، ناباب و فاسد باشند ، انسان را « زجركش »  مي كنند و از دخالت هاي آنان در زندگي و از ارتباط با آنان نمي شود ، به كلي جلوگيري كرد .
3ـ بدنامي يا خوشنامي آنان ، تا آخر عمر همراه انسان است و در زندگي تأثير مي گذارد. تحمل بدنامي آنان ، بسيار مشكل خواهد بود .
4ـ صفات و خصوصيات آنان ، در فرزندان آينده ، تأثير دارد . پيامبر اكرم (ص) در اين باره مي فرمايند : « بنگريد چه كسي را به همسري برمي گزينيد ، زيرا فرزندان ، شبيه دايي هايشان مي شوند » .


9ـ  تناسب اجتماعي  : 

 كسي كه اهل علم و تحقيق و پژوهش است و مي خواهد عمر و زندگي اش را در راستاي مسائل علمي و تحقيقي بگذراند و روحيه اش كاوش گرانه است ، هرگز نبايد با فرد و خانواده اي وصلت كند كه روحيه ي اجتماعي شان ، روحيه ي تجملاتي و تشريفاتي و اشرافي است و اهل خوشگذراني ، مهماني هاي ريايي ، مسافرت هاي تفريحي افراطي و تفريحات پياپي هستند . افراد فراواني را سراغ داريم  كه دچاراين اشتباه و غفلت شده و به بدبختي و فلاكت گرفتار شده اند . البته اين به معناي ناديده انگاشتن تفريحات سالم و ضروري نيست .


10ـ كارى و شغلى : 

 هر كس پيش از ازدواج مي بايست تكليف خود را با مسئله شاغل يا خانه دار بودن همسر روشن كند . برخي قبل از ازدواج ، شاغل بودن همسر را به صورت ملاكي آنچنان برجسته در ذهن خود حك مي كنند كه بسياري از موارد ديگر را به پاي آن قرباني مي كنند . در حالي كه اولاً اگر زني را به خاطر درآمد اقتصادي و استقلال مالي انتخاب كنند ، هدف از ازدواج بهره كشي خواهد بود ، كه يكي از اهداف انحرافي ازدواج است . در اين صورت، بيشتر به آن زن به صورت يك كالاي اقتصادي و سودآور نگاه شده تا يك همسر ، يك شريك ، يك همراه و ...
دوم طبق قوانين حقوقي، شرعي و عرفي ما ، تأمين معاش به عهده مرد است و نفقه زن چه شاغل باشد (در آمدي داشته باشد) و چه نباشد ، به عهده شوهر است و هيچ وظيفه قانوني ، براي زن در مورد تأمين مخارج خانواده در نظر گرفته نشده است . تنها مسئوليتي اخلاقي است كه سبب مي شود زنان شاغل همدل و همراه شوهر ، پا به پاي مرد خانه كار كنند و هر دو هر چه دارند با خلوص تمام ، به نفع اعضاي خانواده خرج كنند . در اين بين هستند زناني كه درآمد اقتصاديشان را به صورت سرمايه و براي خود پس انداز مي كنند .
پس چه بهتر كه طرفين از ابتدا به ديدي كاملاً واقع بينانه به مسئله اشتغال زن بنگرند و اگر در كنار مسئوليت خارج از منزل ، وظايف خانه داري كم رنگ شد جايي براي شكايت باقي نماند . خصوصاً مسئله حقوق و درآمد زن مورد بررسي قرار گيرد و زناني كه قصد دارند درآمد خود را نه در راستاي امور مالي منزل بلكه براي خود ، هزينه و يا پس انداز كنند ، از ابتدا تصميم خود را مبني بر عدم مشاركت در امور اقتصادي خانواده بيان كنند تا مرداني كه يكي از پايه هاي انتخاب خود را درآمد همسر قرار داده اند ، در انتخاب خود تجديد نظر به عمل آورند .
هر شغلى الزاماتى دارد كه چاره‏اى جز پذيرش آنها نيست . توجه به شغل همسر در انتخاب از اهميت فوق‏العاده برخوردار است . شغل‏هايى است كه ملازم با غيبت شبانه از منزل است و يا ساعات طولانى فرد بايد خارج از منزل باشد . بعضى شغل‏ها با كثيف شدن لباس و جسم همراهند . بعضى شغل‏ها با سر و صداى زياد همراهند و فرد بعد از ساعت اشتغال ، نياز فراوان به آرامش و سكوت دارد و ... .  توجه به لوازم شغل شوهر و همسر و بررسى توان تحمل آنها از اهميت فوق‏العاده برخوردار مى‏باشد و عدم توجه به اين مطلب بعدها مشكل‏ساز خواهد بود.
فردي محقق و پژوهش گر و با همت ، پس از چند سال زندگى مشترك با همسرش و با داشتن چند فرزند ، كارش به طلاق كشيد . او علت جدايى‏اش را چنين بيان كرد:  كار من يك كار علمى و تحقيقى است و برنامه شبانه‏روزى‏ام اين است كه مانند يك كارگر در شبانه‏روز ده ساعت بايد به كارهاى علمى و تحقيقاتى مشغول باشم و همسرم علاقه‏اى به اين امور نداشت و هميشه برنامه‏هاى تفريحى ترتيب مى‏داد و از من مى‏خواست كه در برنامه شركت كنم. هر چه مى‏خواستم او را قانع كنم كه برنامه تفريحى به اندازه معمول باشد به طورى كه مرا از انجام وظيفه‏ام باز ندارد، همسرم توجهى به استدلالم نمى‏كرد و مصرانه از من مى‏خواست در همه برنامه‏هايى كه ترتيب مى‏دهد، شركت كنم و بالاخره من سر باز زدم و به همين جهت كارمان به طلاق كشيد .   

 
11ـ  همتايي جسمي و جنسي  : 

 « يكي از اركان اصلي زندگي زناشويي ، اشباع و ارضا و رضايت جنسي زن و شوهر از هم است .
تناسب جسمى از اهميت فراوانى برخوردار است ، مردى كه از جمال و تناسب اندام بهره چندانى ندارد ، نبايد به دنبال همسرى زيبا با اندام متناسب باشد ، زيرا چنين ازدواج‏هايى در معرض مشكلات و حتى فساد مى‏باشد . اگر اينان با فردى همسان و هم‏رديف خود ازدواج كنند ، بعدها در مقايسه ، خود را مضر نمى‏يابند .


12ـ  روحى :

روحيات افراد در زندگى بسيار مؤثر است و در سازگارى و ناسازگارى نقش مهمى دارد . در روانشناسى ، افراد را از نظر ويژگى‏هاى روحى و روانى به دو طيف «درون‏گرا» و «برون‏گرا» طبقه‏بندى مى‏كنند . هر كدام از اين دو طيف داراى درجه‏هاى متعددى است. شماره 1، درون‏گراى محض و شماره 100، برون‏گراى محض است و شماره 50، متعادل بين اين دو حالت . بالاتر از 50 ، به برون‏گرايى گرايش دارد و كمتر از 50 ، به درون‏گرايى .
متخصصان روانشناسى مى‏گويند افرادى كه با هم ازدواج مى‏كنند ، نبايد فاصله آنها بيش از 20 الى 30 درجه باشد . يعنى اگر مردى درون‏گرا  و درجه درون‏گرايى او 30 است ، مناسب است با زنى متعادل (در درجه 50) يا حداكثر داراى ده درجه برون‏گرايى ازدواج كند .
و اگر داراى درجه 10 درون‏گرايى است ، حداكثر با درون‏گرايى درجه 40 ازدواج كند و چنانچه مردى كه در درجه 10 درون‏گرايى است با زنى كه در درجه 30 برون‏گرايى [يعنى درجه 80] است ازدواج كند، به احتمال قوى نخواهند توانست با هم سر كنند و نهايت امرشان به جدايى خواهد انجاميد.
خانم اقدس نوروزى ، نابيناى قاليباف اهل اصفهان در جواب اين سؤال كه آيا زندگى قابل تحمل است يا غير قابل تحمل ؟ شيرين است يا تلخ ؟ جواب مى‏دهد : براى هر كسى ممكن است شيرين يا تلخ باشد ، ولى براى من تا حدى شيرين است چون با همتاى خودم كه مرا درك مى‏كند ، ازدواج كرده‏ام .    
ب - خانم فيروزه گل‏محمدى، هنرمند و تصويرگر كتاب كودكان در رابطه با اين سؤال كه آيا در رابطه با شغل و كار خود ، مشكل خانوادگى ندارى ؟ مى‏گويد: نه ، اصلاً نه ، در اين مورد اصل قدم اول است. همين كه اسلام مى‏گويد دو نفر كه مى‏خواهند ازدواج كنند بايد كفو هم باشند ، خيلى مهم است . همسر من خودش اهل هنر است و نه تنها موافق كارهاى من است بلكه گاهى هم نسبت به همديگر كمك فكرى مى‏كنيم . حالا اگر شريك زندگى من ديدگاه هنرى نداشت ، مسلّماً نمى‏توانست اين زندگى را تحمل كند و طبعاً من هم .    
اقتدا به استثناها حتى‏الامكان ممنوع !
در اجتماع موارد متعددى مى‏يابيم كه زن و مرد از جهت يا جهاتى همسان نيستند و تفاوت فاحش دارند ولى به خوبى با هم زندگى مى‏كنند و مشكلى ندارند. چرا با وجود اين نمونه‏ها اينقدر بر همسانى و تناسب تكيه مى‏كنيد؟
ما به هيچ وجه منكر اين موارد نيستيم و خود هم مواردى فراوان ديده يا شنيده‏ايم ولى نكته‏اى كه توجه مى‏دهيم اينكه ، اين موارد را بايد استثناها ناميد و روال عمومى اين است كه به استثنا اقتدا نشود . براى اينكه در استثناها معمولاً ما با فهم ، ايمان ، صبر ، تحمل و فداكارى استثنايى مواجه هستيم و اگر اين صبر و ايمان و ... نبود ، قطعاً مشكل پيدا مى‏شد . مثلاً وقتى رسول خدا (ص) جويبر را نزد پدر دلفاء مى‏فرستد و جويبر ـ غلام سياه آزادشده بدون مال و عنوان و ... ـ پيام رسول خدا را مى‏رساند ، با جواب ردّ قاطع پدر دلفاء مواجه مى‏شود و برمى‏گردد ولى دلفاء به مراحل فوق‏العاده بالايى از ايمان رسيده و انتخاب رسول خدا (ص) را بهترين انتخاب مى‏داند و خود را به افتخار تسليم مى‏كند و پدر را سرزنش مى‏كند كه چرا فرستاده رسول خدا (ص) را بازگرداندى و بعد از ازدواج با جويبر به او وفادار مى‏ماند . چنين ايمانى را كم مى‏توان يافت و افرادى كه به اين سطح از ايمان نرسيده‏اند ، نبايد و نمى‏توانند به او اقتدا كنند .
زن جوانى كه به سطحى از ايمان رسيده كه با عشق و علاقه به همسرىِ جانبازِ 70 درصد نابيناى بدون دست و پا در مى‏آيد و با عشق و علاقه به او خدمت مى‏كند ، نمى‏تواند مقتداى افراد عادى باشد . افراد عادى اگر به او اقتدا كنند، قطعاً بعد از چندى مى‏بُرند و توان ادامه راه را از دست مى‏دهند و فرجام ناخوشايند طلاق را بايد بپذيرند .
نقل است كه روزى بزرگى را گذر به بيابان افتاد و بر باديه‏نشين وارد شد . زن صاحب خانه را داراى جمالى بى‏نظير و اخلاقى متعالى و ايمانى عالى يافت . زن او را به گرمى ، ميزبان گشت و از وى به حرمت ، پذيرايى نمود . بعد از ساعتى مردى زشت‏روى ، بدقواره و بداخلاق وارد شد و معلوم گشت كه او شوى زن است . مرد ميهمان را تعجب فراوان گشت و در مجالى مناسب از زن پرسيد ، چگونه به اين رعنايى و جمال ، به همسرى با اين زشت بداخلاق رضايت داده و صبر مى‏كنى و جواب شنيد كه به اميد پاداش آخرت ، بر زشتى و بداخلاقى همسرم صبر مى‏كنم . براى اقتدا به چنين زنى بايد از چنان ايمان و باور و صبر و تحملى برخوردار بود و الّا بايد آمادگى پذيرش مشكلات روحى و جسمى آن را داشت . بار برداشتن بيش از حد توان نه مورد امر خداست و نه امرى عاقلانه .
حضرت امام با اشاره به صحنه‏هاى فداكارى‏هاى مادران و خواهران و همسران شهدا مى‏نويسند :  « و آنچه براى من يك خاطره فراموش‏نشدنى است ، با اينكه تمام صحنه‏ها چنين است ، ازدواج يك دختر جوان با يك پاسدار عزيز است كه در جنگ هر دو دست خود را از دست داده و از هر دو چشم آسيب ديده بود . آن دختر شجاع با روحى بزرگ و سرشار از صفا و صميميت گفت حال كه نتوانستم به جبهه بروم ، بگذار با اين ازدواج دَيْن خود را به انقلاب و به دينم ادا كرده باشم . عظمت روحانى اين صحنه و ارزش انسانى و نغمه‏هاى الهى آن را نويسندگان ، شاعران ، گويندگان ، نقاشان ، هنرپيشگان ، عارفان ، فيلسوفان ، فقيهان و هر كس را كه شماها فرض كنيد ، نمى‏توانند بيان و يا ترسيم كنند و فداكارى و خداجويى و معنويت اين دختر بزرگ را هيچ كس نمى‏تواند با معيارهاى رايج ارزيابى كند »